سلام خسته نباشید دختری هستم 30 ساله پدرو پدربزرگم فوت شدن یک ماه قبل با پسری صیغه عقد دائم رو خوندم واز کارشناس شما پرسیدم که آیا زن وشوهر هستیم فرمودنداگر همه شرایط رساله رعایت شده بله بااعتماد به کارشناستون اون آقارو شوهر خودم میدونم اما متاسفانه روابطمون رو به تاریکی داره میره اون آقا برای ازدواج رسمی اقدامی نمیکنه من ترسم از اینه که به صیغه اون مرد هستم و به مردهای دیگه حرام اگه بخوام رابطمون تموم بشه چه جوری صیغه طلاق بخونیم آیا بعد مدت یک ماه از صیغه دائم میشه صیغه طلاقو خوندآیا اگه اون بخونه کافیه و با توجه به اینکه من هنوز دخترم آیا باید عده نگه دارم ،بخش دوم سوالم: اون منو دوست داره و من بعد کلی نذر ونیاز با اون مواجه شدم این اولین بارنیست قبلا هم خواستگاری داشتم که سرد شد وترکم کرد در ضمن این پسر اعتراف میکنه که منودوست داره وقبول داره ولی از ازدواج میترسه و میگه تا 50 سالگی میخوام مجرد بمونم نمیدونم چه جوری کمکش کنم فعلا ازش فاصله گرفتم شاید با توجه به علاقه ای که به من داره دوری کمی عقلشو سر جا بیاره بعضی وقتا میگه دو ماه صبر کن میام خواستگاریت من نگران موقعیتهای دیگم نیستم که تو این مدت ازدست بدم چون تو یه شهر کوچیکم و موقعیتهای جالبی برای ازدواج ندارم خواهش میکنم راهنماییم کنید چه جوری رفتار کنم که اون تردیدهاش کم بشه و سمت ازدواج رسمی کشیده بشه من خیلی دعا وذکر گفتم ذکر یا ودود که خوندم برای جلب محبت نافذه اگه اون قاطعانه منو نمیخواست صیغه طلاقمو میخواستم بخونه و تمام اما میدونم که اون با تردیدهاش داره عذاب میکشه ومنو هم عذاب میده گاهی میگه بهم فرصت بده گاهی میگه تو نباید به پای من بسوزی من چکار کنم ترکش کنم یا سعی کنم با خودش کنار بیادخواهش میکنم زودتر جواب بدین ممنونم(اشتباهاتمو میپذیرم که کارم درست نبوده اما نصیحتم نکنید فقط کمکم کنید)

اگر صیغه عقد دائم با تمام شرایطش بین شما جاری شده باشد، از لحاظ شرعی زن و شوهر به حساب می آیید. احکام و ضوابط عقد دائم بر شما بار می شود. می بایست به آن احکام پایبند باشید، منتهی مراتب تعجب ما از این است که چرا بدون توجه به عرف و رسوم جامعه و به صورت پنهانی و بدون این که خانواده ها را در جریان بگذارید، اقدام به برقراری رابطه و خواندن عقد دائم نموده اید.
برخی از ترس و تردید پسر مورد نظر می تواند به خاطر این باشد که از مخالفت خانواده اش می ترسد. از عکس العملی که آن ها در قبال این کار او خواهند داشت، هراس دارد یا شاید می داند که خانواده اش مخالف ازدواج او با شما بوده و یا دختر دیگری را برای ازدواج با پسرشان در نظر گرفته اند. به هر حال این گونه ترس ها در مورد کارهایی که به صورت پنهانی صورت می گیرد، کم و بیش وجود دارد.
یکی از آسیب های این گونه روابط پنهانی این است که هیچ گونه اطمینانی به آن نیست. تضمینی وجود ندارد که دختر و پسر به گفته ها و قول و قرارهای خود پایبند باشند. هر یک از طرفین ماجرا و دختر و پسر هرگاه احساس خطر کنند و یا مورد بهتری را پیدا کنند، می توانند به سادگی هر چه تمام تر رابطه خود را قطع کنند و به دنبال کار خود بروند و در ظاهر آب از آب تکان نخورد. در حالی که آنچه در دین و مباحث روانشناختی مطرح است، این است که دختر و پسر از هر گونه روابط پنهانی خودداری کنند. اگر قصد ازدواج دارند ، ضمن این که به اصول و معیارها و ملاک های اساسی ازدواج توجه می کنند و بر اساس آن ها به همسر گزینی مبادرت می ورزند، به چارچوب ها و ضوابط جامعه و قانون احترام می گذارند. از راه قانونی و عرف جامعه اقدام می کنند، یعنی این که ابتدا خانواده ها را در جریان می گذارند و سپس با اتفاق خانواده به خواستگاری دختر می روند. اگر شرایط مهیا بود و هم دختر و پسر به عنوان دو طرف اصلی قضیه و هم خانواده ها موافق بودند، اقدام به خواندن عقد آن هم به صورت قانونی و رسمی می کنند. از این که بدون در نظر گرفتن این موارد، اقدام به روابط پنهانی و جاری کردن صیغه عقد بدون حضور خانواده ها نموده اید، معلوم می شود که مشکلی در این بین وجود داشته که نتوانسته اید خانواده ها را در جریان بگذارید و از راه قانونی و طبیعی خود اقدام کنید. تا این مشکل به ظاهر پنهان ریشه یابی نشود و عوامل آن شناسایی نگردد و به صورت اصولی برطرف نگردد و حل نشود، نمی توان تصمیم درستی درباره ادامه رابطه شما اتخاذ کرد.
البته با توجه به شکست عشقی که پسر مورد نظر قبلاً آن را تجربه نموده است و تفکری که اکنون نسبت به شما و ترس و تردیدی که به ادامه زندگی دارد، احتمال این که ایشان از لحاظ روانی آسیب دیده و به برخی از اختلالات روانی مبتلا باشد، وجود دارد بنابراین، نمی توان به سادگی در مورد ایشان و ادامه زندگی قضاوت نمود، مگر این که ایشان را حضوراً نزد روانشناس بالینی و روانپزشک باتجربه ببرید و از سلامت روانی او کسب اطلاع کنید. در درمان برخی آشفتگی های روانی و اختلالات احتمالی او بکوشید. از طرف دیگر خانواده ها را در جریان بگذارید و به هر طریقی که می توانید و مقدورتان است، نظر آن ها را برای ازدواج جلب کنید.
به هر ترتیب تا سلامت روانی او تأیید نگردد و مشکلات احتمالی برطرف نشود و از راه قانونی و رسمی اقدام نکنید، خیلی امیدی به آینده ازدواج و موفقیت آن نیست. این گونه شک و تردیدها و حتی شدیدتر از آن وجود خواهد داشت. بهتر است فکر و توان خود را برای حل و رفع این گونه موانع متمرکز کنید. اگر مشکل حل نشدنی وجود دارد که قابل درمان و اصلاح نمی باشد و مشاوران نیز آن را تأیید می کنند، سریعاً تصمیم خود را یکسره کنید و به زندگی خود با او خاتمه دهید. با طلاق شرعی از او جدا شوید و او را فراموش کنید.