با سلام
یک شخصی که براش سلامتیش مهه هر چیزیو نمیخوره هرکاریو نمیکنه ورزش میکنه و خیلی کارای دیگه
که هر کسی این زحمتا رو به خودش نمیده. با همه این کارها باز برای اطمینان هم که شده چندماه یکبار
آزمایش میده یا پیش پزشک مرتبط با مشکل احتمالیش میره تا از روی آزمایش، قند خون ، چربی خون ،
اوره و دیگر مسائلو چک کنه
حالا ما چی؟ما که اهل نمازیم اهل روزه ایم خلاصه سعی میکنیم اهل تقوا باشیم چطور میتونیم یک برگه
آزمایش داشته باشیم؟ کم نبودند آدمایی که خیلی بهتر از من و امثال من بودند و دچار حبط اعمال شدند
یا روایاتی هست که شخصی اهل دین وجماعت تازه روز قیامت می فهمه اهل سعادت نیست. این یعنی
هم توی دنیا ضرر کرده و هم تو آخرت.
کم نیستند آدمایی که فکر میکنند اهل راه راست هستند و همین راه رو به همین خیال و امید واهی تا پایان
عمر ادامه میدند. اون وقته که آدمایی که اهل رعایت نبودند جا داره بهس بخندند.خطرناک نیست؟برگه
آزمایش ما چی میتونه باشه؟ اینکه راهی که پیش گرفتیم رو درست بدونیم و در اون استقامت کنیم اگه
بلایی پیش میادبدونیم به خاطر آزمایش الهی هست یا داریم تاوان کاریو که ازش خبر نداریم میدیم؟ یا اتفاق
خوبی که در زندگی برامون پیش میادو رحمت و لطف خدا بدونیم یا فتنه و بلا از طرف او؟ و مسائلی از این
دست که اگه الان ندونیم دیگه قیامت خیلی دیره. لطفا راهنماییم کنید
ممنون
به نام خدا
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با مركز ملي پاسخگويي به سوالات ديني
در مسائل دینی نیز راه برای اطمینان از درست بودن مسیری که در آن گام می گذارد و به تعبیر شما گرفتن یک برگه آزمایش در مسائل دینی وجود دارد و آن هم مراجعه به یک اسلام شناس و یک کارشناس متعهد در مسائل دینی و عرضه افکار و اندیشه هایش به اوست.
مراجعه به عالم دینی و عرضه افکار، عقاید و اندیشه بر او، سابقه ای طولانی تا زمان معصوم دارد که هر چند امروزه کم رنگ شده، اما در گذشته ای نه چندان دور رونق بسیاری داشته و مردم با مراجعه با علمان دینی و عرضه دین خود به ایشان، نسبت به درستی عقاید دینی خود اطمینان پیدا می کردند.به روایت ذیل توجه کنید :
عبد العظيم حسنى عليه السّلام ( که در شهر ری مدفون است) می گوید: بر سيّد و آقاى خود، امام هادی عليه السّلام وارد شدم، چون مرا ديد به من فرمود: مرحبا به تو اى ابو القاسم. خوش آمدى ،
عبد العظيم گويد به آن حضرت گفتم: يا ابن رسول اللَّه! مىخواهم دين خود را بر تو عرضه دارم، پس اگر پسنديده باشد بر آن ثابت بمانم تا آن زمان كه خداى عزّ و جلّ را ملاقات كنم.
حضرت فرمود: اى ابو القاسم! اعتقادات خود را بيان كن.
عرض كردم، من بر اين اعتقاد و باورم كه خداى تبارك و تعالى يكى است چيزى مثل و مانند او نيست. از دو حد بيرون است كه يكى حد ابطال است و ديگرى حد تشبيه [مراد از حد ابطال آنست كه خداوند را از وجود و هستى ذاتى و از صفات كماليه ذاتيه و فعليه و اضافيه بيرون برند و مراد از حد تشبيه آنست كه خداوند را متصف كنند به صفات ممكنات و اشتراك با ايشان در حقيقت صفات] و خداوند نه جسم است و نه صورت و نه عرض و نه جوهر، بلكه اوست كه جسمها را ساخته و صورتها را نگاشته و آفريننده عرضها و جوهرهاست و پروردگار و مالك و خالق و پديد آورنده هر چيزى است.
معتقدم محمد بنده و فرستاده اوست و آخرين پيامبران است كه بعد از او هيچ پيامبرى تا روز قيامت نيست.
نیز معتقدم امام و خليفه و ولى امر بعد از او، امير مؤمنان على بن ابى طالب است و بعد از او حسن و بعد از او حسين و سپس على بن حسين و محمد بن على و جعفر بن محمد و موسى بن جعفر و على بن موسى و محمد بن على و بعد از او تو اى آقاى من.
آنگاه حضرت فرمود: و بعد از من حسن فرزندم، پس حال براى مردم با خلف و جانشين او چگونه خواهد بود؟!
عبد العظيم گويد كه عرض كردم: اى آقاى من، اين چگونه است؟
فرمود: زيرا كه شخص او ديده نمىشود و ياد نامش حلال نباشد تا وقتى كه بيرون آيد و زمين را از عدل و داد پر كند چنان كه از جور و ستم پر شده باشد
عبد العظيم گويد: عرض كردم كه اقرار نمودم و مىگويم كه دوست ايشان، دوست خداست و دشمنشان دشمن خدا و پيروى از ايشان پيروى از خدا و نافرمانى از ايشان نمودم و مىگويم كه دوست ايشان، دوست خداست و دشمنشان دشمن خدا و پيروى از ايشان پيروى از خدا و نافرمانى از ايشان نافرمانى از خداست .
معتقدم كه معراج حق است و سؤال منكر و نكير در قبر حق است و بهشت و دوزخ و صراط و ميزان حق است و قيامت آمدنى است و در آن هيچ شكى نيست و خداوند آنانى را كه در قبرهايند برخواهد انگيخت.
معتقدم که فريضههاى واجب پس از ولايت، نماز است و زكات و روزه و حج و جهاد و امر به معروف و نهى از منكر.
پس حضرت امام هادی علیه السلام فرمود: اى ابا القاسم! به خدا سوگند كه اين دين، دين خداست كه آن را براى بندگانش پسنديده پس بر آن، ثابت قدم باش، خداوند تو را در زندگى دنيا و آخرت ثابت گفتار بدارد.(1)
آری راه برای یقین به درستی مسیری که انتخاب کرده این وجود دارد . این ماییم که باید با مراجعه به بزرگان و عالمان دینی با عرضه افکار و عقاید خود همچون عبد العظيم حسنى عليه السّلام نسبت به را درستی هی که پیش گرفتیم یقین پیدا کرده و سپس در آن استقامت کنیم.
پرسشگر گرامی
به طور کلی، مشکلات و سختی هایی در زندگی بر انسان وارد می شود، می تواند مولود عوامل گوناگونی باشد که یکی از آن ها، شکوفایی استعدادها و سازنده شخصیت انسان است. بر اساس آیات قرآن و روایات نظام زندگی انسان در جهان هستی، نظام تکامل و پرورش است. همه مردم (از پیامبران گرفته تا دیگران) در حوادث روزگار دست و پنجه نرم میکنند تا تربیت و ساخته شوند و شایستگی دریافت پاداشهای عظیم الهی را کسب نمایند. شدایدو ناملایمات برای انسان جنبه سازندگی دارند. بسیاری از کمالات است که جز در رو به رو شدن با سختیها و گرفتاری ها، جز در نتیجه برخوردها، جز در میدان مبارزه و پنجه نرم کردن با حوادث به دست نمیآید.
البته گاهی بلا و گرفتاری به عملکرد خود ما برمی گردد؛ مثل این که کاری را از روی جهل، عدم تدبیر و یا از روی لجاجت انجام دهیم؛ مثلاً کسی که بدون دقت و مشورت دست به تجارتی میزند و بعد ورشکست میشود، نمیتواند بگوید: خدایا! چرا مرا این طور کردی!
در صورتی که کوتاهی در انجام وظایف از انسان سر نزده، در مقابل بلا و گرفتاری به هر صورت که باشد، صبر نموده و خدا را شاکر باشد تا سفره نعمت هایش برای او بگشاید.صبر و استقامت عصاره همه فضیلتها و خمیرمایه همه سعادت ها و ابزار وصول به هر گونه خوشبختى است. انسان بدون صبر هم در جهات مثبت به جایى نمىرسد ؛ هم در برابر عوامل منفى شکست مىخورد، چرا که صابر نبودن مساوى با شکست است. به همین دلیل کلید اصلى پیروزىها، صبر است. در صورت تمایل می توانید درمکاتبات بعدی در این زمینه بیشتر بنویسید تا پاسخ دهیم.
موفق باشید.
پی نوشت :
1. شيخ صدوق، امالى، ترجمه محمد باقر كمرهاى، اسلاميه، ص 339.






