با سلام
در تاريخ چندين مورد ذكر شده است كه مخالفان ائمه معصومين عليهم السلام به آنها توهين مي كردند و ائمه نيز با صبر و بردباري آنها را تحمل كرده و هدايت و نصيحت مي كردند و انها را باه راه مي آوردند و حتي جلو پيروان و شيعيان خود را كه مي خواستند آن افراد توهين كننده را ادب كنند مي گرفتند. پس چرا اكنون در جامعه اسلامي ما براي توهين به رهبر جرم در نظر گرفته مي شود. لطفا تفاوت و حكمت اين دو نوع عمل را بيان نماييد. با تشكر فراوان.
با سلام و تشكر از ارتباط شما با مركز ملي پاسخگويي به سوالات ديني
به چند نکته توجه فرمائید:
1. همانطور که اشاره فرمودید، در مواردی که برخی افراد در حضور دیگران به امام معصوم (ع)و یا حتی پیامبر (ص) توهین و جسارت می نمودند، همین خشم و غضب اطرافیان و اقدام آنها در جهت تنبیه فرد خاطی و حتی اقدام برای قتل او، حاکی از این است که در همان زمان پیامبر اسلام (ص)و ائمه (ع)، چنین عملی جرم سنگینی تلقی می شده است؛ در نتیجه، گذشتن از حق خود، ربطی به مجرمانه بودن رفتار توهین کنندگان ندارد و در مورد بزرگان نظام هم اتفاقا در موارد عدیده، اهانت ها توسط اشخاصی چون شیخ علی تهرانی، مورد عفو قرار گرفت .
2. گذشت و عفو پیامبر (ص)و امام معصوم (ع) از جسارت افراد خاطی و جلوگیری از دیگران برای اقدام بر علیه او، جنبه های تربیتی خاصی داشته؛ به خصوص در آن زمان که هنوز مقام و جایگاه ائمه برای بسیاری از افراد، نظیر اعراب بیابان نشین مشخص نبود و گاها تحت تاثیر تبلیغات سنگین دشمنان به چنین اقداماتی دست می زدند و لذا به محض مشاهده نحوه مواجهه کریمانه امام با خودشان، متنبه می شدند و ایمان می آوردند. و الا اگر فردی با شناخت کامل و صرفا از روی عناد و کینه و تعصب و لجبازی، چنین جسارتی می نمود، نحوه برخورد ائمه (ع) با آنها چنین ملایم نبود؛ مانند نفرینهای امام حسین (ع) برای برخی افراد لجوج و معاند در کربلا (1) و حتی در زمان خود پیامبر (ص)، برای دو نفر از شاعران هجو گو، که عناد و کینه خود را در اشعار مبتذل خود در مورد پیامبر به اوج رساندند، فرمان قتل صادر شد (2). خداوند نیز توهین به پیامبر را حتی در حد بلند کردن صدا در نزد حضرت برنمی تابد و این امر، گناه تلقی می شود (3).
3. البته با توجه به این که نقد منصفانه، غیر از توهین می باشد، هیچ کس نقد رهبر جامعه را توهین تلقی نمی نماید و اکنون نیز در محافل علمی، چنین مباحثی وجود دارد. البته جرم بودن توهین به رهبر جامعه دینی، جدای از بحث شرعی و دینی، جنبه عقلائی نیز دارد؛ زیرا حرمت شکنی بدون ضابطه نسبت به پیشوای یک جامعه، به تدریج زمینه بی اثر شدن کلام او و ضعف جایگاه او را فراهم خواهد نمود، که به صلاح جامعه نمی باشد.
پی نوشتها:
1. رک: مقتل خوارزمی ( احمد بن خطیب )، ج 2، ص 6، نشر انوار الهدی، 8 141 ق.
2. رک: درسنامه تاریخ اسلام، اثر معاونت آموزش بعثه مقام معظم رهبری،نشر مشعر، بی تا.
3. حجرات (49) آیه 2.






