هشت مراتب توحید را به طور کامل شرح و بسط دهید؟ همراه با ذکر منبع

با توجه به كلام خداوند و روايات اسلامي، براي توحيد به عنوان يكتاپرستي و اعتقاد به خدای یگانه ،مراتب متعددي ذكر شده است كه البته با توجه به این که برخي از این مراتب به يك مرتبه جامع برگشت دارد لذا در تعیین تعداد اين مراتب نظرات متفاوتی وجود دارد که برخی برگشت آنها را به 4 مرتبه می دانند (توحيد ذاتي و صفاتي و افعالي و عبادي)و برخي بيش از هشت مرتبه براي آن ذكر مي نمايند كه به برخي از آنها مختصرا اشاره مي نمائيم:
1ـ «توحید ذاتی»:توحید ذاتی یعنی شناختن ذات خداوند به وحدت و یگانگی که دو تفسير دارد:
الف - ذات خداوند يكتا و بى همتا است و براى او مثل و مانندى متصور نيست.ب - ذات خداوند بسيط است و هيچگونه كثرت و تركيبى در آن راه ندارد.
اميرمؤمنان على عليه السلام در بيان دو معناى فوق چنين فرموده است:
1. «هو واحد ليس له في الاشياء شبه»: او يكتا است و براى او در ميان موجودات مانندى نيست «و انه عزوجل احدي المعنى لا ينقسم في وجود و لاوهم و لاعقل.» : او «احدى المعنى‏» ست‏يعنى نه در خارج و نه در وهم و نه در عقل براى او، جزء متصور نيست.(1) برخی از آیات قرآن نیز به این مرتبه از توحید اشاره دارند.(2)
2ـ «توحید صفاتی»:توحید صفاتی یعنی ما خدا را واجد همه صفات كمالى (عالم، قادر، حى، سميع، بصير و...) مى‏دانيم، اين صفات از نظر مفهوم با يكديگر تفاوت دارند مثلا آنچه را كه ما از كلمه «عالم‏» مى‏فهميم غير آن چيزى است كه از واژه «قادر» درك مى‏كنيم، ولى سخن در جاى ديگر است و آن اينكه، اگر چه اين صفات در مفهوم با يكديگر مغايرت دارند، اما در اقعيت‏خارجى، يعنى در وجود خداوند، متحدند. توحید صفاتی یعنی درك و شناسایی این حقیقت که ذات خداوند با صفاتش عین هم بوده و هم چنین صفات مختلف او نیز همه گویای یک حقیقت می باشند که از زوایای مختلف با آن نگاه شده است.(3)
3ـ«توحید افعالی»:توحید افعالی یعنی درك و شناختن این كه جهان، با همه‌ی نظامات و سنن و علل و معلولات و اسباب و مسبّبات، فعل خداوند و كار او و ناشی از از اراده‌ی او می باشد. موجودات عالم همچنان كه در ذات استقلال ندارند و همه قائم به او و وابسته به او هستند و او به تعبیر قرآن «قیّوم» همه‌ی عالم است، در مقام تأثیر و علیّت نیز استقلال ندارند، و در نتیجه خداوند همچنان كه در ذات شریك ندارد در فاعلیّت نیز شریك ندارد. هر فاعل و سببی، حقیقت خود و وجود خود و تأثیر و فاعلیّت خود را از او دارد و قائم به اوست. همه‌ی حول‌ها و قوّه‌ها «به او» است (ماشاءَ اللهُ وَلا قُوَّهَ اِلاّ بِهِ، لاحَوْلَ وَلا قُوَّهَ اِلاّ بِاللهِ).
4ـ «توحید در عبادت»:پس از اعتقاد به توحید ذاتی و صفاتی و افعالی، انسان می یابد که تنها موجودی که شایستگی و حق پرستش شدن دارد ذات خداوند متعال می باشد در واقع مراتب گذشته از سنخ توحید نظری و از نوع شناختن و محصول تفكر و اندیشه‌ هستند ، در حالی که توحید در عبادت، توحید عملی و از نوع «بودن» و «شدن» است.
توحيد در عبادت، اصل مشترك ميان تمام شرايع آسمانى است، و به يك معنا، هدف از بعثت پيامبران الهى تذكر و يادآورى اين اصل بوده است، چنانكه مى‏فرمايد:‹‹ولقد بعثنا في كل امة رسولا ان اعبدوا الله واجتنبوا الطاغوت›› (4): در ميان هر امتى پيامبرى را برانگيختيم تا به مردم بگويد خدا را بپرستيد و از پرستش طاغوت دورى گزينيد. همه مسلمانان در نماز به توحيد در عبادت گواهى داده و مى‏گويند: ‹‹اياك نعبد››(5).
5-«توحيد در خالقيت و آفريدگارى»: يعنى جز خداوند آفريدگار ديگرى وجود ندارد و آنچه كه لباس هستى مى‏پوشد مخلوق و آفريده او است. قرآن بر اين وجه از توحيد تاكيد دارد و مى‏فرمايد:
‹‹قل الله خالق كل شي‏ء و هو الواحد القهار›› (6): او است آفريدگار هر چيز، و او ست‏يگانه غالب.
‹‹ذلكم الله ربكم خالق كل شي‏ء لا اله الا هو›› (7): خدا پروردگار شما است كه آفريننده هر چيز است، جز او خدايى نيست.
6- «توحيد در ربوبيت و تدبير تكويني»:مقصود از تدبير تكوينى، كارگردانى جهان آفرينش است، بدين معنا كه اداره جهان هستى - همانند ايجاد و احداث آن - فعل خداوند يكتاست. درست است كه در كارهاى بشرى تدبير یک چیز از احداث و ایجاد آن تفكيك پذير است، مثلا فردى كارخانه‏اى را مى‏سازد و ديگرى آن را اداره مى‏كند، ولى در عالم آفرينش، آفريدگار و كارگردان يكى است، و نكته آن اين است كه تدبير جهان جدا از آفرينشگرى نيست.
تاريخ انبيا نشان مى‏دهد كه این مرتبه از توحید بیشتر مورد مناقشه امتهاى گذشته بوده است و اگر شركى در كار بوده است، نوعا مربوط به تلقی غلط افراد از تدبير و كارگردانى عالم به دست موجوداتی غیر از خداوند نظیر بتها بوده است. چنانكه مى‏فرمايد:
‹‹واتخذوا من دون الله آلهة ليكونوا لهم عزا›› (8): جز خدا، خدايانى براى خود برگزيدند تا مايه عزت آنان باشند.
7-«توحيد در ربوبيت و تدبير تشريعى»:همان گونه كه در تكوين و خلقت عالم خداوند يگانه مدبر است، و تدبير جهان آفرينش و زندگى انسان در دست اوست (تدبير تكوينى) همچنين هر نوع امور مربوط به شريعت نيز - اعم از حكومت و فرمانروايى، تقنين و قانونگذارى، اطاعت و فرمانبردارى، و شفاعت و مغفرت گناه - همگى در اختيار اوست، و هيچكس بدون اذن او حق تصرف در اين امور را ندارد. ازينروى توحيد در حاكميت، توحيد در تشريع، توحيد در اطاعت و... از شاخه‏هاى توحيد در تدبير شمرده مى‏شوند.
بنابر اين اگر پيامبر به عنوان حاكم بر مسلمين برگزيده شده، اين گزينش به اذن پروردگار بوده است و درست‏به همين علت مى‏باشد كه اطاعت او مانند اطاعت‏خدا لازم شمرده شده، بلكه عين اطاعت‏خداست. مى‏فرمايد:‹‹فمن اطاع الرسول فقد اطاع الله›› (9) و نيز مى‏فرمايد: ‹‹و ما ارسلنا من رسول الاليطاع باذن الله›› (10).چه،اگر اذن و فرمان الهى نبود، پيامبر نه حاكم بود و نه مطاع، و در حقيقت، حكومت و اطاعت او تجليگاه حكومت و اطاعت‏خدا است.
8-«توحيد در اطاعت »:يعني اعتقاد به اينكه حق اطاعت و پيروي شدن اولاً و بالذات مخصوص خداوند است، زيرا او خالق و مالك جهان و انسان است ،البته اگر خداوند اين حق حاكميت و رهبري را براي افرادي خاص نظير پيامبران الهي و اوصياء آنها قرار دهد ...) اطاعت از آنان نيز به تبع اطاعت از خداوند متعال بر ديگران لازم مي شود ،لذا در منظر يك انسان موحد جز خداوند متعال و كساني كه از جانب خداوند اين حق به آنها عطا شده ولايت و رهبري ديگران جائز نمي باشد. لذا اطاعت از غير خداوند به خودي خود بر كسي واجب نيست، ‌اما اطاعت آنان كه از طرف خداوند بر بشر ولايت دارند، به اذن و فرمان الهي بر ديگران واجب است، چنان كه فرموده است :«أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ»(11)و نيز فرموده است:«وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ لِيُطاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ»(12)
البته مراتب ديگري نيز براي توحيد مي توان نام برد مثل: توحيد در حاكميت/ توحيد در مالكيت /توحيد در استعانت و...(13)
جهت مطالعه بيشتر مي توانيد به منابع زير مراجعه فرمائيد:
كتابها:
1-استاد جعفر سبحاني/منشور عقائد اماميه/ص37
2-استاد مطهري / دو كتاب «مقدمه اي بر جهان بيني توحيدي »و« توحيد»
3-استاد مطهري /نبوت ص265و 266
مجلات:
«گنجينه» شماره 24
«ديدار آشنا»شماره 20 و 25
پي نوشت ها:
1. شیخ صدوق، توحید،ص‏84. قم، انتشارات اسلامی،بيتا.
2. فاطر (35)آيه 15/شوری (42)آيه 11/توحید(112)آيه 4.
3.صدر المتالهين، اسفار اربعه، ج‏6، ص‏135. دار الاحیا التراث العربی بیروت بی تا .
4.نحل(16)آيه36.
5.الفاتحه(1)آيه5.
6.رعد(13)آيه16.
7.غافر(40) آيه62.
8.مريم(19) آيه81.
9.نساء(4) آيه80.
10.همان،آيه 66.
11.همان، آيه 59.
12.همان،آيه 64.
13.رك:http://porseman.org/showarticle.aspx?id=544.