ایاجسم پیامبر صلی الله علیه واله با جسم افراد عادی متفاوت است اگر جواب منفی است پس چرا در پاره ای ازروایات امده که ایشان سایه نداشتندیادر مورد کفیت فصدکردن حضرت عسکری جریانی خلاف عادت نقل شده
آيات و روايات در موارد متعدد براين نكته تاكيد دارند كه پيغمبر(ص) در امور عادي مانند سائر مردم بوده و مانند آنها زندگي مي كند آنچنانكه مي فرمايد" قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى إِلَيَّ أَنَّما..."(1) بگو من تنها بشرى هستم مثل شما با اين فرق كه به من وحى مىشود كه..."و مطابق اين آيه اصل بر آن است كه جسم و اعمال پيغمبر(ص) مانند انسانهاي عادي باشد. مگر آنكه خلاف آن از ثابت شود
حال از آنجا كه اثبات وجود سايه و يا عدم آن براي پيغمبر (ص) و يا اساساَ فهم تفاوت جسم پیغمبر(ص) و ائمه از حوزه عقل خارج بوده ، ناگزير تنها تكيه گاه معتبر، احاديث و روايات وارده در اين زمينه مي باشد و روایات متعددى وجود دارد که همگی حاکی از آن است که روح و بدن آنها در مواردی با دیگران فرق داشته و حمل و تولد آنان در برخی از جزییات نیز غیر عادى است آنچنانکه از امام صادق (ع) نقل شده که فرمود :
"...و چون ماه نهم شود در خانه، آواز بلندى [صداى حركتى] بگوشش رسد و چون شب زائيدنش فرا رسد، در خانه نورى ظاهر شود كه جز او و پدرش آن را نبينند و چون او را بزايد نشسته باشد (نه آنكه با سر فرود آيد) و برايش گشايش شود تا چهار زانو بيرون آيد و پس از اينكه روى زمين قرار گيرد، بچرخد تا قبله بهر طرف باشد، از آن منحرف نشود، سپس سه بار عطسه كند و با انگشت بحمد خدا اشاره كند (چنان كه مستحب است پس از عطسه انگشت را سر بينى گذاشته حمد خدا گويند) و ناف بريده و ختنه شده باشد و دندانهاى رباعيش از بالا و پائين و دو دندان نيش و دو دندان ضاحكهاش برآمده باشد..."(2)
حال مطابق این نوع احادیث پیغمبر(ص)وائمه(ع) اگر چه در مجموع دارای شباهت کلی با سائر انسانها می باشند اما در عین حال دارای اختلافات جزئی بوده که میتواند اعجاز و از کرامات آنها باشد البته در خصوص سايه داشتن و يا نداشتن پيغمبر (ص) بايد گفت احاديث مربوطه نوعاً در كتب اهل تسنن مطرح شده و بنا بر فرض صحت، اين امر نيز مانند سائر معجزات پيغمبر (ص) مثل خارج شدن بوي خوش از بدن ايشان و يا معجزات ائمه مانند كيفيت فصد كردن امام حسن عسگري (ع)و...همگي حاكي از آن است كه با وجود شباهت كلي جسم پيغمبر (ص) و ائمه(ع) با سائر انسانها،در مواردي خاص اجسام آنها متمايز از انسانها بوده كه از عظمت وجودي آنها حكايت داشته و دليلي بر اثبات كرامت از جانب آنها مي باشد آنچنانكه امیرالمومنین علی (ع) درباره کندن در خیبر می فرماید""مَا قَلَعْتُ بابِ خِیبَر بِقُوَّهٍ جَسَدانِیَّهٍ وَ لا قُوَّهٍ غِذائِیَهٍ وَ لکِنْ بِقُوَّهٍ مَلَکوتِیَهٍ وَ نَفسٍ بِنُورِ رَبِّها مُضِیئَه(3)به خدا سوگند! من در خيبر را با قدرت جسمانى و تحرك غذايى، از جا نكندم. بلكه من به قوه ملكى و روحى كه به نور پروردگارش، روشن است تأييد شدم"
البته در پايان توجه داشته باشيد كه اثبات اين امر دليل بر آن نيست كه تمام امور غير عادي ائمه حاكي از متقاوت بودن اجسام آنها در ابتداي خلقت باشد بلكه در برخي موارد، با قدرت روحي خود در همين اجسام عادي تصرف كرده و امري خارق عادت انجام دهند لذا مواردي مانند كيفيت فصد كردن امام (ع) و يا سايه نداشتن و...اگر چه قابل توجیهات ظاهری نيست اماهمه آنها می تواند حاکی از قدرت روحی افراد و در نتیجه قدرت تصرف در جسم عادی است كه البته اينگونه كرامات نه تنها از ائمه بلكه از بزرگان دين نيز نقل شده است
پي نوشتها:
1.فصلت(41)آيه 6 .
2.كليني، اصول كافى- ترجمه مصطفوى،چ دار الكتب اسلاميه، تهران بي تا، ج 2 ،ص 230 .
3.مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، چ الوفاء، بیروت، 1404 ه ق،ج 40 ،ص 318 .






