با سلام وخسته نباشید
من الهام 19 ساله هستم ودانشجوی کارشناسی نرم افزار من یه جورایی در درونم درگیر هستم
هم در مورد توانایی هام وهم در مورد ایمانم به خدا
احساس می کنم که نماز م ودیگر اعتقاد های مذهبیم را فقط به دلیل واجب بودن انجام می دم چون خیلی زود از خدا دور می شم وخیلی زود بر می گردم
ودر مورد توانییم وعشقم که ریاضی ورشته نرم افزار یه چورایی حوصله خوندن ندارم
نمرات دوان تحصیلم بهم نشون میده که هر وقت که نمره ریاضی خوب بوده بقیه درس هایم هم خوب بوده وحالا می خواستم که راهنماییم کنید که چه طوری اعتقادم رو نسبت به خدا وتوانییم بالا ببرم . خواهش می کنم هر چه زودتر جوابم رو بدید

با تشگر

در پاسخ به سوال شما توجه به چند نکته دارای اهمیت است:
1- اعتقادات انسان از لایه های ناپیدای روح آدمی و از بافت شخصیتی او بر می خیزند که امروزه در روان شناسی آن را "شاکله" می نامند. شاکله فاصلة میان اندیشه و عمل را پر می کند؛ بدین معنا که شاکله در تجسم اندیشه در قالب اعمال، نقش سرنوشت سازی را دارد. علت این که به بسیاری از مقصودات مان نمی رسیم، همین نکته است، مثلاً بارها نیت و قصد جدی داریم که نماز صبح مان را سر وقت بخوانیم،‌ساعت را کوک می کنیم، به اعضای خانواده می سپاریم، بلند هم می شویم نماز می خوانیم، ولی اوّلاً این کار همیشگی نیست. ثانیاً لذتی از آن نمی بریم!
به همین قیاس است نیّتمان برای جدی درس خواندن، هر روز ورزش کردن، یاد گرفتن زبان دوم، نوشتن نامه ای که مدت ها است باید نوشته و ارسال شود. وقتی انسان در این ناحیه دچار ضعف باشد ،بیشتر وقت خود را به حیرانی و سرگردانی و غرقه شدن در تخیّلا و توهمات و تشویش ها اضطراب ها می گذارند؛ یعنی تقریباً همان حالت هایی که با آن در حال ستیزه و مبارزه هستید و روح شما را دستخوش آزار و ناراحتی کرده است. می دانید علت چیست؟
علت این است که شاکلة شما یعنی "من حقیقی" و "شخصیت واقعی" تان، هنور به آنچه می خواهید انجام دهید، اعتقادی ندارد یا هنوز آن را جدّی و مهم تلقی نکرده است. حتما‍ً حال می پرسید که چه راهی برای رهایی از این وضع وجود دارد؟
پاسخ: از میان راه های گوناگون، یک راه بهترین و کارآمدترین است. برای رسیدن به این راه لازم است بدانید که "آن چه برای انسان از آب و هوا و غذا مهم تر و ضروری تر است،‌عنصر آگاهی است". منظور از آگاهی این است که با خواندن کتاب و ابزارهایی که می توانند سبب بیداری و آگاهی انسان گردند، اندیشه خویش را اصلاح کند که نتیجه اش تقویت ایمان و اعتقادات از راه آگاهی است. در این زمینه می توانید آثار شهید مطهری را مطالعه بفرمایید.
2- نکته دیگرتوجه به تغییرحالات دل است.تغییر و نوسانات دل تا حدی طبیعی است، ولی باید مراقب وساوس شیطانی بود تا قلب دچار قساوت نشود. در این راستا قرآن مجید یکی از دعاهای صالحان را همین امر می‌داند و می‌فرماید: «ربّنا لا تزع قلوبنا بعد إذ هدیتنا وهب لنا من لدنک رحمه إنّک أنت الوهّاب؛(1) خدایا! دل‌های ما را پس از هدایت منحرف نکن و از جانب خود رحمتی فرو فرست که تو بخشنده‌ای».
این نکته در روایات نیز مطرح شده است.انسان حالات گوناگونی دارد. در نهج‏البلاغه از امیرالمؤمنین(ع) نقل شده: «ان للقلوب شهوه و اقبالا و ادبارا» (2) بنابراین قلب انسان گاه اقبال به خدا و معنویات دارد و گاه پشت می‏کند.
بزرگان می‌گویند برای این که حالات خوش معنوی زائل نگردد بلکه تبدیل به مقام شود و باقی بماند،شخص باید مراقبه داشته باشد . مراقبه معانی گوناگونی دارد و در این جا منظور این است که اولاً شخص اعمال خود را بر اساس دستور شرعی بررسی کند. اگر گناهانی دارد، به نحو صحیح توبه نماید. سپس تصمیم بر ترک گناهان و انجام وظایف و واجبات داشته باشد. «مشارطه» و «مراقبه» و «محاسبه» برای حفظ و استمرار این حالات مفید است. در هر صورت باید برای تغییر و دگرگونی و رفتن راه خدا فکر اساسی شود و تصمیم جدی گرفته شود. می‌توانید در این باره از چهل حدیث امام خمینی، حدیث اول و کتاب اسرارالصلوه میرزا جواد ملکی و کتاب شریف تذکره المتّقین، بهاری همدانی استفاده کنید.
3- با توجه به آن چه در نکته دوم گذشت، نزدیک ترین راه به سوی خدا ، ترک معصیت و انجام دستور خداست.در روایتی از امام صادق (ع)آمده : «خداوند به حضرت موسی فرمود: بهترین وسیله تقرب به سوی من پارسایی و ترک معصیت است . اگر کسی پارسایی داشته باشد او را در بهشت های عدن جای می دهم »!.در روایت دیگر از پیامبر (ص)آمده :« از جمله کسانی که در سایهء رحمت الهی قرار دارند جوانی است که به عبودیت و بندگی تن دهد». (3).البته نزدیکی به خدا امری است که یک شبه نمی توان به آن رسید. بلکه نیازمند زمان و انجام اقداماتی است که مهم ترین آن معرفت خدا،عبادت و ... است.مطمئن باشید اگر به وظایف شرعیه خود عمل کنید، خداوند به شما توجه ویژه خواهد داشت.
منتظر نامه های بعدی شما هستیم.
پی‌نوشت‌ها:
5. آل عمران (7) آیه 8.
1. امام على بن ابى طالب عليه السلام، نهج البلاغه، انتشارات دار الهجره قم ،ص 530، قصار 312.
3. محمدی ری شهری ، میزان الحکمة،دارالحدیث، ج 8 ص 114ماده قرب .