سلام ، میخواهم بدانم با توجه به آیه ۵۹ سوره نساء (.....فان تنازعتم فی شیء فردوه الی الله و الرسول ان کنتم....) و آیات ۴۴ تا ۵۰ سوره مائده (و آنها که به احکامی که خدا نازل کرده حکم نمی‌کنند، کافرند. / هر کس به احکامی که خدا نازل کرده حکم نکند، ستمگر است. / کسانی که بر طبق آنچه خدا نازل کرده حکم نمی‌کنند، فاسقند. / طبق احکامی که خدا نازل کرده، در میان آنها حکم کن ) و آیات مشابه دیگر ، آیا ۱) این آیات در زمینه ی اعتقادی هم صادق است (یعنی برای اینکه ببینیم عقائد صحیح است تطابق با قرآن و حدیث بدهیم) و ۲) این عقیده من صحیح است که : در هر زمینه (حتی سیاسی و مسایل روز) باید برای پیدا کردن راه صحیح با قرآن و حدیث تطبیق داد و استناد به آن کرد ؟ یا این برداشت من اشتباه است ؟

آیه 59 سوره نساء، معرفی مرجع حل اختلاف در امور شرعی و دینی است و بعد از این که ولی واجب الاطاعه را برای مؤمنان معرفی کرد و ولایت مؤمنان را در خدا و رسول و "اولی الامر" منحصر نمود، به معرفی مرجع حل اختلاف در مسائل شرعی و دینی پرداخته و می فرماید: اگر بین شما مؤمنان در امری دینی اختلاف پیش آمد (1)، به خدا و رسول مراجعه کنید تا حل کننده اختلاف باشند.
خدا و رسول، ولی شرع هستند و غیر از آنان کسی حق تشریع ندارد. اگر مسلمانان در امری از امور دین اختلاف پیدا کردند، برای حل اختلاف باید به رسول خدا که نماینده و سخنگوی خدا است و از جانب خدا ولی شرع گشته و حق تشریع یافته، مراجعه کنند تا حل اختلاف کند و اگر او در قید حیات نبود، باید به اولی الامر که اطاعتش واجب است، مراجعه کرده تا او قول فصل و سخن خدا و رسول را برایشان تبیین و تعیین کند.
آیات دیگر هم همه را از پیامبر، امام و هر کس که به حکومت نشسته را به حکم و فرمان بر طبق وحی دعوت کرده و حکم به غیر وحی و بر اساس میل و سلیقه خود را، کفر، شرک، ظلم و فسق معرفی کرده است.
پس ما فهم خود از قرآن در معارف و احکام را باید به رسول یا جانشین واجب الاطاعه او، یعنی امام معصوم ارائه دهیم و با معیارهایی که پیامبر و امامان داده اند، بسنجیم و در صورت مورد تأیید بودن، به آن معرفت معتقد و به آن حکم عمل کنیم.
اما در مسائل روز و مسائل سیاسی اجتماعی که استنباطی است و افراد بر اساس تشخیص عمل می کنند، باید ضمن دقت در انگیزه ها که شیطانی نباشند، به فهم برهانی و مستدل گردن نهیم و تفاوت فهم ها را به رسمیت بشناسیم؛ به خصوص در این زمان که دسترسی به معصوم ممکن نیست و برداشت از روایات در زمینه مسائل سیاسی و اجتماع هم مختلف است، نمی توان قول هیچ کس را به عنوان قول فصل معرفی کرد و همه را به گردن نهادن بدان دعوت نمود.
در این زمان باید در مسائل سیاسی اجتماعی که حکم صریح در قرآن و سنت ندارد و استنباطی است، فهم های مختلف ارائه شود و هر فهمی که لباس قانونی پوشید، ملاک عمل گردد و بقیه فهم ها فقط در مباحث نظری مطرح گردد.

پی نوشت:
1. فیض کاشانی، الاصفی، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، 1418 ق، ج 1، ص 218.