باسلام.خواستم بدونم خداوند دوست دارد که بنده هایش همیشه شاد و سرحال و خوشحال و پرانرژی باشند یا اینکه بنده هایش همیشه غمگین و گریان و ناراحت و افسرده و دلمرده باشند..این برام خیلی سوال شده؟اصلا بطور کلی اسلام دین غمزده و گریانو افسرده ای است یا دین شادی و سرحالی و سرزنده ای؟باتشکر
انسان موجودى است که از دو بعد، جسم و روح، پدید آمده است و هر کدام نیازها و آسیبهاى خاص خودش را دارد. همان گونه که بدن انسان به انواع غذاها احتیاج دارد، روح آدمى نیز به شادابى و تفریحات سالم نیازمند است. بنابر این غذاى روحى و روانى، همواره در کنار غذاى جسم مطرح بوده است.
در آموزه های اسلامی نیز نه تنها شاد بودن پسندیده است و در روایات آمده است مؤمن همواره با چهره بشاش و گشاده و نه اخم و ناراحت و غمبار با دیگران مواجه می شود، بلکه شاد کردن دیگران یکی از مستحبات و مورد توصیه اسلام است. چنانکه « أَفْضَلُ الْأَعْمَالِ بَعْدَ الصَّلَاةِ إِدْخَالُ السُّرُورِ فِي قَلْبِ الْمُؤْمِن»(1) سفارش شده است. اما هدف، گستره و کیفیت تنظیم رفتاری در این خصوص محل بحث و تأمل است.
أبعاد مختلف در شادی و شادمانی از دیدگاه اسلام:
1)ضرورت شادى و شادمانى: همه اندیشمندان (بلکه همهى انسانها) به این نتیجه رسیدهاند که شادىها و تفریحات سالم براى تقویت روح آدمى، از ضروریات زندگى است و زندگى بدون استراحت و نشاط، ایجاد استرس و عصبانیت مزمن، گرفتگى دائمى، بداخلاقى و کاهش شوق نسبت به زندگى کرده و موجب افسردگى و ناراحتى مىشود.
2)نگاه به شادى و عوامل آن در دو تفکر:
الف) گروهى اعتقاد دارند که شادمانى و نشاط، مطلق بوده و هیچ حد و مرزى را نمىشناسد. با هر وسیلهاى، با هر ابزار و شیوهاى، مىتوان به شکار شادى و شادمانى رفت. و هر کارى مجاز است، هر نوع ترانه و رقصى رواست. هر گونه گفتن و خندیدن و خندانیدن درست است. این گروه معتقد به «اصالة اللّذة» بوده و هر لذت و هر شادى را با هر عاملى تجویز مىکند. از این رو، برخى افراد به انواع مسکرات، انواع مواد مخدر و اعتیادآور، انواع رقصها و موسیقىها و انواع قصهها و قصهپردازىها، روى مىآورند و در نتیجه به انواع آفات روانى دچار مىگردند و کار به جایى مىرسد که با چنین لذتهایى اقناع نمىشوند و آن گاه در تداوم لذتجویىهاى بىحد و مرز به قتل و آدمکشى، فساد و فحشاء، به ابتذال و مسخ ارزشهاى انسانى و فطرى، دگرآزارى، خودآزارى و خودکشى گرفتار مىشوند، که بسیارى از بزهکارىها و جرائم به شادىهاى بىحد و مرز باز مىگردد، مردم را مسخره مىکنند تا بخندند، آبروى دیگران را مورد تعرّض قرار مىدهند تا شادى کنند و دیگران را زجر و شکنجه مىدهند تا خود شاد باشند. اینها همه از همان انواع شادی های کاذب و دروغین است.
ب) گروهى دیگر، شادىها و تفریحات را قانون مند مىدانند و در مرز «بایدها» و حلال تفسیر مىکنند، هر نوع شادى و تفریحى را مجاز نمىشمارند و در یک کلمه «تفریحات سالم» را باور دارند، تا از این طریق مرز حرمت و آبروى خود و دیگران محفوظ بماند، تا شادى و خنده و تفریحات ما به دیگران صدمهاى وارد نسازد.
به نظر این گروه، خنده و شادى و لذت، خوب است، اما نه با آزار و اذیت دیگران. شادمانى خوب است نه با زیر پا گذاشتن قوانین و مقررات اجتماعى و الهى.
از دید این گروه، همان گونه که «آزادى»، قانونمند و هدفدار نباشد مىتواند جامعه را به هرج و مرج بکشاند، شادىها و تفریحات نیز این گونهاند.
3)فرح و شادى از منظر اسلام: اسلام، دین حیات و زندگى است. دین پیشرفت و ترقى تکامل است. اسلام با برنامههایى که وضع کرده است تمام جهات زندگى را در نظر گرفته و به همه زوایاى زیست انسان کاملاً توجه کرده است.
اسلام دینى است که براى سرگرمى نیامده است، اما نه تنها با تفریح و شادى مخالف نیست، بلکه در مواردى بر آن تأکید داشته و براى آن قوانین و مقررات جهتدارى را وضع کرده است.
به هر حال، اگر در اسلام، کارهایى به عنوان تفریح و تنوع پیشنهاد شده است و نیز اگر از بعضى تفریحات جلوگیرى شده و غیرمشروع شناخته شده است، معطوف بر جنبههاى فطرى، حیاتى و فکرى است که در سایهى آن مصالح فردى و اجتماعى تأمین شود. بنابر این، در قوانین اسلامى با برخى پدیدهها و اعمال مثل موسیقى و رقص و... برخورد شده و از انجام آن کارها منع شده. اما نه به خاطر مخالفت با زیبایى و شادى و شادکامى، بلکه به دلیل برآیند و پیامدهاى خطرآفرین آنها.
پیشوایان معصوم دین از جمله رسول گرامى(ص) به عنوان الگوى همهى مسلمانان، اصولاً یک انسان شاد بودند. به طورى که همیشه لبخند بر لب داشت و اهل شوخى و مزاح بود. چه این که خود ایشان فرمود:" ُ إِنِّي لَأَمْزَحُ وَ لَا أَقُولُ إِلَّا حَقّا".(2) من از همه بیشتر شوخى مىکنم، امّا جز حق چیزى نمىگویم.
امام صادق(ع) می فرماید:" مَا مِنْ مُؤْمِنٍ إِلَّا وَ فِيهِ دُعَابَةٌ قُلْتُ وَ مَا الدُّعَابَةُ قَالَ الْمِزَاحُ."(3) هیچ مومنی نیست جز این که در او دعابه هست .راوی می گویدعرض کردم :دعابه چیست؟ فرمود: شوخی.
با توجه به اهمیت تفریحات سالم و لذتهاى حلال در رشد و ارتقاء کمى و کیفى زندگى یک انسان مسلمان، و براى تقویت جنبههاى روحى و احیاناً شکستن بنبستهاى پیشآمده، پیشوایان دین و دنیا، از پیروانشان خواستهاند که علاوه بر عبادت و کار و تلاش، به لذتها و تفریحات سالم هم در زندگى روزمرّهشان توجه ویژه داشته باشند که در صورت توجه قانونمند به آن، به نهادینهگى آن تفریحات منتهى خواهد شد.
متأسفانه، برداشت از شادى مثل بسیارى از پدیدههاى دیگر، در پروسهى افراط و تفریط گرفتار شده است، عدهاى براى آن هیچ محدودیت قانونى و شرعى را برنمىتابند وعده کمى هم هستند که هر گونه شادى و تفریح سالم را بر خود ممنوع کرده و از مواهب الهى پرهیز دارند.
بنابراین شادی و نشاط در اسلام درجهت پیشرفت و سعادت دنیوی و اخروی انسان جایگاه خاصی دارد. و عمل به دستورات دین مقدس اسلام نه تنها موجب افسردگی نمی شود بلکه موجب سلامت روانی و نشاط می گردد. و اگر این طور نبود یک نقصی برای دین محسوب می شد درحالی که ما ادعا می کنیم بر دین ما هیچ نقصی و عیبی وارد نیست ، چرا که برای تمام امورات زندگی و نیازهای بشر در دنیا برنامه دارد. و همه برنامه هایشان مطابق با فطرت انسان هستند. و اگر شما در مورد رابطه" آموزه های دینی و سلامت روان" مطالعاتی داشته باشید به عمق مسئله پی خواهید برد.
پینوشتها:
1. مجلسی، محمدباقربن محمد تقی، بحارالانوار(ط-بیروت)ج44ص194،دار احیاء التراث العربی،چاپ دوم،1403ق.
2. طبرسی، حسن بن فضل، مکارم الاخلاق، ص21، شریف رضی،چاپ چهارم، قم 1370ش.
3. محمد بن الحسن الحر العاملي، وسائل الشيعه،ج12،ص112، مؤسسه آل البيت، قم، 1409 ه.ق .






