سلامی به گرمی خورشید من یه دختر22ساله هستم و4سال قبل با بسری دوست شدم خداشاهده که اون هیچ مشکلی نداشت اما من مدام در حال سین جین کردن و گیر دادن بهش بودم و با اینکه بارها بهم ثابت شده بود اشتباه می کردم شدیدن بهش شک داشتم و تغییربن حتی برای آب خوردن هم باید توضیح میداد اما بلاخره صبرش تموم شد و این رابطه رو تموم کرد البته شش ماه در کشمکش بودیم چون من جدایی نمی خواستم چون جدا شدن برا من دیر شده بود یک سال بعد ازدوستی مون با خونوادش حرف زد خونوادش خیلی خیلی مذهبی هستن و شرط ازدواجمون چادر سر کردن من بود گرچه خیلی سخت اما قبول کردم من هیچ اعتقادی به حجاب نداشتم اومدن خواستگاری یک سال قبل و من چون نمیخاستم تحت فشاره ازدواج باشه گفتم یک سال دیکه با اطلاع خونواده ها دوست باشیم که تو این یک سال خواستار جدایی شد و جدا شد من موندم با آبروی رفته و قلب شکسته البته توی این یک سال خیلی اعتقاداتم عوض شد با عشق چادر سر میکنم و با عشق نماز میخونم حالا کلی واسه برگشتنش دارم دعا و نظر میکنم روزه میگیرم و به خدا توکل میکنم آیا درسته یا اونو به زور از خدا میخام؟ واسه برگشتنش و درست شدنه رفتارم خیلی دعا میکنم تو رو خدا راهنمایی کنید

به چند نکته توجه کنید:
1.شما باید متوجه این نکته باشید که دوستی شما قبل از ازدواج اشکال داشته است و دوستی با نامحرم وجه شرعی واخلاقی نداشته است و اشتباه دوم شما این بوده که بعد از خواستگاری نیز به جای اینکه رابطه تان را شرعی کنید و ازدواج کنید تقاضای ادامه دوستی کردید که معنایش ادامه رابطه حرام بوده است.
2.و همانطور که گفتید این جدایی و ختم به ازدواج نشدن به خاطر رفتار های نادرست وشک و تردید شما نسبت به ایشان و کارهای ایشان بوده است که هیچ مردی دوست ندارد همسر آینده اش به او شک داشته باشد و یا از او باپرسی کند و شما باید نسبت به هر مردی که با او ازدواج می کنید این رفتار را نداشته باشید و سعی در تغییر رفتارتان و حسن ظن به افراد داشته باشید.
3.اینکه اینکه با عشق به چادرو نماز و دعا روی آوردید نکته بسیار خوب و ارزشمندی است. ولی بهتر است در دعا از خدا بخواهید که به زودی با کسی که با او خوشبخت می شوید و با او زندگی آرامی خواهید داشت ازدواج کنید نه اینکه دعا فقط برای رسیدن به آن فردی که از شما جدا شده است که بازگشت او بسیار سخت است.
4.توصیه می کنیم اگر خواستار ازدواج و ادامه زندگی با همان فرد هستید ابتدا سعی کنید رفتارهایی که او را آزار میداد در خود اصلاح کنید و بعد با فرستادن واسطه ای و گفتن اینکه از رفتارهای خود با او پشیمان هستید از او بخواهید که دوباره به خواستگاری تان بیاید و با شما ازدواج کند. ولی اگر قبول نکرد و نیامد با امید و برنامه ریزی به ادامه زندگی تان بپردازید و به خدا توکل کنید و از خدا بخواهید بهترین فردی را که می تواند شما را خوشبخت کند برایتان بفرستد.
موفق باشید.