چرا برای دیه یک مرد مسلمان 100نفر شتر تعیین شده و این مقدار کمتر یا بیشتر نیست؟
چرا دیه جرح زن مادامیکه از 1/3 دیه کامله تجاوز میکند به 1/2 تقلیل می یابد؟
میزان دیه در ادیان دیگر چه مقدار یا چه واحدی است؟

دیه‌ قتل عمد مرد مسلمان یکی از امور شش‌گانه ذیل است ‌:1- یک‌صد شتر .2- دویست گاو 3- یک‌هزار گوسفند 4- دویست دست لباس از حله‌های یمن‌.5- یک‌هزار دینار (هر دینار یک مثقال شرعی طلا به وزن ۱۸ نخود است‌).6- ده هزار درهم ( هر درهم به وزن ۶/۱۲ نخود نقره می‌باشد). (1).
حکم دیه از آن دسته احکامی است که به صراحت در متون دینی ما آمده است واتفاقا در همان زمان کسانی یافت می شدند که یا از باب سئوال و یا از باب شبهه واشکال بر احکام، طرح مسئله می کردنداز جمله روایت «ابان بن تغلب»است كه اينگونه نقل شده است : أبان بن تغلب گويد: به امام صادق عليه السّلام عرض كردم: چه مى‏فرمائيد در مورد اينكه مردى انگشتى از انگشتان زنى را قطع كند، ديه آن چه مقداراست؟ فرموده: ده شتر، عرض كردم: چنانچه دو انگشت را ببرد چه مقدار مى‏پردازد؟حضرت فرمود: بيست ناقه، گفتم: سه انگشت؟ فرمود: سى شتر، گفتم اگر چهار انگشت او را ببرد؟ فرمود: بيست ناقه، گفتم: سبحان اللَّه، سه انگشت را مي برد سى شتر، و چهار انگشت را مي برد بيست شتر!! چنين چيزى در عراق بوديم بگوش ما رسيد از گوينده‏اش بيزارى جستيم، و مى‏گفتيم اين را شيطان گفته است، فرمود: آرام باش شتاب نكن اى أبان اين چنين رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله حكم خدا را بيان كرده است كه زن ديه‏اش برابر مرد است تا به يك سوّم ديه كامل برسد، و چون بيك سوّم رسيد، زن ديه‏اش به نصف مرد باز مى‏گردد، اى أبان تو(حکم) مرا به قياس گرفتی، در حالى كه سنّت چنانچه با قياس سنجيده شود دين نابود خواهد شد.(2)
با دقت در اینگونه روایات بر ما معلوم می شود که محور اصلي پاسخ را دعوت به تعبد نسبت به احكام خدا و تعهد به سنت رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ تشكيل مي‎دهد كه اين همان روح شريعت و مبناي دينداري است، و بدون آن اسلام و مسلماني، شعاري بيش نيست.
برای پی گیری بحث دو نکته اساسی را باید توجه داشت:
اولاً، ديه بر عكس آنچه كه در فارسي گفته مي‎شود «خون بها» بهاي خون نيست، از منظر قرآن كريم يك انسان برابري دارد با همه انسان‎ها، اما نقش ديه هم براي مجازات در نظر گرفته شده،و هم براي جبران خسارت اقتصادي است، يعني مردي، زني در يك خانواده از ميان رفته است، جاي او خالي است، و اين خلأ خسارت اقتصادي به آن خانواده وارد مي‎كند، و ديه براي جبران خسارت وارده است. (3)
ثانياً، با اين فرض كه ديه براي جبران خسارت وارده بر آن خانواده ای است که مصیبت دیده هستند، گفته مي‎شود از آنجا كه مرد نقش بيشتر و مؤثرتري در زندگي اقتصادي دارد، و از بين رفتن و يا صدمه ديدن او لطمه بيشتري به اقتصاد خانواده وارد مي‎آورد، به ويژه كه در نظام حقوق اسلام، اداره خانواده و مسؤوليت تأمين معيشت آن با مرد است بنابراين ديه او بايد بيشتر باشد.
از اين منظر تفاوت ديه زن و مرد، هرگز به معناي پائين‎تر بودن ارزش زن نيست، بلكه بدان دليل است كه تبعات از دست دادن مرد يا صدمه ديدن او از لحاظ اقتصادي بيشتر از زن است، و حال كه قرار است اين ضايعه به صورت مادي جبران شود، و در واقع تحت عنوان ديه خسارت داده شود، طبعاً اين تفاوت وضع بايد در نظر گرفته شود. نکته دیگر اینکه حكم شرعي و قانوني با توجه به وضع غالب تعيين مي‎شود،و وضع غالب اين است كه مرد تأمين كننده هزينه خانواده و داراي نقش مؤثرتر در وضع اقتصادي و مالي است، بنابراين خسارت قابل پرداخت به او يا خانواده‎اش تحت عنوان ديه بيشتر از زن تعيين شده است.
با توجه به این مطالب می توان از روایت امام صادق (ع) استظهاراتی کرد(البته ادعا نمی کنیم که علت حکم امام این بوده، بلکه در حد ظن وگمان می توان مطالبی را بدون نسبت دادن به دین مطرح کرد)و آن اینکه تاحد ثلث، خسارت وارده بر مرد بگونه ای نیست که او را از فعالیتهای اقتصادی حذف کند. اما از حد ثلث که بگذرد خسارات ناشی بر مرد باعث نقصان بیش از حد او در فعالیتهای اقتصادی خواهد شد پس در بخشی که خسرات کم است زن ومرد مشترک هستند. اما در بخشی که خسارت بیشتر است و باعث حذف مرد می شود. آنجا برای جبران خسارت، هزینه بیشتری برای مرد باید پرداخت.
بخش پایانی پرسش: در ادیانی همچون یهود و مسیحیت وزرد تشت در باب جنایات، دیه وجود ندارد. آنچه که آمده یا قصاص به قتل است یا حبس و تبعید البته در دین مسیح در صورت وقوع جرم قتل به صاحبان خون دستور داده شده كه از قاتل حق قصاص و خونخواهي ندارند ، بلكه بايد با يكديگر صلح وسازش نمايند (4).
پی نوشت ها:
1. امام خميني(ره).تحرير الوسيله.موسسه تنظيم ونشر آثار امام خميني(ره).چاپ اول .1379.ج2.ص526.
2. شيخ صدوق .من لا يحضره الفقيه-ترجمه غفارى،: نشر صدوق.‏ تهران‏ چاپ اول 1367 ش‏.ج‏5، ص: 495.
3. ناصر مكارم شيرازي، دروس خارج فقه، بحث ديات، روزنامه آموزشي پژوهشي فيضيه، شماره 18، ص 5.
4.http://nabzefarda.com/archive/index.php/t-13615.html