با سلام و تشکر. چه کار کنیم که ارادمان قوی شود مثلا به موقع نماز بخوانیم و از گناهانی که شیطان را خوشحال می کند دوری کنیم . در واقع منظورم این است که ایمانمان را قوی کنیم و همیشه قبل از انجام گناه به فکر عواقب آن باشیم نه اینکه بعد از آنکه گناه کردیم از کرده ی خود پشیمان باشیم و توبه کنیم و اینکه من همیشه وقتی که خبر مرگ کسی را می شنوم برای یکی یا دو هفته حواسم به اعمال خودم هست و سعی می کنم کارهای خوبی انجام دهم نه گناه اما بعد از دو هفته همه چیز از یادم می رود و دوباره مثل قبل میشوم البته با شنیدن مرگ کسی کمی از زندگی هم ناامید میشوم و تلاشی برای ادامه و شاد بودن زندگی ام نمی کنم . باید چکارکنیم تا هم امید به زندگی داشته باشیم و هم اسیر وسوسه های شیطان نشویم و مراقب اعمالمان باشیم.
ایمان، دو جنبه دارد: نظری و عملی. هر یک از آن، دارای درجات و مراتبی است. اولین درجه ایمان نظری، شناخت و معرفت خدا و اعتقاد به وحدانیت او، و این که همه موجودات در بقا و هستی خویش به او نیازمندند. پس از آن، اعتقاد به فرشتگان به عنوان کارگزاران خداوند در نظام هستی و عقیده به وحی و نبوت همه انبیا از حضرت آدم تا حضرت خاتم النّبیین و اعتقاد به عالم برزخ و قیامت کبری و حساب و کتاب، حشر و نشر و بهشت و جهنم از شعبه های ایمان نظری است.
اما ایمان عملی، ثمره ایمان نظری و میوه شناخت و آگاهی از حقیقت است و با اموری تقویت میشود که عبارت اند از:
1. توبه:
اولین مرحله از مراحل سیر به سوی خدا و تقرّب و نزدیکی به او، توبه است. حقیقت توبه، پشیمانی و ندمت از خطاها و گناهان گذشته است. کسی که حقیقتاً از گناه پشیمان باشد، عزمی راسخ بر ترک گناه دارد. بعد از توبه، نخستین گام و اولین شرط برای حرکت و سیر به سوی خدا، ترک گناه است.
2. انجام واجبات و اطاعت از اوامر الهی:
ایمان به وسیله تقوای الهی و دوری از گناهان و انجام اعمال صالح تقویت میگردد. رسول خدا(ص) فرمود: "محکمترین دستگیره ایمان، تقوا است".(1)
3. معرفت و شناخت چهارده معصوم و توسل و ارتباط با آنان.
4. عمل صالح:
بعد از معرفت، عمل صالح در تقویت ایمان نقش موثری دارد. ایمان بدون عمل صالح معنا ندارد. امام صادق (ع) فرمود: «الایمان لا یکون الاّ بعمل؛ ایمان، چیزی جز عمل نیست».(2)
این ها راه های تقویت ایمان است. در کنار این امور، انسان باید از غفلت دوری کند. این که شما اشاره کرده اید که وقتی خبر مرگ کسی را می شنوم، تا مدتی به فکر اعمال و رفتار خودم هستم. به دلیل این است که یاد مرگ از جمله چیزهایی است که انسان را از غفلت باز می دارد. به همین دلیل است که در روایات تأکید شده که انسان همواره به فکر مرگ باشد.
در علم اخلاق غفلت به عنوان مانع و بیداری به عنوان شرط لازم برای تهذیب نفس شمرده شده است. در خودسازی، انسان اوّل باید توجه کند که ناقص است و باید کامل شود و مسافر است و به زاد و توشه و راهنما نیاز دارد و بدون تردید، کسی که غافل باشد و نداند که مسافر است، در جای خود میماند و از حرکت باز میایستد. سعدی میگوید:
حرم در پیش است و حرامی در پس اگر رفتی، بُردی و اگر خُفتی مُردی
کسی که عازم سفر است، اگر نداند که مسافر است و حرامی و راهزنان در کمین او هستند، قطعاً گرفتار راهزنان خواهد شد. شیطان صریحاً اعلام کرده که در کمین انسان نشسته است تا انسان را از راه مستقیم به در کند و او را گمراه سازد. اگر انسان علم داشته باشد که مسافر است، قهراً به فکر حرکت است و در نتیجه به فکر زاد و توشهی مطابق با مسیر و مقصد خواهد بود. (3) انسان باید همواره مراقب باشد و توجه داشته باشد که هیچ کاری از کارهای انسان از دید خداوند مخفی نمی ماند. البته این بدین معنا نیست که در این راه دچار افراط و تفریط شود؛ بلکه انسان با رعایت اعتدال و با انجام وظیفه خود نسبت به انجام واجبات و ترک محرمات با خیالی آسوده و بدون اضطراب به زندگی خود ادامه می دهد. کسی که در زندگی خدا را داشته باشد و جلب رضایت خداوند را مد نظر داشته باشد، با فراغت بال و با شادی زندگی خواهد کرد و هرگز امید خود را در زندگی از دست نخواهد داد. شاعر چه خوب سروده است:
با خدا باش و پادشاهی کن بی خدا باش و هر چه خواهی کن
کسی که در زندگی هدفی جز جلب رضایت خداوند نداشته باشد، هیچ گاه در زندگی دچار یأس و ناامیدی نخواهد شد.
و اما در باره وسوسه های شیطانی باید گفت:
برای غلبه بر شیطان و وسوسههای شیطانی، ابتدا باید دشمن و راه های نفوذ او را شناخت و او را مهار کرد و سپس او را به عقب راند. برای رهایی از وساوس شیطانی، باید مواظب دامهای او بود. یکی از دامهای خطرناک شیطانی، دوستی دنیا است. دام دیگر که از مهمترین ابزار کار شیطان به شمار میرود، هواپرستی است؛ زیرا تا پایگاهی درون انسان وجود نداشته باشد، شیطان قدرت بر وسوسه گری ندارد. شیطان خواستههای نفسانی انسان را تأیید میکند. بنده خدا، پیرو هوا و هوس نیست و خواست خدا را مقدّم میدارد.
انجام دادن برخی از کارها در مخالفت با وسوسههای شیطان مؤثر است:
- شرکت کردن در مراسم های دینی، انجام برخی مستحبات، با رعایت اعتدال و بدون هر گونه افراط و تفریط؛ مثلاً همیشه با وضو بودن و زبان را به ذکر، مخصوصاً «لا حول و لا قوة الاّ باللَّه العلی العظیم» عادت دادن و نیز خواندن قرآن در اوقات مختلف.
- خود را از بیکاری، تنهایی و عوامل وسوسهانگیز دور نگه داشتن.
- ذهن را همواره به امور ارزشمند متوجه ساختن و عادت دادن.
- مطالعه و تفکر درباره خدا و قیامت.
- به طور منظم، مثلاً هفتگی، به زیارت اهل قبور رفتن و نسبت به عاقبت خود و احوال پس از مرگ اندیشیدن.
موفق باشید.
پی نوشت ها:
1. محمد محمدی ری شهری، میزان الحکمه، قم، دار الحدیث، ج 1، ش 1286.
2. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، تهران، اسلامیه، ج 66، ص 22.
3. جوادی آملی، عبدالله، تفسیر موضوعی قرآن کریم، مراحل اخلاق در قرآن، قم، اسراء، چاپ سوم، 1379ش، ص 24.






