چرا خداوند که در قرآن کریم انسان را اشرف مخلوقات نامیده، در سوره‌ی غافر فرموده که خلقت زمین‌ و آسمان‌ها بزرگ‌تر از انسان است؟!

اشرف مخلوقات بودن انسان و برتری او بر تمام مخلوقات الهی، از منظر آیات قرآن، امری مسلّم و قطعی نیست؛ اما در عین حال، بر اساس جمع بندی های نقلی می توان به این حقیقت رسید؛ چنان که برخی از مفسّران تصریح می نمایند که انسان اشرف بر تمام مخلوقات الهی است. (1)
قرآن مجید از کرامت و ارجمندی انسان و برتری او بر بسیاری از موجودات دیگر سخن به میان آورده (2) و فرموده است: "ما انسان را در بهترین شکل آفریده‏ایم". (3) اما اصل کرامت و شرافت انسان، از دو ناحیه قابل برّرسی است:
1. کرامت ذاتی، یعنی انسان از نظر ساختار وجودی و امکانات، برتری دارد، که نشانه عنایت ویژه خداوند به نوع انسان است. انسان بر خلاف حیوان و فرشته، از شهوت و عقل برخوردار است.
2. کرامت اکتسابی، یعنی انسان در پرتو ایمان و عمل صالح، کمالاتی را به دست می آورد. از جهت همین کمال اختیاری است که می­تواند به مراتب بالای هستی دست یابد و از فرشتگان نیز برتر شود. مقام والای انسانی نیز از طریق دست یافتن به کمال اختیاری تحقق می یابد.
انسان، تنها موجودی است که از نیروهای مختلف مادی و معنوی تشکیل شده و در لابه لای تضادها می‏تواند پرورش پیدا کند و استعداد تکامل و پیشروی نامحدود دارد. امام علی(ع) در این باره می‌­فرماید: "خداوند خلق عالم را بر سه گونه آفرید: فرشتگان، حیوانات و انسان ها. فرشتگان عقل دارند، بدون شهوت و غضب. حیوانات مجموعه‏ای شهوت و غضب­اند و عقل ندارند. اما انسان مجموعه‏ای است از هر دو؛ هم عقل دارد و هم شهوت و غضب، تا کدامین غالب آید. اگر عقل او بر شهوتش غالب شود، از فرشتگان برتر است. اگر شهوتش بر عقلش چیره گردد، از حیوانات پست‏تر". (4)
در نتیجه، شرافت انسان در آن است که می تواند در میان تمایلات گوناگون و مختلف و تضادها و تعارضات درونی، زمینه و بستر تعالی و رشد خود را فراهم آورده، به سعادتی عظیم و غیر قابل دسترسی سایر موجودات برسد.
بر این اساس، روشن می شود که ماهیت شرافت انسان، امری روحی و درونی است و به امور جسمانی و ظاهری ربطی ندارد و اصولاً عظمت آسمان در خلقت نسبت به انسان چنان که در آیه مورد نقل شده، نظر هیچ منافاتی با شرافت ذاتی انسان ندارد.

پی نوشت ‏ها:
1. سيد عبد الحسين‏ طيب، اطيب البيان في تفسير القرآن، انتشارات اسلام‏، تهران، 1378 ش‏، ج ‏14، ص 117.
2. اسراء (17)، آیه 70.
3. تین (95)، آیه 4.
4. مکارم شیرازى ناصر، تفسیر نمونه، دار الکتب الإسلامیه، تهران ، 1374 ش، ج 12، ص 200.