تاريخ قرآن، تحيّر را برطرف مى‏سازد ،زيبايى آهنگ و فصاحتش روح فرارى را جذب مى‏كند، قوانين و احكامش عادات خرافى را ريشه كن مى‏سازد، تلاوت و تدبر در آن، بيمارى غفلت را شفا مى‏بخشد، تبرّك به آن، امراض جسمى را شفا مى‏دهد و رهنمودهاى آن، تاريكى‏ها را روشن مى‏كند.
شفاى قرآن با شفاى داروهاى مادّى تفاوت‏هاى زيادى دارد. داروى قرآن، ضررى را به دنبال ندارد، كهنه نمى‏شود و تاريخ مصرف ندارد. شفا يافته‏ى قرآن عامل شفاى ديگران مى‏شود. در نسخه‏ى شفاى قرآن اشتباه نيست، هميشه و در اختيار همه است، طبيب اين دارو، هم ما را مى‏شناسد، هم دوستمان دارد و هم نتيجه‏ى نسخه‏اش ابدى است، نسخه و داروى او هم مشابه ندارد. آیا این قرآن می تواند اشتباه داشته باشد.
خداوند منان در قرآن می فرماید:
إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ يَهْدي لِلَّتي‏ هِيَ أَقْوَمُ وَ يُبَشِّرُ الْمُؤْمِنينَ الَّذينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْراً كَبيرا؛(1 )اين قرآن، به راهى كه استوارترين راه‏هاست، هدايت مى‏كند و به مؤمنانى كه اعمال صالح انجام مى‏دهند، بشارت مى‏دهد كه براى آنها پاداش بزرگى است.
وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنينَ وَ لا يَزيدُ الظَّالِمينَ إِلاَّ خَساراً ؛(2 )و از قرآن، آنچه شفا و رحمت است براى مؤمنان، نازل مى‏كنيم و ستمگران را جز خسران (و زيان) نمى‏افزايد.
قرآنی که هدایت ثابت تر و مستقیم تر برای همه هست و قرآنی که شفا و رحمت برای همه انسانهای مومن است غیر قابل باور و غیرقبول است که اشتباه و نادرستی در آن باشد و قرآنی که معجزه برتر از انسان کاملتری چون پیامبر اکرم(ص) است. یقینا هیچ اشتباهی در آن وجود ندارد و نخواهد داشت.
صراحت کلام خدا در این آیه گویای این مساله هست که شکی نیست و احتمال هم وجود ندارد که در قرآن اشتباهی وجود دارد و اشتباه می کند زیرا که خداوند همیشه حافظ و نگهبان آن است:
إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ؛ (3) ما قرآن را نازل كرديم، و ما بطور قطع آن را پاسدارى مى‏كنیم.
چنان نيست كه اين قرآن بدون پشتوانه باشد، و آنها بتوانند آفتاب وجودش را بپوشانند و يا نور و شعاعش را خاموش كنند كه اين چراغى است كه ايزد آن را برافروخته است، و اين آفتابى است كه غروب و افول نخواهد داشت.
اگر همه جباران و زورمندان و سياستمداران ستمگر و انديشمندان منحرف و رزم‏آوران جهان دست به دست هم بدهند كه نورش را خاموش كنندو حتی در آن اشتباهی بیفزایند، توانايى نخواهند داشت، چرا كه خداوند حفظ و پاسدارى از آن را به عهده گرفته است.
لذا حق اين است كه، خداوند طبق ظاهر آيه فوق وعده داده كه آن را از هر نظر حفظ و پاسدارى كند: محافظت از هر گونه تحريف و تغییر و زیاده و نقصان و محافظت از فنا و نابودى و محافظت از سفسطه‏هاى دشمنان وسوسه‏گر.
و حتی معروف و مشهور در ميان همه دانشمندان شيعه و اهل تسنن اين است كه هيچ گونه تحريفى و نقص و زیاده و اشتباهی در قرآن روى نداده است، و قرآنى كه امروز در دست ماست درست همان قرآنى است كه بر پيامبر اكرم (ص) نازل شده، و حتى كلمه و حرفى از آن كم و زياد نگرديده است.(4)
و شاید مهمتر از همه اینها بشود به این آیات استدلال کرد :
« إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ - ذِي قُوَّةٍ عِنْدَ ذِي الْعَرْشِ مَكِينٍ - مُطاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ - وَ ما صاحِبُكُمْ بِمَجْنُونٍ - وَ لَقَدْ رَآهُ بِالْأُفُقِ الْمُبِينِ - وَ ما هُوَ عَلَى الْغَيْبِ بِضَنِينٍ- وَ ما هُوَ بِقَوْلِ شَيْطانٍ رَجِيمٍ ؛(5 ) كه اين (قرآن) كلام فرستاده بزرگوارى است (جبرئيل امين).
- كه صاحب قدرت است و نزد (خداوند) صاحب عرش مقام والا دارد.- فرمانروا و امين است.- و مصاحب شما (پيامبر) ديوانه نيست.- او رسول الهى (جبرئيل) را در افق روشن مشاهده كرد.- او نسبت به آنچه از طريق وحى دريافت داشته بخل ندارد.
- اين (قرآن) گفته شيطان رجيم نيست.»
صفات پنج گانه‏اى كه در آيات فوق براى" جبرئيل امين" به عنوان فرستاده خداوند به سوى پيغمبر اسلام(ص) آمده، صفاتى است كه با در نظر گرفتن سلسله مراتب در هر رسول و فرستاده‏اى ضرورت دارد.
نخست كرامت و داشتن صفات برجسته نفسانى است كه او را لايق رسالت مهمى كند.
سپس دارا بودن قدرت (ذى قوة) تا در امر رسالت خويش با قاطعيت و توانايى پيش رود، و از هر ضعف و فتور و سستى بر كنار باشد.
سپس داشتن مقام و منزلت در نزديكى كسى كه از طرف او رسالتى را پذيرفته (مكين) تا بتواند پيامها را به خوبى دريافت دارد، و چنانچه جوابى لازم بود بدون هيچگونه ترس و واهمه‏اى ابلاغ كند.
و در مرحله چهارم چنانچه امر رسالت مهم باشد بايد معاونانى داشته باشد كه او را در اين كار يارى كنند، معاونانى گوش به فرمان و هماهنگ و فرمانبردار (مطاع).
و در مرحله نهايى دارا بودن" امانت" تا كسانى كه مى‏خواهند پيام را از آن رسول بگيرند بر او اعتماد كنند، و گفتار او بى‏كم و كاست گفتار كسى محسوب شود كه از ناحيه او آمده است.
هنگامى كه اين اصول پنج گانه تامين گردد حق رسالت ادا خواهد شد لذا این قرآن مجید که به وسیله این شخص آورده شده است هرگز دچار اشتباه نشده است.(6 )
پی نوشت:
1. اسراء(17) آیه 9.
2.همان آیه 82.
3.حجر(15) آیه 9.
4.مکارم شیرازی ناصر،تفسیر نمونه ،ناشر دار الكتب الإسلامية،تهران‏،سال 1374 ش‏،نوبت اول‏ تفسير نمونه، ج‏11،ص 20 ؛ در ميان علماى بزرگ شيعه از قدماء و متاخرين دانشمندان زیادی به اين حقيقت تصريح كرده‏اند که قرآن هرگز تحریف نشده است و اشتباهی در آن رخ نداده است :شيخ الطائفه شيخ طوسى-سيد مرتضى -شیخ صدوق محمد بن على بن بابويه - علامه طبرسى-كاشف الغطاء - محقق يزدى - شيخ مفيد-شيخ بهايى- قاضى نور اللَّه و ساير محققين شيعه و بزرگان و محققين اهل تسنن.
5. تکویر(81) آیات 19- 25 .
6.مکارم شیرازی ناصر،تفسیر نمونه،ناشر دار الكتب الإسلامية،تهران‏،سال 1374 ش‏،نوبت اول‏ تفسير نمونه، ج‏26، ص198.