چرا پایان تاریخ بشر باید به معحزه و آمدن منجی ختم شود ؟
آیااین دلیل بر این نیست که دین خدا آنقدر سخت است که باید امام زمان بیاید و با جنگ و رعب و معجزه همه رو وادار به اجرای دین کند و اون موقع فقط افراد صالح روی زمین باقی بمانند؟؟ چرا باید اینطور باشد ؟
و این که چرا منجی باید آخرین امام باشد ؟ چرا هر کدام از ائمه منجی زمان خود نبودند تا بنای شرک و ظلم برچیده شود ؟؟

پاسخ در چند محور ارائه می شود:
الف) در ابتدا باید گفت بر خلاف آن در پرسش تصور شده، رخ داد های اعجازی در آغاز تاریخ وزمان همه انبیا بوده است و اختصاص به پایان تاریخ ندارد. گرچه پیامبران و امامان علیهم السلام از معجزه تنها در مواردی خاص، و برای اثبات حقانیت خویش بهره گرفته اند. زندگانی عادی و روزمره آنان بر اساس اعجاز و امور غیر طبیعی سپری نگشته است. پس اگر چه نمی توان کرامات را در مورد امام زمان(ع) در موارد خاص منکر شد؛ ولی از سوی دیگر نمی توان ادعا کرد که حضرت در امور روزمره خود پیوسته از این شیوه استفاده می نماید.(1)
امام زمان علیه السلام با ظهور خود دنیای مادی و معنوی انسان ها را به سوی آبادانی و شکوفایی سوق خواهد داد، نه تنها دستاوردهای علمی و تکنولوژیک بشر را از میان نخواهد برد، و جهان را به عصر پیشینیان باز نخواهد گرداند؛ بلکه بر سرعت و شتاب علم خواهد افزود. مجهولات فراوانی را برای آنان روشن و معلوم خواهد ساخت.
هر چند امام زمان علیه السلام برای اتمام حجت و بیان حقیقت - به خصوص در آغاز دعوت خویش ـ از معجزه و کرامت استفاده خواهد نمود.
ب) ارائه معجزه دلیل بر دشوار ی آموزه های دین نیست. بلکه نشانه حقانیت ادعای انبیا و اولیا است وگرنه دین بر اساس اقتضای فطرت انسان ها است و پدیده ی فطرت پذیر است و چیزی که فطرت پذیر باشد نه تنها سخت و دشوار نخواهد بود. بلکه بر عکس پذيرش آن بسیار آسان و بی تکلف و بدور از دشواری است. چون خداپرستی اقتضای فطری انسان است، و بر اساس آموزه‌های وحیانی انسان با فطرت توحیدی آفریده می‌شوند، در روایتی آمده:
«کلّ مولودٍ یولد على الفطره؛(2) هر نوزادی با فطرت توحید به دنیا می‌آیند».
درباره این مسئله که فطرت انسان توحیدی و خدا پرستانه است، امام خمینی در کتاب گرانسنگ «چهل حدیث» به تفصیل بحث کرده است. (3)
انسان وابستگی فطری به خداوند دارد. پرستش او که مهم ترین آموزه دینی است و سایر آموزه ها همه طفیل آن است نیز از همین حقیقت نشئت می‌گیرد. (4) بنابراین، جنگ و معجزاتی که در زمان ظهور مهدی رخ خواهد داد نه از آن باب است که در پرسش تصور شده، بلکه جنگ آن شبیه چیدن علف های هرز از باغ از سوی باغبان است. و اعجاز های آن عصر نیز نظیر اعجاز های است که در زمان انبیا برای اثبات حقانیت اراه می شود. ونه اموری که در پرسش اشاره شده.
در خصوص کیفیت و ماهیت قیام حضرت باید توجه داشته باشید که انقلاب جهانی امام علیه السلام، پیش از هر چیز انقلابی فرهنگی و فکری است، نه نظامی و کودتا. در نتیجه این رویکرد، طیف وسیعی از مردم جهان بدون هیچ جنگ و خون ریزی جذب حکومت امام می شوند . احتیاجی به کشتار انسان ها نیست.
البته یقینا بعد از ظهور، تعدادی افراد و جریان های فکری و حکومت ها با حکومت امام مخالفت می کنند. امام در ابتدا آنان را مو عظه، نصیحت و هدایت می کند. برخی از آنان تحت تاثیر موعظه امام قرار گرفته، جذب حکومت امام می شوند، ولی یقینا برخی دیگر به لجاجت خود ادامه می دهند. امام نیز با قاطعیت با آنان بر خورد می نماید، ولی این بدان معنا نیست که در جمع بندی،ماهیت قیلم حضرت قیامی مسلحانه و سراسر جنگ و خونریزی باشد و در نتیجه آن جمعیت زیادی کشته شوند.
در واقع جبهه اصلی مخالف حضرت سردمداران ظلم و کفر هستند . کسانی که در مقابل انقلاب جهانی به لجاجت و ستیزه بر می خیزند که در اقلیت مطلق خواهند بود. در مقابل توده وسیع مسلمانان از اقوام و مذاهب مختلف که با حضرت و برخی خصوصیات او آشنایی دارند و به آسانی حقانیت آن بزرگوار را درک می نمایند. در این میان شیعیان بهترین وضعیت را دارند چون هم شناخت کامل تری داشته و هم انتظار این امر را می کشیدند.
هم چنین میلیاردها انسان متدین به ادیان آسمانی با دیدن حضرت مسیح در کنار حضرت و توجه به معجزات آن بزرگوار به آسانی به حضرت می گروند. باقی انسان ها نیز با شنیدن استدلال ها و منطق قوی حضرت بدون هیچ جنگ و قیامی پیرو حضرت می شوند. (5)
ج) در باره فراز پایانی پرسش باید گفت گرچه همه انبیا و ائمه (ع) به نوبه خود منجی عالم بشریت اند. ولی بدلیل این که جامعه بشری به آن حد از رشد عقلی نرسیده بود. لذا آنها در انجام رسالت الهی خود موفقیت کامل نداشته اند. ولی همگان زمینه را برای مهدی موعود فراهم ساختند تا در عصر او این هدف مهم تحقق یابد. بخصوص آن که اصل فلسفه ظهور امام زمان حاکمیت دین و قوانین خداوند، عبودیت ، تکامل مادی و معنوی، به کمال رسیدن انسان و تأمین سعادت دنیا و آخرت بشر می‌باشد. این خواست همة انبیا و امامان و بزرگان دین بوده و هست. این امور در سایة تشکیل حکومت آرمانی و جهانی امکان پذیر می باشد . امام زمان(ع) به تشکیل حکومت می‌پردازد که استعدادها به فعلیت رسیده و خواست های انسان ها بر آورده می شود .عدالت، رفاه، تکامل، رشد اقتصادی... تأمین می گردد امام زمان(ع) با تشکیل چنین حکو متی به هدایت و رهبری جهان پرداخته ، همه خواسته‌های انبیا و بزرگان دین و بشریت را برآورده می‌نماید. فلسفه امامت را به منصه ظهور می رساند.
هم چنین ظهور امام و حکومت عدل، با فلسفه زندگی تمام انسان ها گره خورده است. به همین خاطر در تمام ادیان به شکلی بیان شده است.
نتيجه آنكه حكومت پيامبران، نبي گرامي اسلام وامام علي از جهت آمادگي و قابليت مردم و جامعه فاقد امتيازات حكومت جهاني مهدي است.
با در نظر گرفتن برخی از مؤلفه‌ها و شاخصه‌های حکومت آرمانی امام زمان (ع) مانند:
تکامل فکری، رشد معنویت و اخلاق، رشد علم و فرهنگ اسلامی، گسترش عدالت، امنیت عمومی خواهيم يافت که فلسفه و آثار ظهور امام زمان(ع) در چیست. (6)
پی ‌نوشت ‌ها:
1. مجلسی، بحار الانوار، نشر دار الاحیاء التراث العربی، بیروت، 1403 ق، ج 52، ص 335 و 336.
2. احسایی، عوالی اللئالی، نشر مؤسسه سید شهدا، قم، بی تا، ج 1، ص 35.
3. امام خمینی، چهل حدیث، نشر مؤسسه آثار امام خمینی، 1378 ش، ص 180 ـ 186.
4. محمدتقی مصباح، معارف قرآن، نشر مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، قم، 378 1 ش، ص 30.
5. صادقی، آموزه مهدویت در عرفان اسلامی، نشر عملی فرهنگی، تهران، 1386 ش، ص 213.
6. همان، ص 145.