سلام از عالمی شنیدم که ممکن است در مورد علایم ظهور امام زمان هم بدا صورت گیرد و بدون رخ دادن آن علایم ظهور رخ دهد حال اگر چنین چیزی ممکن باشد آیا میتوان در مورد هر حدیث و روایتی چنین امکان را داد که بدا رخ خواهد داد و اینکه محدوده بدا تا کجاست و آیا نسبت به آیات قرآن هم رخ خواهد داد و رابطه آن با علم معصومین چطور است . لطفا مفصل جواب دهید واگر ممکن است منابعی معرفی نمایید.

بداء در اصطلاح برای خداوند، آشکار کردن چیزی است که بر بندگان مخفی بوده و ظهورش برای آنان تازگی دارد.(1) بر این اساس بداء، تغییری است که در مراحل فعل الهی صورت می گیرد. بدین صورت که فعل الهی برای ایجاد اشیاء، دارای هفت مرحله است: مشیّت، اراده، قدر، قضا، اذن، کتاب و اجل. این مراحل هفتگانه، قبل از عینیت پیدا کردن اشیاء است. تغییر در هر کدام از این مراحل فعل الهی، بداء نامیده می شود. لذا بداء مسبوق به علم الهی وقدرت است و با اين بيان روشن مي شود با توجه به قدرت مطلق خداوند از لحاظ عقلی هیچ منعی وجود ندارد که خداوند درهر فعلی از افعال خویش تغییر ایجاد کرده ، در نتیجه بداء حاصل شود مگر آنکه در این بین برخی از افعال از جانب خداوند به عنوان وقایع حتمی و ضروری نام برده شود آنچنانکه شیخ طوسی، در كتاب الغيبه غیبت به این موضوع اذعان کرده و فرموده است هر چند بنابر تغییر مصلحتها با تغییر شروط اخباری که به حوادث آینده می پردازند، ممکن است دچار تغییر و تبدیل شوند جز آن که روایت تصریح کرده باشد که وقوع آن جریان حتمی است که (با توجه به اعتماد ما به معصومین (ع)) ما هم یقین به حدوث آنها در آینده پیدا می کنیم و قاطعانه می گوییم در آینده چنین خواهد شد (2)لذا در باب علائم ظهور برخی از آنها را به عنوان علائم حتمی و برخی غیر حتمی نام برده است که علائم حتمی عبارتنداز"خروج سید خراسانی و یمانی، ندای آسمانی (مبنی بر حقانیت حضرت مهدی (ع)شهادت نفس زکیه و فرو رفتن سپاهیان سفیانی در منطقه بیداء (بیابان بین مدینه و مکه"(3) آنچنانکه حمران بن اعین از امام باقر (ع) راجع به آیه"ثم قضی اجلا و اجل مسمی عنده "(4)می پرسد . حضرت می فرمایند: دو اجل وجود دارد: محتوم و موقوف …محتوم چیست؟… جز آن نخواهد شد ... و موقوف؟- مشیت الهی در رابطه آن جاری می شود. .. امیدوارم که سفیانی جزء موقوفها باشد که امام فرمود" والله که نه از محتومات است."(5)
و اما درباره احتمال وقوع بداء در آیات قرآن باید گفت بداء مربوط به امور تکوینی و خارجی قبل از وقوع اصل حادثه است و اما راجع به آیات قرآنی که از جانب خداوند بیان شده و آیات آن نازل شده است، ممکن است نسخ روی دهد بدان معنا که حکمی از جانب خداوند بیان شده و بعد اتمام زمان حکم، اصل حکم نیز از جانب خداوند برداشته شده است و بر این اساس خداوند در قرآن به این امر اشاره کرده و می فرماید" ما نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنْسِها نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْها أَوْ مِثْلِها أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدير"(6) ما هيچ آيه‏اى را نسخ نمى‏كنيم و از يادها نمى‏بريم مگر آنكه بهتر از آن و يا مثل آن را مى‏آوريم. مگر هنوز ندانسته‏اى كه خدا بر هر چيزى قادر است " لذا برخی از آیات بواسطه برخی دیگر قابل نسخ است آن چنانکه در سوره نساء آيه 15 در باره مجازات زنان زناكار دستور داده شده كه در صورت شهادت چهار شاهد، آنها را در خانه حبس كنند تا زمانى كه مرگشان فرا رسد، يا خداوند راه ديگرى براى آنان مقرر دارد و حال آنکه اين آيه بوسيله آيه دوم سوره نور نسخ شد و در آن آيه مجازاتشان تبديل به يكصد تازيانه شده است.(7)
و اما در رابطه با علم معصومین (ع) باید گفت ظاهر برخی از روایات حاکی از آن است که تقدیرهای جهان در دو لوح ثبت شده است. یکی لوح بداء یا لوح محو و اثبات، دیگری لوح امّ الکتاب. قضا و قدرهایی که خداوند براساس وضعیت موجود ما ثبت کرده، در لوح بداء قرار دارد که ممکن است با دعا یا کاری دیگر تغییر کند. امّا قضا و قدر اگر به لوح امّ الکتاب راه یابد و درآنجا نوشته شود، دیگر تغییر نخواهد یافت و احدی غیر خدا به آن علم ندارد.آنچنانکه از امام امام صادق(ع) نقل شده که فرمودند"إِنَّ لِلَّهِ عِلْمَيْنِ عِلْمٌ مَكْنُونٌ مَخْزُونٌ لَا يَعْلَمُهُ إِلَّا هُوَ مِنْ ذَلِكَ يَكُونُ الْبَدَاءُ- وَ عِلْمٌ عَلَّمَهُ مَلَائِكَتَهُ وَ رُسُلَهُ وَ أَنْبِيَاءَهُ فَنَحْنُ نَعْلَمُه‏"(8)خدا دو علم دارد: یکی علمی است پوشیده و نهان، که جز او کسی آن را نمی داند و بداء از همین علم است و دیگری علمی که آن را به فرشتگان و پیامبران آموخته است که ما آن را می دانیم"براين اساس علمى كه در آن بدا حاصل ميشود، مختص خداوند است. و هيچ كس از آن اطلاع ندارد. مثلاً خداى متعال عمر بنده‏اى را پنجاه سال مقدر مي كند و بتوسط پيغمبران و امامان عليهم السلام دستور مى‏دهد كه هرگاه شخصى صله رحم كند، عمرش زياد مي شود و آن بنده صله رحم مي كند و عمرش به شصت سال بالا مي رود، در اينجا مي گوئيم اگر خدا بخواهد به پيغمبر و امام اطلاع مي دهد كه عمر آن بنده پنجاه سال مقدر شده است ولى نسبت به اينكه آن بنده صله رحم ميكند و عمرش بشصت مي رسد، تنها به ذات خداوند اختصاص دارد و ديگرى از آن آگاه نيست.
ولی نسبت بامورى كه تقدير و امضاء شده و بداء در آن حاصل نشده و قابل تغيير نیست به پيغمبر و امامان (ص) اطلاع داده مى‏شود، مانند ظهور حضرت ولی عصر و...
البته برای توضیح بیشتر در سوالات احتمالی می توانید در مکاتبات بعدی مطرح نمائید
پی نوشت ها:
1.عسكرى ،سید مرتضی،عقايد اسلام در قرآن كريم،تر جمه كرمى‏، محمد جواد،چ مجمع علمی اسلامی، ج‏2، ص 503.
2. ر.ک شیخ طوسی،الغيبة،چ موسسه معرف اسلامی ،بی تا ، ص 431.
3. همان ص 436.
4-انعام(6)آيه 2 .
5.مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، چ الوفاء، لبنان 1404 ه ق،ج59 ،ص 242.
6. بقره(2)آیه 106.
7.مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، چ دارالکتب الاسلامیه، تهران 1374 ه ش،ج 1، ص 391
8. مرحوم کلینی ،الکافی، چ دارالکتب الاسلامیه، تهران 1365،ج 1، ص 147 .