اسلام یعنی تسلیم شدن در برابر حق . آیا حتما باید پایبندی عملی خودمون رو اظهار کنیم ؟ یعنی کسی که نماز و روزه و حج و زکات و ولایت ( 5 پایه استوار در اسلام طبق گفته ی امام باقر ) ندارد ، قطعا مسلمون نیست ؟ طبق گفته ی امام حسین : " اگر مسلمان نیستید لا اقل آزاده باشید " آزاده بودن در این حدیث چه معنایی دارد ؟ از 7 میلیارد جمعیت کره ی زمین فقط 1میلیاد جز جمعیت مسلمونا هستن آیا بقیه لزوما ( به خاطر نداشتن این 5 پایه ) کافرند؟؟ مثلا کسی که خدا رو به عنوان معبود یگانه قبلا و اعتقادا قبول داره و در برابر حق نیز تسلیم است و قائل به اصول و ارزشهای انسانی نیز هست و در ارتباط با سایر انسان ها نیز حقوق آنها را رعایت می کند اما پایبند به عمل به دستورات اسلام( نماز ، روزه ، زکات ، حج و ولایت ائمه ) نیست ، آیا این فرد قطعا غیر مسلمان به حساب می آید ؟ باتوجه به آیه ی " و من یبتغ غیر الاسلام دینا فلن یقبل من "
پاسخ در دو محور بیان می شود:
الف) در باره فراز اوّل پرسش باید گفت: کلمه إسلام و مشتقات آن، در آیات متعددی از قرآن کریم استعمال شده که در سه مورد کلمه اسلام مقرون به کلمه «دین» است (1) و در این موارد، این پرسش مطرح است که آیا مراد از «دین اسلام» در این آیات همین اسلام اصطلاحی است یا مراد معنای لغوی اسلام است؟
در پاسخ به این سؤال، باید بگوییم که کلمه «اسلام» از نظر ادبیات عرب، مصدر است و از حیث لغوی به معنای انقياد و تسليم شدن است. (2)
اما درباره این که آیا واژه اسلام در قرآن به همان معنای مصدر و لغوی استعمال شده یا معنای اصطلاحی آن مراد است، دو نظریه عمده وجود دارد:
برخی معتقدند که کلمه اسلام در قرآن به همان معنای مصدری و لغوی استعمال شده و به معنای تسلیم شدن است و آن جا که خداوند متعال می فرماید: «إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ»، (3) مراد این است که حقیقت همه ادیان، همان تسلیم شدن است.
علامه طباطبایی در تفسیر المیزان می نویسد:
دین اسلام، يعنى تسليم حق شدن، به عقيدههاى حق معتقد گشتن و اعمال حق انجام دادن؛ به عبارتى ديگر، عبارت است از تسليم شدن در برابر بيانى كه از مقام ربوبى در مورد عقاید و اعمال و يا در مورد معارف و احكام صادر مىشود. (4)
برخی دیگر معتقدند که گرچه اسلام در اصل، مصدر است، اما در کاربرد قرآنی اسم عَلَم است برای دین و شریعتی که حضرت محمد (ص) آورده است. (5)
اگر نظریه دوم را بپذیریم، روشن است که کلمه اسلام در قرآن منحصر در دین اسلام است و شامل سایر ادیان نمی شود و اگر نظریه اول را بپذیریم، چنان که شهید مطهری و سایرین متذکر شده اند، باید بگوییم که گرچه اسلام همان تسليم باشد، ولى حقيقت تسليم در هر زمانى شكلى داشته و در اين زمان، شكل آن همان دين گرانمايهاى است كه به دست حضرت خاتم الانبياء (ص) ظهور يافته است و كلمه اسلام بر آن منطبق مىگردد و بس.
به عبارت ديگر، لازمه تسليم خدا شدن پذيرفتن دستورهاى او است و روشن است كه همواره به آخرين دستور خدا بايد عمل كرد و آخرين دستور خدا، همان چيزى است كه آخرين رسول او آورده است. (6)
با توجه به توضیحات مذکور باید بگوییم که طبق هر دو نظریه، در عصر حاضر مصداق حقیقی و معتبر اسلام، همین دین اسلام است و گرچه سایر ادیان در عصر خود معتبر بوده و مصداق تسلیم دستورات الهی بوده اند، اما با آمدن آخرین و کامل ترین دستور الهی، یعنی اسلام محمدی، سایر ادیان در عصر حاضر، معتبر نبوده و مصداق تسلیم نیستند. در نتیجه، گرچه پیروان سایر ادیان مسلمان، به مفهوم لغوی هستند، ولی مسلمان به معنای اصطلاحی نمی باشند. در نتیجه، آیه اشاره شده شامل آن نخواهد شد و دین شان در عصر محمدی پذیرفته نخواهد بود.
ب) در باره فرازدوم پرسش، باید گفت کلمه "احرار" که در کلام امام حسین آمده، ناظر به یک اصل انسانی و اخلاقی و چیزی است که امروزه از آن به حقوق بشر و مانند آن یاد می شود و حضرت به کوفیان یادآوری نمود که اگر شما به دین و آموزه های شرعی آن پایبند نیستید، دست کم شرافت انسانی و اخلاق و آزادمردی داشته باشید و بدان پایبند باشید.
پی نوشت ها:
1. آل عمران (3)، آیه 19؛ همان، آیه 89؛ مائده (5)، آیه 3.
2. قرشي، سيد علي اكبر، قاموس قرآن، دارالكتب الاسلاميه، چاپ ششم، ج 3، ص 296.
3. آل عمران (3)، آیه 9.
4. علامه طباطبائي، الميزان في تفسير القرآن، قم، جامعه مدرسين حوزه علميه قم، 1417ق ، ج 3، ص 120.
5. ابن عاشور، محمد بن طاهر، التحرير و التنوير، بي نا، بي تا، ج 3، ص 47.
6. شهيد مطهري، مجموعه آثار استاد شهيد مطهرى، صدرا، 1386ش، ج 1، ص 277.






