سلام علیکم و رحمه الله و برکاته

خدا قوت برادران

من پسری بیست ساله هستم ولی اصلا در عمل به دین صبور نیستم نه در عبادت و نه باقی چیزها گاهی که به مشکل بر میخورم افسرده میشوم و دیگر دست از دنیا و آخرت میشویم و بی جان بی گوشه ای می افتم و دیگر به فکر آینده و مشکلات پیش رو که شاید با دست خودم ایجاد کنم نیستم

خلاصه اهل عمل نیستم

حتی برای امتحان حوزه نیز ثبت نام کردم ولی با این خصوصیتم سر جلسه امتحان حاضر نشدم که من که اینگونه هستم دیگران را نیز منحرف میکنم خودم عمل نمی کنم و دیگران را نیز با رفتارم به خطا و گناه میکشم

میشوم عالم بی عمل که همه با دیدن من و گناهانم و خطاهایم دین گریز و کافر میشوند

برای همین میخواهم اول این مشکلم حل شود تا به تباهی کشیده نشدم راه سعادتم را در پیش گیرم

خواهش می کنم کمک کنید من خیلی از بدی خودم میترسم و میترسم از خدا کاملا دور بشم

اجرکم عند الله

التماس دعا

برادر گرامی! از اینکه با اخلاص، به ضعف خود در محضر خدای متعال، اعتراف می کنید و درصدد درمان هستید و دوست ندارید، أثر منفی بر دیگران بگذارید، به شما تبریک می گوئیم.
برای دقت در مسایل دینی و عمل به آن، توجه به نکات زیر را توصیه می کنیم:
1)دین؛ یک سیستم فکری است که مسلمان خود را دائما در آن احساس می‏کند. نور این منظومه فکری را در همه عرصه‏هائی که با آن مواجه می‏شود، پرتو افکن می‏بیند. تمام زوایای حیات فکری و زندگی عملی او را در بر می‏گیرد. این چارچوب فکری، با سرشت و شالوده وجود او هماهنگ است. اگر مجموعه تعالیم دینی را به هرمی تشبیه کنیم، رأس این هرم را "جهان‏بینی" تشکیل می‏دهد.
2)دین داری فرع بر دین شناسی است. کسی که شناخت از دین ندارد، چه بسا به انحراف کشیده شود و به بیراهه رود. امام صادق (ع) می فرماید: "ألْعَامِلُ عَلَى غَيْرِ بَصِيرَةٍ كَالسَّائِرِ عَلَى غَيْرِ الطَّرِيقِ وَ لَا يَزِيدُهُ سُرْعَةُ السَّيْرِ مِنَ‏ الطَّرِيقِ‏ إِلَّا بُعْدا."(1) کسی که بدون بصیرت عملی انجام دهد، مانند کسی است که در جهت اصلی گام برنداشته باشد. سرعت سیر او هر چه بیش تر باشد، او را از مقصد دورتر می‌سازد.
اگر دین داری با دین شناسی همراه نباشد، خطر افتادن به افراط و تفریط وجود دارد.
البته دین شناسی نیز بدون دین داری،‌کارایی ندارد. شناخت و معرفتی ارزشمند است که مقدمه عمل باشد. شناخت خدا و پیامبر و احکام الهی، تنها مسئولیت انسان را سنگین تر می کند. علم و عمل باید توام باشد. یادگیری و عمل کردنمان، مقدمه ای برای یاد دادن به دیگران است.
3)آیین مسلمانی و دینداری در عمل به دستورات و قوانین اسلامی است . آنچه مایه سعادت جاویدان است، عقیده و ایمان همراه با عمل است. بنابراین شخصی که اقرار به توحید و نبوّت پیامبر اسلام می‏کند، ولی اعمال و رفتار او با مقررات اسلام تطبیق نمی‏کند، تنها احکام اجتماعی اسلام در حق او جاری است، نه اینکه یک مسلمان راستین و سعادتمند و اهل نجات باشد.
4)از میان راه هاى گوناگون، یک راه بهترین و کارآمدترین است. براى رسیدن به این راه لازم است بدانید که "آن چه براى انسان از آب و هوا و غذا مهم تر و ضرورى تر است،‌ عنصر آگاهى است". منظور از آگاهى این است که انسان در تمام حالات خود بداند که مشغول چه کارى است و براى چه مشغول آن است.
متأسفانه در ابعاد بسیاری نسبت به افراد بسیاری این موضوع یک حقیقت است که بسیاری از ما در انجام وظایف دینی به روح و حقیقت آن توجهی نداریم. تنها به شکل نمادین و بر اساس عادت به اعمال دینی مبادرت می ورزیم. از آن جا که حقیقت و ثمرات این رفتارها در خصوص انجام کامل و صحیح این اعمال حاصل می شود، هم خودمان و هم جامعه ما از نتایج و آثار این اعمال تربیتی تا حد زیادی بی نصیب می مانیم.
5) انسان هر چه رشد روحي داشته باشد در مقابل مشكلات و گرفتاريها و ناراحتيها، با آرامش بيشتري برخورد مي‌كند و در نتيجه در مقابل آنها از پاي در نمي‌آيد و مشكلات و ناراحتي‌ها را به راحتي حل مي‌كند.‌صبر داراي زمينه‌هاي فراواني از جمله صبر بر بلاهاي دنيا، خواهش‌هاي نفس، مقام فرمانبرداري خداوند، راه تبليغ دين است. حب به خدا و عمل به دين و قرآن، اساس حركت و تكامل انسان است.
با ید توجه داشت که دلیلی وجود ندارد که تا کامل نمودن اطلاعات مذهبی، دست از اعمال و عبادات برداشته و آن ها را به مرحله بعد از شناخت و معرفت کامل موکول نماییم که این می تواند یکی از وسوسه های شیطان ارزیابی شود.
6) دعا براي صبر و دينداري:" رَبَّنا أَفْرِغْ عَلَيْنا صَبْراً وَ ثَبِّتْ أَقْدامَنا."(2) پروردگارا، بر [دلهاى‏] ما شكيبايى فرو ريز، و گامهاى ما را استوار دار. صبر مطمئن‌ترين كشتي نجات و كليد هر خير و خوبي و دروازه خوشبختي و كامراني دنيا و آخرت است. صبر و تحمل موجب بالارفتن و محكم شدن روح آدمي مي‌شود.
نکته پایانی: اگر بر اثر مشکلات، دست از عمل برداشته و ناامید و افسرده شده اید و یا دچار وسواس فکری شده اید، توجه تان را به نکات زیر جلب می کنیم:
1)علت أصلی بی برنامه گی، بی هدف بودن در أمور زندگی است؛ سعی کنید با هدف دار کردن زندگی و تقویت روحیه خود، زندگی خود را سر و سامان دهید. با أفراد موفق معاشرت کنید تا ذهنتان الگو سازی کند.
2)نا امیدی در زندگی، یکی از القائات شیطان است که انسان را سست و بی عنصر می کند. نسبت به آینده امیدوار باشید وآینده روشن را برای خود ترسیم کنید. از هر کاری یا هر شخصی که شما را ناامید می کند بپرهیزید.
3)نسبت به برنامه ای که می ریزید، خود را متعهد کنید که حتما آنها را عملی کنید.
4)استعدادها و أهداف زندگی خود را با مشورت بزرگان بررسی کنید و ببینید در چه زمینه ای استعداد دارید. اگر از مطالب دینی و معرفتی لذت می برید، می توانید در این امور خود را مشغول سازید.
5-برنامه ریزی هم باید با توجه به توان شما و استعداد و علاقه مندی شما باشد.
چنانچه نیاز به راهنمایی و مشاوره بیش تر داشته باشید، با مشاوران تلفنی این مرکز با شماره 09640 بدون کد تماس بگیرید.
پی نوشت ها:
1. مجلسی، محمدباقربن محمد تقی، بحارالانوار(ط-بیروت)ج1،ص206، دار احیاء التراث العربی،چاپ دوم، 1403ق.
2.بقره (2) آیه 250 .