با عرض سلام وخسته نباشید خدمت شما زخمتکشان دین و شرعیت.5 سال است با دختر عموی خود که با اختیار کامل و علاقه طرفین ازدواج کرده ام ازواجی بیشتر با علاقه خانم به بنده صورت گرفت.ولی در دوران نامزدی متوجه خود شدم و فهمیدم که همسربنده به حقوق مرد و در قالب شرع اعتقاد ندارد که از جمله رخصت گرفتن زن در خروج از خانه و از قبیل مسائل.بعد از ازدواج متوجه شدم نحوه پوشش ایشان نه بد است ولی در شان یک دختر سید نیست یعنی لباسهای پوشیده ای میپوشد ولی چسبان و برجستگیهای سینه و باسن آن مشخص است که عالا رغم تذکر غیر مستقیم و مستقیم اینجانب فایده ای نداشته است در ضمن بیرون از خانه نیز آرایش میکند ولی در خانه نه هر چند چندین بار به این موضوع به صورت مستقیم و غیر مستقیم اشاره کرده ام ولی متاسفانه ایشان خیلی مغرور و در هر مورد شروع داد و فریاد و قهر و رفتن به خانه پدری میکند .که متاسفانه در خانه پدری نیز پدر خانه هیچکاره است و حرف اول و آخر را مادر ایشان که خود نه اهل آرایش است نه اهل اهل مد و مسایل شرعی را کامل رعایت میکند ولی در مورد دختر خود از او دفاع کرده و به او حق آرایش بیرون از خانه را میدهد لازم بذکر هم دختر هم مادر زنانی عصب و پرخاشگر بوده که حتی عموی اینجانب جرات صحبت کردن را ندارد.متاسفانه این اعتقادات بنده را نشان از عقب ماندگی و عتیقه بودن اینجانب میدادند.متاسفانه با توجه به معروفت خاندان اینجانب بعنوان سادات محترم من حیا میکنم با ایشان به بازار بروم و نزدیک2 سال است که که با ایشان به بازار نرفته ام. البته ناگفته نماند که نه اهل فساد است نه اهل جلف بازی ولی نحوه لباس پوشیدن ایشان روحیات اینجانب را به هم ریخته ولی با وجود یک بچه 3 ساله متحر ماندم که چه باید بکنم در سال گذشته سرجمع قهر ایشان و مراجعه به خانه پدری 5 ماه و 23 روز بوده که همیشه قهر های ایشان یک ماه به یک ماه است . با برادر بزرگتر صحبت کردم ولی بردار ایشان حاضر به دخالت نمیاشد و میگوید حرف گوش کن نیست و عصبی و پرخاشگر است.یکبار هم بخاطر این موضوع درخواست طلاق دادم ولی با دخالت بزگترها و تعهد ایشان به رعایت در شورای حل اختلاف درخواست خود را پس گرفتم ولی بهد از یک ماه دوباره همان آش همان کاسه بلکه بدتر دیگر رخصت بیرون رفتن از خانه هم از رفتارشان حذف شده و میگوید هر جا و زمان که اراده کنم بدون رخصت خوام رفت.من 30 ساله و همسرم همکنون 25 ساله هستند.لطفا راهنمایی کنید که آیا درخواست طلاق مجدد بدهم یا خیر.
همان طور كه مي دانيد، گرايش به جلوه گري در بسياري موارد ريشه در عزت نفس پايين زنان دارد. زني كه عزت نفس پاييني دارد، سعي مي كند تا از طريق جلب نظر و توجه ديگران بر عزت خود به صورت كاذب و موقت بيفزايد.
گرایش به جلب نگاه ديگران، حتي در زنان با تدين و ايمان، مشاهده مي شود كه حكايت از عزت نفس پايين با وجود تدين بالاي آنان دارد.
همچنين باید دانست پرخاشگري و عصبانيت، آن روي سكه افسردگي است و اتفاقا زنان افسرده معمولا از عزت نفس و اعتماد به نفس پايين در رنجند.
قهرهاي بيش از حد ايشان هم حكايت از خودارزشمندي پايين ايشان دارد. افرادي كه خودارزشمندي نازلي دارند، سعي مي كنند از طريق قهر يا غرور كاذب به اثبات ارزش و ارج و قرب خود بپردازند.
در هر صورت، حل مشكل ظاهري شما در درمان ريشه اي افسردگي احتمالي ايشان نهفته است. بايد يك روان شناس باليني زن در طي چندين جلسه روان درماني، به اصلاح ذهنيت و شناخت ايشان بپردازد.
روان شناسان مي توانند عزت نفس را به صورت گام به گام در مراجعان شان ارتقا بخشند.
البته به احتمال زياد ايشان تن به روان درماني نخواهد داد؛ مگر اين كه مجبور به اين مسئله گردد.
نكته ديگر اين كه در برخي موارد، مرد و ويژگي هاي شخصيتي او در بروز چنين رفتارهاي نا بهنجار زن مؤثر است. در اين صورت، يك خانواده درمانگر كارآشنا كه عادلانه سهم تقصير طرفين را روشن نمايد، بسيار كارساز به نظر مي رسد.
در هر صورت، حرف ما اين است كه به جاي حل يك تنه مشكل كه تا حد زيادي از عهده شما بيرون است، بايد به دنبال يك روان شناس باليني يا يك خانواده درمان گر توانمند براي حل ريشه اي و نظامند مشكل خود باشید.
به ياد داشته باشید كه تا حد امكان بايد از وارد كردن خانواده ايشان در ماجرا پرهيز نماييد و اين مداخله را به يك متخصص بسپاريد.
در صورتي كه ايشان به هيچ صراطي مستقيم نشد، باز تداوم همين زندگي به مراتب از طلاق براي شما و همچنين فرزند سه ساله تان بهتر است.
اين تيزبيني و حساسيت ها بايد قبل از ازدواج صورت مي گرفت و حالا كه تا حد زيادي كار از كار گذشته است، تداوم زندگي بيش از اقدام مجدد به طلاق قابل توصيه است.
نيازي به همراهي شما با همسرتان در اموري مانند بازار گردي و... نيست و شما مي توانيد ضمن حفظ فشار ملايم و مخالفت، هر از گاهي به سازگاري با شرايط نابهنجار ايشان بپردازيد.
در جمع بندي بايد گفت كه شما مي توانید از حربه هاي در دست خود براي ترغيب ايشان به جلسات مشاوره نهايت استفاده را ببريد و در صورتي كه این حربه ها كارگر نبودند، با عقب نشيني استراتژيك به سازگاري خداپسندانه با ايشان بپردازيد. به نظر بنده، به عنوان دانش آموخته حوزه علميه و كارشناس ارشد روان شناسي، طلاق در اين گونه موارد غير حاد، معقول و منطقي به نظر نمي رسد. به ياد داشته باشید هر گونه گفتار و رفتار عزت افزا در ايشان، سهم شاياني در تعديل روحيات غير عزتمندانه همسرتان دارد.






