کدام عمل از نماز و شهادت بالاتر است؟
یکی از چیزهایی که در روایات و قرآن به شدت مورد تأکید قرار گرفته، نماز و جهاد فی سبیل الله است. نماز، تجلی ارتباط بین انسان و خداوند است و بالاترین عمل عبادی است که به واسطه آن انسان بندگی و عبودیت خود را در مقابل خداوند به نمایش می گذارد؛ ولی در این میان، در روایات تصریح شده که معرفت و ولایت بالاتر از نماز است.
در خصوص معرفت و شناخت خداوند از پیامبر اکرم (ص) روایت شده: «إنّ أفضل الفرائض بعد المعرفة الصّلاة و أوّل ما يحاسب العبد عليها الصّلاة فإن قبلت قبل ما سواها و إن ردّت ردّ ما سواها؛ (1) بهترين واجبات پس از شناخت (خدا)، نماز است. نماز، نخستين چيزى است كه بنده را براى آن مورد حساب قرار مىدهند. اگر پذيرفته شد، ساير اعمال نيز پذيرفته مىشود و اگر پذيرفته نشد، بقيّه اعمال نيز پذيرفته نمىشود».
امام باقر (ع) می فرمایند: «دين اسلام بر پنج چيز، يعنى: نماز، زكات، حج، روزه و ولايت بنا شده است. زراره مىگويد: پرسيدم: كداميك از اين ها بالاتر است؟ فرمود: ولايت؛ زيرا ولايت كليد آن ها است و «والى» و راهنمون مردم است به برپادارى آن ها». (2)
در روایتی دیگر راوی خطاب به امام صادق (ع) عرض می کند: پس از معرفت، كدام يك از اعمال برتر است؟ فرمودند: «هيچ چيز پس از معرفت، برابر اين نماز نيست و چيزى بعد از معرفت و نماز، برابر زكات نيست و پس از اين ها، چيزى با روزه برابرى نمىكند و پس از آن، هيچ چيز با حج برابر نيست و مقدمه همه اين ها، معرفت ما و خاتمه آن هم، معرفت ما است و چيزى پس از آن، همچون نيكى كردن به برادران و مواسات از راه بخشيدن درهم و دينار به ديگران نيست». (3)
بنابراین، هیچ چیزی به اندازه ولایت در درجه اهمیت نیست. امام باقر(ع) می فرمایند: بنى الإسلام على خمس، على الصّلاة و الزّكاة و الصّوم و الحجّ و الولاية و لم يناد بشيء كما نودي بالولاية؛ (4) اسلام بر پنج پايه بنا گرديده است: نماز، زكات، روزه، حجّ و ولايت. آن گونه كه به ولايت فراخوانده شده، به هيچ چيزى فرا خوانده نشده است».
از این روایات و نمونه های آن استفاده می شود که معرفت خداوند و ولایت اهل بیت بالاتر از نماز است، روشن است که معرفت و ولایت از اعمال جوارحی نیست؛ یعنی این که یک عمل عبادی نیست؛ بلکه یک عمل عبادی قلبی است و به همین جهت، نماز بالاترین عمل عبادی است که انسان در مقام بندگی خداوند انجام می دهد. بنابراین، در جواب به سؤال شما که کدام عمل از نماز و شهادت بالاتر است؟ باید گفت که هیچ عملی بالاتر از نماز نیست.
البته نکته ای که در این جا لازم است به آن اشاره شود، این است که در روایات از امر به معروف و نهی از منکر به عنوان «اسمی الفرائض و اشرفها»؛ یعنی بالاترین فرائض یاد شده و این منافاتی با آنچه ما ذکر کردیم، ندارد؛ چرا که امر به معروف و نهی از منکر فریضه ای است که به واسطه آن واجبات و فرائض دیگر در جامعه اقامه می شود؛ به عبارت دیگر، نماز بالاترین عمل عبادی است که به واسطه امر به معروف و نهی از منکر احیا و اقامه می شود. جالب است که به همین نکته در روایات نیز اشاره شده است. از امام باقر روایت شده که می فرمایند: «يَكُونُ فِي آخِرِ الزَّمَانِ قَوْمٌ يَنْبُغُ فِيهِمْ قَوْمٌ مُرَاءُونَ إِلَى أَنْ قَالَ وَ لَوْ أَضَرَّتِ الصَّلَاةُ بِسَائِرِ مَا يَعْمَلُونَ بِأَمْوَالِهِمْ وَ أَبْدَانِهِمْ لَرَفَضُوهَا كَمَا رَفَضُوا أَسْمَى الْفَرَائِضِ وَ أَشْرَفَهَا إِنَّ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْيَ عَنِ الْمُنْكَرِ فَرِيضَةٌ عَظِيمَةٌ بِهَا تُقَامُ الْفَرَائِض؛ (5)
در آخر الزمان مردمی پیدا می شوند که در آن ها عده ای ریا کار هستند. امام در ادامه روایت می فرمایند: اگر نماز به سائر کارهایی که انجام می دهند، ضرر بزند نماز را ترک می کنند؛ همان گونه که بالاترین واجبات را ترک می کنند. به درستی که امر به معروف و نهی از منکر فریضه ای است که به واسطه آن واجبات و فرائض دیگر اقامه می شود».
حضرت علی (ع) نیز در نهج البلاغه نیز می فرمایند: تمام كارهاى نيكو، و جهاد در راه خدا، برابر امر به معروف و نهى از منكر، چونان قطرهاى بر درياى موّاج و پهناور است. (6)
بنابراین، مبنا و پایه همه اعمال، توحید بوده که ولایت هم به آن بر می گردد و بقیه اعمال به فراخور موقعیت های مختلف، افضلیت پیدا می کنند.
موفق باشید.
پی نوشت ها:
1. صابری، یزدی، علیرضا، الحكم الزاهرة، ترجمه محمد رضا انصارى، قم، مركز چاپ و نشر سازمان تبليغات اسلامى، 1375ش، چاپ دوم، ص 278.
2. اخوان حکیمی، الحیاه، ترجمه احمد آرام، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1380ش، ج 5 ، ص 278.
3. همان، ج 2، ص 643.
4. صابری، یزدی، علیرضا، الحكم الزاهرة، ترجمه محمد رضا انصارى، قم، مركز چاپ و نشر سازمان تبليغات اسلامى، 1375ش، چاپ دوم، ص 134.
5. حر عاملی، وسائل الشیعه، قم، مؤسسه آل البیت، 1409ق، ج 16، ص 119.
6. نهج البلاغة، ترجمه محمد دشتى، قم، مشهور، 1379 ش ، حکمت 374.






