با سلام
اینجانب شروع به خواندن معانی قرآن نموده ام و سوالاتی که برایم پیش می آید را یادداشت می کنم. حال از شما درخواست دارم در صورت امکان به آنها پاسخ دهید.
البته احتمالا بقیه آنها را در آینده که بخوانم می فرستم. لذا هر بار چند تا از سوالات را می نویسیم و از شما می خواهم با توجه به وقتی که دارید به هر تعداد که می دانید پاسخ داده و بقیه را در روزهای مختلف برایم بفرستید. لازم به ذکر است که در حال خواندن معانی به ترتیب سوره و آیه هستم و هر وقت که سوره بقره را به پایان بردم در انتهای سوالات این سوره می گویم.با تشکر
1- چرا قرآن کتاب کاملی است؟ آیا واقعاًکتب دیگر به کاملی قرآن نیست؟دلیل قانع کننده ای لطفا بیاورید؟
2- چرا خداوند می گوید مرا ستایش کنید؟ چه نیازی است؟
3- چرا افراد دیگر را نباید پرستش کرد؟ البته منظورم به اندازه فرد است مثلا به اندازه دانایی او، و چون خداوند داناترین است او را از همه بیشتر بپرستیم ولی دیگران را نیز بپرستیم؟
4- اگر خداوند ما را به راه راست هدایت فرماید نوعی تبعیض و تفاوت گرایی پیش نمی آید؟
5- در چند جای قرآن آمده است که پرهیزگاران یا مومنان چه کسانی اند، حال آیا مومن یا پرهیزگار کسی است که تنها این اوصاف را داشته باشد؟ آیا داشتن فقط یک آیه کفایت می کند؟
6- چرا انفاق، چرا خود خدا به هر کسی روزی معین نداده است؟
7- آنچه خدا به پیامبر و پیغمبران پیشین داده با توجه به آیه 4 سوره مبارکه بقره چیست؟
8- اگر کافران واقعاً ایمان نمی آورند پس چرا آنها را هدایت کنیم یا امر به معروف در مورد آنها برای چه؟
نامه شما در دو قسمت (دو شماره) و مفصل و حاوی سؤال های فراوان به دست ما رسید وما به دو سؤال اول هر کدام از دو نامه شما جواب می دهیم و تقاضا می کنیم در نامه های بعدی ، در هر نامه یک یا حداکثر دو سؤال مطرح کنید تا جواب دهیم.
1- چرا قرآن کتاب کاملی است؟ آیا واقعاً کتب دیگر به کاملی قرآن نیست؟دلیل قانع کننده ای لطفا بیاورید؟
همه کتاب های آسمانی در زمان نزول خود کامل بوده اند و آنچه از معارف و احکام تا آن زمان برای هدایت بشر لازم بوده در آنها آمده بود. قرآن در مورد تورات می نویسد:
ثُمَّ آتَيْنا مُوسَى الْكِتابَ تَماماً عَلَى الَّذي أَحْسَنَ وَ تَفْصيلاً لِكُلِّ شَيْءٍ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً لَعَلَّهُمْ بِلِقاءِ رَبِّهِمْ يُؤْمِنُون (1)
سپس به موسى كتاب (آسمانى) داديم (و نعمت خود را) بر آنها كه نيكوكار بودند، كامل كرديم و همه چيز را (كه مورد نياز آنها بود، در آن) روشن ساختيم كتابى كه مايه هدايت و رحمت بود شايد به لقاى پروردگارشان (و روز رستاخيز)، ايمان بياورند!
در این آیه تصریح شده که تفصیل آنچه برای آن مردم لازم بود از معارف و احکام در تورات بوده است و همین گونه بوده کتاب های آسمانی دیگر و قرآن حاوی معارف همه کتب پیشین بوده به اضافه معرفی که بشر از آن عصر به بعد با توجه به رشد فکری و اجتماعی بدان نیاز یافته و تا ابد بدان نیاز می یابد.
اگر کتاب آسمانی نازل شده برای هدایت بشر در بیان معارف و دستور العمل های لازم نقصان داشته باشد ، این نقصان یا از جهل خداست یا از بخل خدا یا مانعی نگذاشته خدا کتاب کامل بفرستد و همه اینها در حق خدا محال است زیرا خدا فیاض مطلق است و هیچ مانعی در برابر اراده او نیست.
قرآن آخرین کتاب آسمانی است که همه معارف حق کتب پیشین و همه احکام مورد نیاز بشر برای هدایت از زمان نزولش تا آخر حیات بشر را باید داشته باشد تا بتواند وحی نهایی و آخرین باشد از این رو خداوند در باره قرآن می فرماید:
وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتابِ وَ مُهَيْمِناً عَلَيْهِ (2)
و اين كتاب [قرآن] را به حق بر تو نازل كرديم، در حالى كه كتب پيشين را تصديق مىكند و مهیمن (دارای تفوق و برتری و هیمنه و احاطه) بر آنها است.
و می فرماید:
نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَيْء(3)
قرآن را بر تو نازل کردیم که در آن هر چیز (که مورد نیاز هدایتی بشر بوده)بیان شده است.
بنا بر این همه کتاب های آسمانی در زمان نزول خود کامل بوده اند ولی با پیشرفت علمی بشر ، مسائلی مطرح شده که معارف و احکام آن برای بشر بیان نشده بود چون بشر بدان محتاج نبود ؛ نه این که کتاب آسمانی قبلی ناقص بوده است. کتاب ناقص کتابی است که در زمان نزول جوابگوی صد در صد نیاز بشر نباشد که خدا چنین کتابی را اصلا نازل نمی کند . بله جوابگویی به نیازهای آینده بشر در کتابی ، قبل از این که بشر بدان نیاز یابد ، ضروری نیست و تا باب وحی باز است ، لازم نیست قبل از نیاز معارف نازل شود.
2. خداوند یکتا و بی نظیر است از این رو شرک به معنای دو یا چند خدای یکسان وجود ندارد. حتی دوگانه پرستان هم اهریمن را همسان یزدان نمی دانند. بلکه اهریمن را مخلوق یزدان می دانند که طغیان کرده و خالق شرور شده و ... .
دیگر مشرکان هم برای خدا در خدایی شریک می تراشند یعنی خدا را "رب الارباب" و خدای خدایان می دانند که برتر از آن است که مورد معرفت و عبادت بندگان واقع شود و زیر مجموعه و مخلوق او خدایان دیگری فرض می کنند که در عین این که مخلوق اویند، ولی در خدایی شریک اویند یعنی باید عبادت شوند یا برای آنان قدرت مستقل قائل هستند.
خداوند هم، خالق یگانه است هم معبود یگانه، هم مؤثر یگانه و غیر خدا در هیچ صفتی از صفات خدایی، کسی با او شریک نیست.
غیر خدا همه مخلوق، عبد، فقیر و محتاج می باشند که اگر به مراتبی هم رسیده اند، به بندگی رسیده اند نه این که از بندگی خارج شده و در مرتبه الوهیت وارد شده باشند.
انکارهای قرآن نسبت به مشرکان رد این توهمات غلط است. توجه کنید:
َ قالُوا اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَداً (4)
وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَنْداداً يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللَّهِ (5)
بعضى از مردم خدا را همتايانى اختيار مىكنند و آنها را چنان دوست مىدارند كه خدا را.
قُلْ أَ تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا يَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّا وَ لا نَفْعاً وَ اللَّهُ هُوَ السَّميعُ الْعَليم (6)
بگو: آيا جز اللَّه خداى ديگرى را كه براى شما مالك هيچ سود و زيانى نيست مىپرستيد و حال آنكه اللَّه شنوا و داناست؟
أَ يُشْرِكُونَ ما لا يَخْلُقُ شَيْئاً وَ هُمْ يُخْلَقُونَ وَ لا يَسْتَطيعُونَ لَهُمْ نَصْراً وَ لا أَنْفُسَهُمْ يَنْصُرُونَ وَ إِنْ تَدْعُوهُمْ إِلَى الْهُدى لا يَتَّبِعُوكُمْ سَواءٌ عَلَيْكُمْ أَ دَعَوْتُمُوهُمْ أَمْ أَنْتُمْ صامِتُونَ إِنَّ الَّذينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ عِبادٌ أَمْثالُكُمْ فَادْعُوهُمْ فَلْيَسْتَجيبُوا لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صادِقينَ (7)
آيا شريك خدا مىسازند چيزهايى را كه نمىتوانند هيچ چيز بيافرينند و خود مخلوق هستند؟ نه مىتوانند ياريشان كنند و نه مىتوانند به يارى خود برخيزند. اگر آنها را به راه هدايت بخوانى، از شما پيروى نخواهند كرد. برايتان يكسان است چه دعوتشان كنيد و چه خاموشى پيشه سازيد. آنهايى كه جز اللَّه به خدايى مىخوانيد، بندگانى چون شمايند. اگر راست مىگوييد، آنها را بخوانيد، بايد شما را اجابت كنند.
پرسشگر محترم اگر جواب به سؤال های دیگر برای شما لازم است، آنها را تک تک بفرستید تا جواب هیم. و يا اين كه با مركز بخش تلفني ما به شماره 09640 تماس بگيريد
پی نوشت ها:
1. انعام (6) آیه 154.
2. مائده (5) آیه 248.
3. نحل (16) آیه 89.
4. بقره (2) آیه 116.
5. همان ،آیه 165.
6. مائده (5) آیه 76.
7. اعراف (7) آیه 191-194.






