محدود ساختن روابط دختران و پسران، علت فساد در جامعه نیست.
یکى از مسلّمات اسلامى این است که احکام شرعى تابع و برگرفته از مصالح و مفاسد واقعى است، یعنى هر امر شرعى به علت مصلحت ضرورى است . هر نهى شرعى ناشى از مفسدهاى است که باید ترک شود. خدا براى این که بشر را به یک سلسله مصالح واقعى که سعادت او در آن است برساند، امورى را واجب یا مستحب کرده است. براى این که بشر از مفاسد دور بماند، او را از پارهاى کارها منع نموده است و آن ها را حرام دانسته. اگر مصالح و مفاسد نبود، نه امرى بود و نه نهیى. حکمتها به گونهاى است که اگر عقل انسان به آنها آگاه گردد، عقل نیز همان حکم را مىکند که شرع بیان کرده است.(1)
جایز نبودن ارتباط دختران و پسران نیز از همین قبیل است، یعنی برگرفته از مصالح و مفاسد واقعی است . قطعا شما هم با ما هم نظر هستی که بی شک رابطه دختر و پسر، یک دوستی ساده مانند دوستی دو دختر یا دو پسر نیست، بلکه در دوستی و ارتباط دو جنس مخالف، پدیدهای وجود دارد که نباید آن را نادیده گرفت و آن هم مسئله غرایز جنسی است که قابل انکار نیست. هرچه سعی شود نادیده گرفته شود، باز نمیتوان وجود آن را انکار کرد. به خصوص در مورد دختران و پسران جوانانی که مجرّد بوده و در اوج بلوغ جنسی قرار دارند. اینکه از نظر اخلاقی یا دینی برای آن حد و مرزی قرار داده شده، به جهت پیامدهای مختلف آن است.
بنابراین محدود کردن روابط بین دختران و پسران و به طور کلی بین نامحرمان،برگرفته از مصالح و مفاسد واقعى است که علت فساد در جامعه به خاطر رعایت نکردن آن است و نه وجود آن.
غریزه جنسی از نیرومندترین غرایز در وجود انسان است . به گونههای مختلف ظهور و بروز دارد. اسلام که یک مکتب جامع است و میخواهد مردان و زنان مسلمان، از یک طرف روحی آرام و اعصابی سالم و چشم و گوشی پاک داشته باشند تا بتوانند قلههای رفیع انسانی و رستگاری را فتح نمایند ؛از طرفی دیگر به نیازهای غریزی و فطری خود نیز دست یابند؛ با حساسیت ویژه، اما واقع بینانه و لحاظ کردن طبیعت و امیال درونی و خواستههای نفسانی انسان، قوانین و احکامی را جهت حفظ و نگه داری فرد و جامعه در خط اعتدال و میانه روی وضع کرده؛ از جمله آن احکام، چگونگی ارتباط با جنس مخالف است.
این ها همه به سبب این است که اسلام از جانب کسی برای هدایت انسانها فرستاده شده که خالق فطرت و غریزه با تمامی استعدادهای بهینه و ذخیره شده در انسان است. بنابراین هر عاملی که موجب تحریک انگیزههای شهوانی در جامعه گردد و به آرامش روحی و روانی و عفت عمومی، صدمه وارد کند، مورد تأیید اسلام نیست. اسلام میخواهد انواع لذتهای جنسی در محیط و درون خانواده شکل گیرد .از این طریق آرامش روحی و روانی و پیوندهای عاطفی نیز برقرار بماند .با طرح آن در محیط جامعه به پیوند خانواده و اجتماع نیز آسیب وارد نشود.
به جهت همان میل شدید جنسی گاهی اوقات بی آن که دختر و پسر(به خصوص پسران) بخواهند در شرایطی قرار میگیرند که حتی اراده خود را از دست میدهند . دیگر نمیتوانند از ارتباط جنسی خود داری کنند . ناخود آگاه و بی آن که که بخواهند،کم کم در آن شرایط بدون بازگشت قرار میگیرند .زمانی متوجه میشوند که کار از کار گذشته است، یعنی با فراهم شدن شرایط دیگر، اراده جلوگیری بسیار سخت و دشوار است.، پس چرا نباید این جریان را از سرچشمه بست ؟ به همین خاطر در اسلام حتی خلوت کردن زن و مرد (دختر و پسر) نامحرم در مکانی که رفت و آمد نباشد، حرام و گناه است.
مگر غیر از این است که تمام روابط جنسی بین دختران و پسران از ارتباطهای به ظاهر ساده و دوستانه آغاز شده است ؟ متأسفانه به همین ارتباط جنسی ختم نشده، بلکه عاملی برای پدید آمدن بسیاری از ناهنجاریهای اجتماعی و روانی نیز میشود. بهترین شاهد بر ادعای فوق مراجعه به واقعیات موجود در اجتماع است، در باره طلاقها، فسادهای جنسی، اعتیاد و افسردگیها مقداری تحقیق کنید، ببینید نقطه شروع این نابسامانیها از کجا بوده ؟ بسیاری از آن ها با یک نگاه ساده یا یک ارتباط کلامی کوچک با نامحرم شروع شده ، به تدریج به ایجاد محبت و عشق و مشغول شدن فکر انجامیده و در انتها به قرار و مدار و...
چون جوانان و نوجوانان مخصوصا دختران جوان، هنوز به سنی نرسیدهاند که عاقبت برخی از کارها برای شان تجربه شده باشد، فقط ابتدای کار را که شیرین است میبینند . به دوستی با پسران نامحرم تن میدهند . به این ترتیب وارد دامی میشوند که خلاصی از آن بسیار دشوار است. چرا که اولین مشکل آن ها، مشغولیت فکرشان است .عقب افتادن تدریجی از درس. مشکل بعدی خانواده (اگر دارای خانواده مذهبی باشند)،مشکل بعدی ازدواج است. آن ها اگر بخواهند با همان پسری که از طریق کوچه و خیابان با او آشنا شدهاند، ازدواج کنند ،هیچ ضمانتی وجود ندارد که او چند دوست دختر دیگر در آستین نداشته باشد و سر بزنگاه از این دختر جدا نشود و به آن ها نپیوندد . به این ترتیب دختران زیادی را دچار داغ فراق و افسردگی و نابسامانی خانوادگی نکند، حتی در دانشگاهها یا محیطهای کاری نیز ارتباط نامناسب با نامحرم، غالبا باعث گرفتاری است، زیرا چه بسا باعث ایجاد عشقهایی در دل دختران و پسران جوان میگردد که به دلائل گوناگون، هرگز به "وصل" منجر نخواهد شد . داغ آن برای همیشه به دل طرفین خواهد ماند و فکرشان را آزرده خواهد ساخت.
مسائل فوق هیچ کدام قصه نیست، بلکه واقعیتهایی است که به وفور در جامعه جاری است . تنها با گوشه هایی از آن ها آشنا میشویم. بسیاری از گرفتاران این مسائل به دلیل حیا و شرم، مشکلات خود را برای دیگران بازگو نمیکنند. اگر این کار را میکردند، درس عبرت خوبی برای دیگران مخصوصا جوانان و نوجوانان میگشت.
بنابراین عدم جواز ارتباط خارج از حدود شرعی دختران و پسران با هم، از احکام الهی و بر اساس مصلحت زندگی انسانهاست . خداوند که بهتر از هر کس ساختمان فطری انسان را میشناسد، از روی محبت و به خاطر خود ما این احکام را وضع نموده و گرنه او نه بخیل است و نه نیازمند به این احکام. شایسته است ما نیز در نگاه خود به زندگی بایستی عاقبت کارها را بنگریم . از زندگی دیگران عبرت بگیریم . به مسایل عمیق تر نگاه کنیم . به آنچه از طرف خداوند بزرگ و عالم مطلق بیان شده، توجه بیش تری نماییم.
پی نوشت :
1. مرتضى مطهرى، مجموعه آثار،انتشارات صدرا ، تهران، ج 20، ص 52.
۱۳۹۰/۰۸/۱۴ ۱۸:۱۴
شناسه مطلب: 52644






