چه طور گفته می شود انسان مختار با توجه به این که از ازل خواست خدا بر کشته شدن امام حسین بوده اگر چه در افعال انسان فاعل خود اوست اما مثل رباطی است که کنترل او به دست دیگری است چرا که تا او نخواهد از عقل هم نمی توان استفاده کرد(لطفا مثال رعشه دست را نزنید که تکراری است) اما گاهی شرایط طوری مهیا می شود و ناخوداگاه مسیری جلوی پای انسان قرار می گیرد که سرنوشت او را به کلی تغییر می دهد و چه بسیار ناخواسته، لطفا در این مورد توضیح دهید اگر همه چیز به خواست خداست چرا بهشت و جهنمی است خود خدا می فرماید هر که را بخواهم هدایت می کنم هر که را بخواهم روزی می دهم ...
روايت"فَإِنَّ اللَّهَ قَدْ شَاءَ أَنْ يَرَاكَ قَتِيلاً" از رواياتي است كه در برخي از كتب روايي مطرح شده و صحت اين جمله مسلم گرفته شده است .(1)بر اين اساس اینکه خداوند بر این عالم احاطه داشته و هیچ امری بدون علم و اراده او محقق نمی شود، امری مسلم و قابل قبول است اما اراده خداوند در دو معنا به كار مي رود :اراده تكويني و ارده تشريعي.
اراده تكوينى يعنى اگر قضا و قدر حتمى الهى به چيزي تعلق بگيرد ، وقوعش حتمي و يقيني است، مثلاً مشيت الهي به آن تعلق گرفته كه زمين در مداري به دور خورشيد در حركت باشد يا نظام الهي بر آن تعلق گرفته كه هر معلول از سببي محقق شود و ...
اما ارده تشريعي حب و رضايت خداوند به وقوع امري است .چنين امري غير حتمي و وقوعش غير ضروري است. در مورد روزه مي فرمايد:"يُريدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلا يُريدُ بِكُمُ الْعُسْرَ؛(2) ...خداوند، راحتى شما را مىخواهد، نه زحمت شما را..." يا خداوند ارده كرده است كه افراد به يكديگر ظلم نكنند و ...حال آن كه هر روز در عالم هزاران ظلم و...اتفاق مي افتد. اراده تشريعي وقوعش غير حتمي است
بر اين اساس آنچه موجب جبر در افراد مي شود،آن است كه اراده الهي در مورد آن ها، ارده تكويني باشد، نه تشريعي و حال آن كه مراد اراده در جمله" ان الله شاء ان یراک قتیلا" خواستن و اراده تشريعي است .مراد آن است مصلحت امام و دين در آن است كه امام كشته شده و خداوند به اين امر راضي بوده و آن را ارده كرده است (3).اراده خدا هيچ گاه امام را مجبور بر جنگ و يزيد،شمر و...را مجبور بر كشتن نمي كند. امام با علم به رضايت خداوند، ولي با اختيار و تصميم خود دست به چنين كاري زده است. خداوند اطاعت بندگان و ...را اراده كرده است و حال آن كه بندگان در اطاعت مجبور نبوده و در اين ميان بسياري عبادت نمي كنند.
حال با اين بيان روشن مي شود كه ارده و يا علم خدا در اين گونه امور، به هيچ عنوان زمينه و شرائط را براي افراد فراهم نكرده تا در نتيجه آن از افراد سلب اختيار شده و به نوعي مجبور باشند. البته اگر چه شايد در برخي موارد، زمينه هاي محيطي، خانوادگي و... كه در سوال به آن اشاره كرده ايد،در ايجاد امري موثر باشند اما اين امر اولاً با اراده خدا نبوده و ثانياً وجود زمينه هيچ گاه سلب كننده اختيار از افراد نيست .بهشت و جهنم انسان ها بر اساس اعمال اختياري آنهاست.
در مورد هدايت خداوند اگر مراد شما آيه" ...يهدي من يشاء..."باشد ،مراد از هدايت الهي در آيه، هدايتي خاص و پاداشي است كه شخص با اعمال خود زمينه را براي دريافت آن از جانب خدا فراهم مي كند . در اين ميان هدايت عام الهي يعني هدايت ابتدايي شامل همه افراد مي شود : "ما راه را به او (انسان) نشان دادیم، خواه شاکر باشد (و پذیرا گردد) یا ناسپاس!"(4) پس در حقیقت بنده با ایمان خود زمینه هدایت خاص را با اعمال صالح فراهم میسازد. منافاتی بین این نحوه از هدایت الهی و اختیار انسان یافت نمیشود.
پي نوشت ها:
1.مجلسي، بحار الانوار، چ مؤسسة الوفاء، بيروت، 1404ه.ق، ج 44 ص 364 ؛
سيد على بن موسى بن طاوس،اللهوف،چ جهان، تهران 1348ه ش ، ص 63 و ...
2.بقره(2)آيه 185.
3.مجموعه آثار استادشهيد مطهرى،انتشارات صدرا ، تهران، 1374ش ، ج17، ص 397.
4. انسان(76) آیه 3.






