با سلام .من دختری تقریبا 26 سال دارم .و در اجتماع وبسیج و کلاسهای قرآنی فعال هستم.تا حالا خواستگاران زیادی داشته ام ولی مهمترین ملاک من ایمان و اخلاق بوده است واینکه ملاکهای دیگر مثل قیافه ،روابط اجتماعی،خانواده،حرف زدن،کار،همفکری هم برایم تا حدودی مهم است .الان یک خواستگاری دارم 32 ساله که گارگر رسمی یک کارخانه است ودیپلمه است ومجردی زندگی می کند چون مادرش در شمال زندگی میکند وخواهر وبرادرانش هم ازدواج کرده اند.به ظاهر ادم معتقد به مسائل دینی و حلال وحرام است.وحرف اصلی اش همش همین مسائل است.حالا سوالهای من این است:
1-این اقا در کرج زندگی می کند ومن در اسلامشهر ویکی از شرایطش هم زندگی کردن من در کرج است .این اقا کمی هم لهجه شمالی دارد. من دوست دارم نزدیک خانواده ام زندگی کنم.چون خواهرم هم راه دور است می خواهم کمک دست خانواده ام باشم وخانواده ام دلشان به من گرم باشد از طرفی همه اقوام اینجا هستن.ولی این اقا چون هم خواهر بیوه اش و بچه او را سرپرستی میکند وهم به خاطر کارش می خواهد در کنار انها باشد
2- از کجا بفهمم که اخلاق وایمان این اقا خوب است یا نه؟
3-در ضمن من در ذهنم دوست دارم شوهرم خیلی اجتماعی تر وبه روز تر باشد .
4-چه کارکنم خواستگاری با ویژگیهای دلخواهم(مثل اجتماعی بودنش،شرکت در فعالیتهای مذهبی واجتماعی،محکم بودنش و ظاهری مذهبی ومناسب که به دلم بنشیند)داشته باشم
خواهش میکنم خیلی زود جواب بدهید.
همانطور كه مي دانيد پر معياري و داشتن معيارهاي زياد عين بي معياري است معيارها و ملاك ها ازدواج باید تا حد امكان محدود باشند. هر چقدر ملاك هاي عمیق تر و ريشه اي تر باشند در موفقيت انتخاب و ازدواج موثرتراست.
البته ملاك هاي شخصي سهم به سزايي در موفقيت ازدواج دارند. ولي بايد تا حد امكان به مهمترين آن ها رضايت داد.
بايد بپذيريد كه برهه خواستگار داشتن شما به تدريج در حال پايان است و شما زياد هم نمي توانيد هر خواستگاري را به بهانه اي از سر راه خود برداريد در برخي موارد نيز ما شاهد نوعی ملاك هاي كمال گرايانه منفي هستيم كه حتي اگر در مورد ملاك هاي اساسي مانند دين و اخلاق مورد لحاظ قرار گيرد باز آسيب زا به نظر مي رسد همه اين ملاك ها نسبي هستند و نبايد توقع 100 يا حتي 90 از طرف مقابل داشت اختلاف سني شما مناسب است. ولي ساير ملاك ها را بايد ضمن جلسات معارفه رسمي و از طرق ديگر حاصل نماييد به عنوان مثال در زمينه دين و اخلاق نبايد به ظواهر گفته هاي ايشان اكتفا كنيد. و بايد به تحقيقات محلی از دوستان آشنايان همكاران و .. بپردازيد. كسي كه به تحقيق محلي مي پردازد نبايد دست خود را رو كند و باید در لفافه و تحت عناوين ديگري همچون شراكت اقتصادي و .. به تحقيق درباره ايشان بپردازد مثلا از همكارانش مي پرسد اگر من بخواهم با ايشان در يك كار اقتصادي شريك شوم آيا شما ايشان را تاييد مي كنید يا نه؟ چون سوال ها فرضي است به هيچ وجه دروغ محسوب نمي گردد. همچنين در صورت جدي شدن خواستگاري بهتر است. يكي دو جلسه با هم يا به صورت انفرادي به يك مشاوره حضوري ازدواج مراجعه نماييد.
يك روان شناس به خاطر تجارب باليني اش مي تواند به زواياي پنهان طرف مقابل پي ببرد و خيال شما را از بعضي جهات راحت نمايد.
نكته ديگر اين كه اصرار شما بر زندگي در اسلامشهر هر چند داراي مزاياي زيادي مي باشد. ولي باید همه جانبه به آن نگریست.
در صورتي كه جلسات معارفه رسمي تحقيقات محلي و مشاوره ازدواج به طور نسبي به سلامت و ملاكمندي اين انتخاب راي دادند زندگي شما در كرج بلا مانع است و شما بايد از طرق ديگر مانند سفر يك روز در هفته به اسلامشهر به جبران عدم حضور خود در خانه بپردازيد
به ياد داشته باشید در دل بسياري از فرصت ها ده ها تهديد خوابيده است و اگر شما خواستگاري پيدا كنيد كه داراي ويژگي هاي مثبت فراوان باشد به همان ميزان در تضاد با نبود اين ویژگي ها در شما خواهد بود مثلا اگر شوهر شما خيلي مومن (در حد افراط) باشد كوچكترين خطا و گناه شما اصل زندگي شما را تهديد خواهد كرد و اگر خيلي اجتماعي و به روز باشد طعمه اي براي ورود سر زده ديگر زنان به حریم زندگی شما خواهد شد و ...
در جمع بندي بايد گفت كه ضمن خلاصه كردن و كم كردن ملاك هاي فرعي در اسرع وقت به پيمودن سه مرحله جلسات معارفه رسمي، تحقيقات ميداني و مشاوره ازدواج بپردازيد.






