در استعمالات خارجی و عینی سایه یک چیز در حقیقت عدم وجود نور در محدوده خارج از آن شیء است . در واقع سایه امری عدمی است، نه وجودی؛ از طرف دیگر از آن جا که هر کجا وجود نباشد ، عدم متصور است، تعبیر شما نادرست نیست، هرچند بهتر است گفته شود که سایه هر چیز عدم همان چیز است ، یعنی عدم وجود درخت سایه درخت و عدم وجود خانه سایه آن خوانده شود. این حقیقتی است که در فلسفه از آن به عدم مضاف (عدم درخت ، عدم خانه و...) تعبیر می شود، نه عدم مطلق که در مقابل وجود از آن یاد می شود .
برای درک بهتر از این مساله می توانید به مجموعه آثار شهید مطهري (انتشارات صدرا) ج 9 ،ص 412 مراجعه نمایید .