باسلام وتشكر ازسايت پر بارتان شبه اي دارم لطفا مرا راهنمايي كنيد حتما حتما با ايات قراني واستدلال ايات جوابم را بدهيد ايا حضرت مريم باكره بوده يا نه.
وقتی خود آیات شریفه قرآن از طریق کلام وحی شهادت بر باکره بودن حضرت مریم سلام الله علیها تصریح دارد و حاملگی حضرت را از راه عادی که راه ازدواج است نمی داند، دیگر نیازی به استدلال دیگری نیست. قرآن در ضمن دو آیه بر پاک دامنی مریم مقدس تاکید دارد
1."وَ الَّتي أَحْصَنَتْ فَرْجَها فَنَفَخْنا فيها مِنْ رُوحِنا وَ جَعَلْناها وَ ابْنَها آيَةً لِلْعالَمينَ"(1)
و آن زن (حضرت مریم) را ياد كن كه شرمگاه خود را نگاه داشت و ما از روح خود در او دميديم و او و فرزندش را براى جهانيان عبرتى گردانيديم.
2."وَ مَرْيَمَ ابْنَتَ عِمْرانَ الَّتي أَحْصَنَتْ فَرْجَها فَنَفَخْنا فيهِ مِنْ رُوحِنا وَ صَدَّقَتْ بِكَلِماتِ رَبِّها وَ كُتُبِهِ وَ كانَتْ مِنَ الْقانِتينَ" (2)
و مريم دختر عمران را كه شرمگاه خويش را از زنا نگه داشت و ما از روح خود در آن دميديم. و او كلمات پروردگار خود و كتابهايش را تصديق كرد و او از فرمانبرداران بود.
با ملاحظه این دو آیه شریفه این پاک دامنی حضرت مریم مورد تاکید قرآن قرار گرفته است و حتی این موضوع یاد آوری شده است که بارداری حضرت از راه غیر عادی صورت گرفته است یعنی از راه نفخ روح و از طرف فرشته خدا جبرئیل انجام گرفت و این کار برای خدای متعال که قادری توانا است، بسیار آسان بوده است.
در اینجا بی مناسبت نیست به نظر برخی از مفسرین در تفسیر این دو آیه مربوطه اشاره کنیم:
علامه طباطبایی در تفسیر المیزان نوشته است:
" وَ الَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَها فَنَفَخْنا فِيها مِنْ رُوحِنا وَ جَعَلْناها وَ ابْنَها آيَةً لِلْعالَمِينَ"
منظور از" آن زن كه فرجش را حصن كرد" مريم دختر عمران است. اين جمله مدح او به داشتن عفت و صيانت است و نيز تبرئه او از تهمتى است كه يهود به وى نسبت دادند.
" فَنَفَخْنا فِيها مِنْ رُوحِنا"- ضمير به مريم بر مىگردد. و" نفخ روح" در مريم كنايه است از اينكه ولادت فرزندش عيسى مستند به جريان عادى نيست كه مانند ساير فرزندان نطفهاى باشد، كه پس از طى دورهاى روح در آن دميده شده باشد. و وقتى نطفهاى نباشد ديگر جز اين باقى نمىماند كه تنها نفخ روح باشد.(3)
علامه در جایی دیگر از تفسیر خود نوشته است :
" الَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَها فَنَفَخْنا فِيهِ مِنْ رُوحِنا"- در اين قسمت از آيه مريم را به خاطر عفتش مىستايد، و ستايش مريم (ع) در قرآن كريم مكرر آمده، و شايد اين به خاطر رفتار ناپسندى باشد كه يهوديان نسبت به آن جناب روا داشته، و تهمتى باشد كه ايشان به وى زدند، و قرآن كريم در حكايت آن مىفرمايد:" وَ قَوْلِهِمْ عَلى مَرْيَمَ بُهْتاناً عَظِيماً" (4) و در سوره انبياء هم نظير اين قصه آمده مىفرمايد:" وَ الَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَها فَنَفَخْنا فِيها"(5)
در تفاسیر دیگر نیز نوشته شده است :
در اين آيه" وَ الَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَها فَنَفَخْنا فِيها مِنْ رُوحِنا وَ جَعَلْناها وَ ابْنَها آيَةً لِلْعالَمِينَ" به مقام مريم و عظمت و احترام او و فرزندش حضرت مسيح ع اشاره شده است.
......ذكر اين نكته لازم است كه ظاهر آيه فوق چنين مىگويد كه مريم دامان خويش را از هر گونه آلودگى به بىعفتى حفظ كرد، ولى بعضى از مفسران اين احتمال را در معنى آيه دادهاند كه او از هر گونه تماس با مردى (چه از حلال و چه از حرام) خوددارى كرد، همانگونه که قرآن از قول حضرت نقل می کند:
"وَ لَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ وَ لَمْ أَكُ بَغِيًّا"(6) هيچگاه مردى با من تماس پيدا نكرده و من زن آلودهاى نبودم" .....اين امور كه هر كدام خارق عادتى بود و بر خلاف اسباب عادى طبيعى، جملگى از اين واقعيت حكايت مىكند كه در ما وراء سلسله اسباب قدرتى است كه هر گاه بخواهد مىتواند روند آنها را دگرگون سازد، و به هر حال وضع مسيح و مادرش مريم در طول تاريخ بشر بىنظير بود، نه قبل و نه بعد از او ديده نشده است و شايد نكره آوردن آيه كه دليل بر عظمت است اشاره به همين معنى باشد.(7)
نتیجه:
باکره بودن حضرت مریم در صراحت این دو آیه قرآنی که توضیح و بیان یکی از پرداختن به آیه دیگر کفایت می کند، ثابت شد و معلوم شد که خدای متعال از راه غیر عادی که همان راه معجزه است، مریم را به عیسای پیامبر باردار کرد.به این معنا که در مسئله بارداری حضرت، هیچ مردی به عنوان همسر نقش نداشته و بارداری ایشان بدون تماس با همسر و نزدیکی به معنای متداول که موجب زایل شده پرده بکارت می شود نبوده، بلکه با اراده و خواست خدا و نفخ روح به دست فرشته بزرگش جبرائیل، انجام گرفت بدون آن که بکارت حضرت از بین برود.و اعتقاد به وجود معجزه، هر گونه سوال یا شبهه ای را در این باره حل می کند.
پی نوشت ها:
1. سوره انبیاء آیه 91.
2.سوره تحریم، آیه 12.
3. طباطبایی محمد حسین،تفسیر المیزان، ترجمه موسوی همدانی محمد باقر،قم ،انتشارات جامعه مدرسین حوزه علمیه قم،سال 1374 هجری شمسی،چاپ پنجم ج14، ص 447.
4.سوره نساء، آیه 156 .
5. تفسیر المیزان پیشین، ج19، ص 579.
6.سوره مریم آیه 20.
7.مکارم شیرازی ناصر، تفسير نمونه،تهران،انتشارات دار الکتب الاسلامیه،سال 1374 هجری شمسی، چاپ اول، ج13، ص 496.






