با سلام
بنده دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد رشته علوم سیاسی هستم و در صدد تدوین پایان نامه با محوریت اخلاق سیاسی امام علی(ع)
برای اینکه دغدغه ذهنی نداشته باشم و چراغ راه دستم باشه گیر کارم تو اینه که یه حاکم هرقدر با تدبیر و توانمند و سالم و صالح ؛ برای بقای حکومتش ممکنه دست به خیلی کارها بزنه تا مردم رو به اون سعادت که مورد نظرش هست برسونه
چرا امیر المومنین (ع) برای دوام و بقای حکومت اسلامی به ابزار غیر اخلاقی متوسل نشد ؟
نه اینکه منظورم هرنوع توجیه ابزار و ... باشه فقط برای تسکین ذهن میخوام یه مبنا برای ترسیم چارچوبه ذهنیم داشته باشم
امیدوارم یه کمک میزونو کاربردی بهم کنین
التماس دعا

در این مورد شهید مطهری در کتاب سیری در سیره نبوی بسیار علمی و مبنایی بحث نموده اند که حتما مراجعه نمایید.
درپایان نامه تان درصدد اثبات این مطلب باشید که حکومت باید مبتنی برحق ،عدالت، صداقت وارزش مداری باشد. در غیر این صورت غیر مشروع است، از این رو است که حکو مت های مبتنی بر زور ،تزویر وزر ،خلاف شرع، عرف و عقل سلیم می باشند. امام علی (ع) نیز بر اساس اصل عقلای و دینی عمل نمود .آن عدم استفاده از ابزار غیر مشروع در اداره حکومت بود. روش حکومت امام علی (ع) جای سوال ندارد ، بلکه استفاده از سایت های غیر مشروع جای سوال دارد، از همه مهم تر این که علی (ع) معصوم بود. این مقام اقتضا می نمود که حضرت از ابزار غیر اخلاقی استفاده نکند.برخی از یاران امام پیشنهاد کردند که برای جذب بعضی به حکومت، به آنان پول بیش تری داده شود. امام فرمود:
« کسی نیستم که از عدالت منحرف شوم! (1) از من تقاضا نکنید که پیروزی و موفقیت در سیاست را به قیمت ستمگری و پایمال کردن حق مردم ضعیف به دست آورم. به خدا قسم! تا شب و روزی هست، تا ستاره هائی در آسمان در حرکت است، چنین چیزی عملی نیست».(2)
یکی از تفاوت حکومت علی (ع) با حکومت های، مانند حکومت معاویه در همین امر است . امام از سیاست غیر مشروع بهره نمی گرفت، حال اینکه معاویه با غدعه و نیرنگ حکومت می نمود. مردم هم تصور می کردند که معاویه از امام سیاست مدار تر است. در چنین فضایی بود که علی(ع) فرمود:
«به خدا قسم! اشتباه می کنید. معاویه از من زیرک تر و سیاستمدار نیست. او دغلباز و فاسق است. من نمی خواهم دغلبازی کنم و نمی خواهم از جاده حقیقت منحرف شوم و فسق و فجور مرتکب شوم. اگر نبود که خدا دغلبازی را دشمن می دارد، آن وقت می دیدید که علی زرنگ ترین مردم دنیاست».(3)
امام به علل زیر از ابزار غیر اخلاقی در امر حکومت استفاده ننمود :
1-ارائه الگو ؛
امام علی درصدد ارائه حکومت آرمانی بود . این امر اقتضا می نمود که امام به ابزار غیر اخلاقی متوسل نگردد تا حکومت وی ماندگار و الگو باشد.گرچه مدت حکومت امام محدود بود، ولی روش حکومت وی می تواند الگوی خوب حکومت داری باشد، زیرا موفقیت در این نیست که با ظلم و خشونت حکومت استمرار یابد .موفقیت کامل وقتی تحقق می‏یابد که بتواند ارزش‏های مورد نظر خداوند را در جامعه حاکم سازد. موفقیت در این است که فرمانروا در طول حکومتش، همواره در مسیر حرکت به سمت برقراری ارزش‏ها گام بردارد و در این راه هرگز سستی و ناتوانی و کوتاهی نشان ندهد؛ هر چند به عللی به سر منزل مقصود راه نیابد.
2 ـ عدالت و ارزش مداری درحکومت امام علی؛
سیره و سخنان حضرت علی(ع) نشان می‏دهد: کسب حکومت و حفظ آن، هدف اصلی ایشان نبود. حضرت قبل و بعد از رسیدن به حکومت، رفتار سیاسی‏اش را در چارچوبی، مشخص کرد . خود را به فراتر رفتن از آن مجاز نمی‏دانست. کتاب خدا و سنّت پیامبر، چارچوب رفتار حضرت بود. امام در طول حکومتش، اصول حاکم بر رفتار سیاسی خویش را تقوا می‌دانست. آن را ملاک همه اعمال خود و سرور و رئیس همه امور اخلاقی معرفی می‌نمود. حاضر نبود به هیچ بهایی و در برابر هیچ مصلحتی آن را زیر پا نهد. جلوه دیگر ارزش مداری حضرت علی(ع)، در حق گرایی و باطل ستیزی وی متبلور است. او حق را چندان مهم می‏داند که حتی حکومت و قدرت را بدون امید به برپاداشتن آن، بی‏ارزش می‏خواند. احیای دین، اجرای شعائر و احکام و حدود الهی، استقرار صلاح و درستی و حمایت از ستمدیدگان، جلوه‏های گوناگون حضور کتاب و سنّت در جامعه است. برپایی عدالت اجتماعی نیز از جلوه‏های اصول‏گرایی حضرت علی(ع) است. چنان که در آغاز حکومتش، درباره سبب پذیرش فرمان‏روایی، فرمود:
«سوگند به خدایی که دانه را شکافت و جان را آفرید! اگر خداوند از علما پیمان نگرفته بود که در برابر شکم‏بارگی ستمگران و گرسنگی مظلومان سکوت نکنند، مهار شتر خلافت را برکوهان آن انداخته، رهایش می‏ساختم.»(4)
درباره حکومت امام علی (ع) به منابع زیر مراجعه نمایید :
-دانشنامه امام علی (ع) ، زیر نظر علی اکبر رشاد
-مجله حکومت اسلامی، ویژه نامه امام علی (ع)
پی نوشت ها:
1. مرتضی مطهری ، مجموعه آثار، ج 18 ، ص55 ،بی نام .
2. فیض الاسلام ، نهج البلاغه، تهران ، چاپ آفتاب ، ص380 .
3. بحار الانوار ، ج41، ص 150.
4. فیض الاسلام ، نهج البلاغه ، تهران، چاپ آفتاب ، ص 43، خطبه 3.