باسلام خدمت شما

بنده اخیرا کتابی را با عنوان عالم عجیب ارواح مطالعه نمودم که نویسنده آن آقای سید حسن ابطحی می باشد ، در ابتدا آیا این کتاب از نظر شما یا مراجع مورد قبول می باشد ؟ مرز خرافات و واقعیات در این کتاب کجاست ؟

در طول مطالعه کتاب احساس خوبی از ماوراالطبیعه و لحظات هنگام و بعد از مرگ به من دست داد و باعث شد که به فکر تهذیب نفس بیافتم و خود را از قید هوس های دنیایی بیرون کنم ولی الان سردرگمم که چگونه این کار برای من ممکن است !!!

اولین مشکل : من از موسیقی بدون اینکه تحریک به فساد بشم لذت زیادی میبرم و حاله خوشی بهم دست میده (به فکر حرام نمی افتم ، فقط اعصابم راحت تر میشه) یا وقتی ورزش میکنم با گوش دادن به آهنگ های DJ میتونم بهتر ورزش کنم و حتی وقتی سه تار میزنم خیلی برام روح بخش است .

دومین مشکل : در اون کتاب همه ارواح به عبادت و تهذیب نفس و دور بودن از لذات دنیایی توصیه می کردند ولی این باعث خواهد شد جامعه اسلامی نتواند از لحاظ علمی و تکنولوژیک رشد کند و باعث ضعف جامعه اسلامی خواهد شد ، در ضمن آیا این لذت ها ، لذت های حلال مانند روابط زناشویی را شامل میگردد یا عشق به همسر را ، زیرا ممکن است در لحظاتی که انسان با عشق علاقه با همسر خود در ارتباط است از یاد خدا غافل گردد .

سومین مشکل : آیا هرچیزی که انسان آن را دوست داشته باشد و علاقه زیادی به انجام آن داشته باشد مانند ورزش و یا بازی های کامپیوتری راه انسان را بر روی تهذیب نفس میبندد چون در این مدت در هنگام بهره گیری از این لذات احساس عذاب وجدان می کردم .

چهارمین مشکل : کلا من دوست ندارم خرافاتی باشم ولی این احساس به من دست میدهد ، من دوست دارم یه مسلمان و اگر بتوانم یک مومن مدرن (به روز) باشم .

از شما خواهشمندم ضمن پاسخگویی به سوالات بالا مرا در این مسیر بسیار بسیار سخت راهنمایی کنید و در آخر از نگارش نا مطلوب سوال عذرخواهی می کنم ، چون هنوز افکارم بر این قضیه منسجم نشده ، همچنین کتاب مذکور با یک جستجو در اینترنت به راحتی قابل دانلود می باشد

مرجع تقلید وحید خراسانی

با توجه به این که سوالات شما به مطالب در کتاب مذکور منشا می گیرد. د رپاسخ به نکاتی درباره این کتاب و مولف آن می پردازیم. چنانچه نیاز به توضیحات بیشتری داشتید در مکاتبات بعدی بنویسید تا پاسخ دهیم.
بدیهی است هر استاد و عالمی دارای برخی کمالات علمی و ویژگی های قابل تحسین است. اما آنچه مشکل زاست ، مطلق نگری مخاطبان به آن استاد و با انحصارگری استاد نسبت به مخاطبان و مریدان خود است.
با توجه به این نکته می گوییم :
نوشته های آقای ابطحی مشتمل بر مطالبی مثل اعتراف به گناه نزد دیگران و اعتقاد به تناسخ و پیوستن روح‌، پس از مرگ‌، به بدنی دیگرو،... است، قابل تأیید نیست. از این رو کتب نویسنده‏ مذکور را هرگز نمی‏توان به طور کامل تأیید کرد. به ویژه اینکه مطالعه‏ مطالب این کتاب ها برای افرادی که شخصیت آنها در ناحیه معارف دینی شکل نگرفته حتی ممکن است در مواردی مضر باشد و اثرات نامطلوبی به جای بگذارد و یا شبهاتی نظیر آن چه به ذهن شما نیز رسیده مثل پرداختن به عبادت و دوری از فعالیت های اجتماعی و ...را در ذهن افراد ایجاد کرده و ایشان را دچار سردرگمی می کند.
بسیاری از این مطالب با مطالعه روایات و آثار اسلام شناسان واقعی، قابل نقض و نقد است. اما به طور کلی باید بدانید :
هر نوع گفتار و کرداری را از هر شخصیتی باید با ترازوی قرآن و سنت معصومین(ع) سنجید، چون این دو معیار است . هر چیزی وقتی دارای ارزش و قیمت است و شایستگی آموختن و عمل کرد ن دارد که با این دو معیار حق سازگار و هماهنگ باشد.
امامان (ع) در مورد احادیثی که از ایشان نقل می شود، فرموده اند:
احادیث ما را با قرآن مقایسه کنید، اگر با آن موافق بود و با خطوط کلی آنها سازگار بود، آن احادیث از ما است، آنها را بگیرید و عمل کنید و گرنه به آنها اعتنا و توجهی نکنید.
بنابراین وظیفه فعلی و فوری ما این است که با قرآن و پیام ها و خطوط کلی آن دقیقا آشنا شویم . نیز با روایات اولیای الهی در ارتباط پیگیر باشیم تا بتوانیم با شناختی که از این دو منبع عظیم و استوار به دست می آوریم، حق و باطل را تشخیص دهیم و در راه دشوار بندگی دچار خطا و آسیب نگردیم.
برای رسیدن به این مقصودو نیز پیشرفت در مبانی معرفتی و سیرو سلوک، مطالعه کتاب های اساتید شناخته شده ای مانند استاد شهید مطهری و مصباح یزدی و جوادی آملی و یا محمد شجاعی در تحصیل شناخت عمیق و روشن تأثیر فراوانی دارد. همچنین می توانید به کتاب تزکیه و خود سازی از آقای ابراهیم امینی مراجعه نمائید.
توصیه ما این است که سعی کنید بدون مطلق نگری و بدون محدود کردن خود به یک شخصیت، آن مقدار که با روش عمومی علما و سنت و سیره مشهور معصومان(ع) مخالفت ندارد، از علم و دانایی افراد استفاده کنید. اما مراقب باشید در هنگام مطالعه و .... به طور کامل مجذوب نشوید و قدرت اختیار و انتخاب خود را از دست ندهید زیرا دیده شده برخی به خاطر افراط گری و مجذوبیت بیش از حد، حتی نظام خانواده خود را از هم پاشیده اند.