با عرض سلام و تشکر از شما اساتید محترم بابت پاسخگوییهای خوبتان.

نویسنده کتاب زیر که اصلش به زبان انگلیسی هست به هیچ چیزی غیر از قران اعتقاد نداشته و در این کتاب سعی دارد به زعم خود از آیات قران بهره برداری سوء کند.

لطفا کتاب زیر را مطالعه فرموده و اگر قبلا پاسخ داده نشده زحمتش را بکشید.

لینک این کتاب و نمونه ای از برداشتهای غلطش برای من فرستاده شده و فرستنده خیلی مصر بود که این کتاب را کامل بخوانم.طبق ایات قران کریم پاسخ دادم ولی ممنون خواهم شد که پاسخ جامعش را با استناد به خود ایات شریفه بفرمایید .

http://persiandrive.com/778267

مسلمین چه کسانی هستند؟
چه کسی خوش گفتارتر از فردی است که به خداوند دعوت می کند و عمل صالح انجام داده، م یگوید من از تسلیم شدگان ام (مسلمین) 41:33

پروردگارم، به من بیاموز تا 1) شکر نعمتی که بر من و پدر و مادرم ارزانی داشته ای به جای آرم. 2) عمل صالحی انجام بدهم که تو را خشنود سازد. و فرزندانم را صالح گردان. 3) به درگاه تو توبه می کنم و ۴) از تسلیم شدگانم (مسلمین) 46:15

بگو به من وحی شده که معبود شما خدایی است یکتا، آیا بدان گردن می نهید (مسلمون) 21:108

به نظر می رسد همین موارد کافی است. یعنی تنها کافی است که ما به وحدانیت خداوند معترف باشیم، از او قدردانی کنیم و عمل صالح انجام بدهیم تا یک تسلیم شده یا مسلم باشیم.

یک خدا؟
اگر یک تسلیم امر شده / مسلم تنها کافی است یک خدا را قبول داشته باشد، از کجا به این مسئله وقوف پیدا کرده
درحالی که رسولن خدا یا کتب الهی را نپذیرفته است؟

و هنگامی که پروردگارت از پشت بنی آدم فرزندانشان را خواند و آنان را بر خود گواه گرفت که آیا من پروردگارتان نیستم؟ گفتند: آری، شهادت می دهیم. از اینرو در روز قیامت نمی توانید بگویید که ما از آن بی خبر بودیم یا بگویید
پدران ما پیشتر مشرک بودند و ما نسلی بودیم بعد از آنان، آیا به سبب کاری که به باطل کرده اند ما را به هلکت می
رسانی ۷: ۱۷۲-۱۷۳

مسئله ی باور داشتن به فقط خداوند از حدود هر کتاب یا رسولی د رمی گذرد... این موضوع جزو سرشت و فطرت
وجودی هر انسانی است... جزئی از منیت او ست.

خداوند یکی است. این حقیقتی است که تمامی ما انسان ها از شروع خلقت مان به آن شهادت داده ایم.
پس به یکتا پرستی روی به دین آور. به فطرتی که خداوند همه را بدان سرشته است. در آفرینش خداوند تغییری نیست. دین پایدار این است ولی بیشتر مردم نمی دانند 30:30

لازمه تسلیم امر / مسلم بودن این است که فرد این خصلت ذاتی خود را به جای بیاورد و فریب اشخاصی را نخورد که
بت پرستی را ترویج کرده و شرکایی را برای خداوند قایل می شوند. نیازی به هیچ کتاب یا وسیله دیگری نیست تا ما
این حقیقت را گواهی بدهیم (به این نکته توجه داشته باشید که هیچ فردی نم یتواند در روز رستاخیز مدعی شود
چنین چیزی را نمی دانسته است - این قضیه هم شامل کسانی می شود که قرآن را دریافت کرده اند و هم آنانی که
بعنوان مثال در جزیره ای دور افتاده روزگار به سر آورده اند).

عمل صالح انجام دادن؟

اگر علم به وحدانیت خداوند در تار و پود بشر تنیده شده است، در مورد اصول دیگر تسلیم بودن یعنی عمل صالح انجام دادن چه می گویید؟
زمانی که فرد ماندن در مسیر خداوند یکتا را انتخاب می کند، عوامل زیرین تعیین م یکنند فرد چه چیزی را درست و
چه چیزی را غلط می پندارد (اغلب انسان های روی زمین از چنین مطلبی بدون نیاز به هیچ کدام از کتب آسمانی
باخبر اند... یعنی ذاتی اند) :

بگو: بیایید تا آنچه پروردگارتان بر شما حرام کرده است برایتان بخوانم:
اینکه به خداوند هیچگونه شرکی نورزید
به پدر و مادر نیکی کنید
ازبیم تنگ دستی فرزندان خود را نکشید ما به شما و آنان روزی می دهیم
به فواحش چه پنهان و چه آشکارا نزدیک نشوید
کسی را که خداوند کشتنش را حرام کرده است نکشید مگر از روی حق. اینها مواردی است که خداوند شما را بدان
سفارش می کند، باشد که بیندیشید
به مال یتیم نزدیک نشوید مگر به نیکوترین وجهی که به صلح او باشد تا به سن بلوغ می رسد
پیمانه و وزن را از روی عدل کامل کنید. ما به هیچ کسی جز به اندازه توانش تکلیف نمی کنیم
هر گاه سخنی گفتید عدالت را رعایت کنید هر چند درباره نزدیکانتان باشد
«. به عهد خدا وفا کنید. اینها مواردی است که خداوند شما را بدان سفارش می کند، باشد که پند گیرید
(۶: ۱۵۲-۱۵۱)
چگونه است که تقریباً تمامی انسان ها بر روی اهمیت چنین مواردی با یکدیگر توافق دارند (بعنوان مثال هیچ کس نمی گوید کشتن بد نیست!) اما در مورد پرستش یا رسولان یا روزه یا حج با یکدیگر موافق نیستند؟
آیا این خود ثابت نمی کند علم به نیک و شر در ذات هر بشری نهفته است و شخصی که تسلیم امر شده با رجوع ساده ی به خویشتن می داند چه کاری را بایستی انجام بدهد؟

نتیجه گیری: تسلیم امر شده / مسلم:
بایستی خاطر نشان کرد بسیاری از عواملی را که بصورت سنتی برای مسلم بودن / اسلام تعریف کرده اند در این مقوله نمی گنجند.
مسلم بودن نیازمند به جای آوردن هیچگونه پرستش / صلاتی نیست یا اینکه سالانه صدقه بدهد یا برای یک ماه روزه
بگیرد یا اینکه حجی را به انجام برساند!
مسلم بودن نیازمند قبول کردن قرآن نیست یا هر کدام از کتب پیشین یا رسولان الهی... فرد تنها لزم است: آ) یکتایی
خدا را قبول داشته و ب) عمل صالح انجام می دهد.
این راه ابراهیم است، بزرگترین الگو برای بشر:
دین چه کسی بهتر است از آنکه ۱) تسلیم روی به جانب خداوند دارد و ۲) نیکوکار است. از دین یکتاپرستی ابراهیم
پیروی می کند؟ و خداوند ابراهیم را بعنوان دوستی نزدیک برگزید 4:125
درحالی که ممکن است این اخبار برای مذهبیون مضطرب کننده باشد، طبق کلمات خود خداوند حقیقت محض است.
لزومی ندارد ما به سنیان یا شیعیان یا حتی پیروان قرآن نظر کنیم تا تسلیم شده گان / مسلمین را بیابیم... بایستی به هر فردی که راه یکتاپرستی را در پیش گرفته، خود را وقف تنها خداوند کرده و اعمال صالح انجام م یدهد به چشم یک
مسلم بنگریم.
کتاب خداوند برای هدایت پرهیزگاران / متقین نازل شده است درحالی که قرآن (کتاب قوانین و حقایق مرتبط با گیتی)
بعنوان چراغ راه بشریت فرو فرستاده شده است.

آیا غیر از دین خدا برمیگزینید؟ در حالی که آنچه در آسمان و زمین است تسلیم(اسلم) خداست

ایمان آوردگان چه کسانی هستند؟
این مسئله ای است که به احتمال بسیار باعث تمامی این کج فهمی ها شده است
فقدان درک صحیح از اینکه چه چیز و چه کسی با ایمان است منشاء ناتوانی در تمایز بین ایمان آورندگان در مقابل
تسلیم شدگان و سوء تعبیر در این مقوله محسوب می شود.
۱- آنان به خداوند و رسولش ایمان دارند:
(۴۹:۱۵) «... مؤمنان کسانی هستند که به خدا و رسول او ایمان آورده اند »
این مسأله چیزی فراتر از علم ساده به وحدانیت خداوند است، سخن در اینجا پایه ریزی باور و ایمانی قلبی است و
پذیرش رسول خداوند از طریق قبول مسئولیتی که تایید کتاب به همراه دارد.
۲- آنان به مرحله ی یقین رسیده اند:
(۴۹:۱۵) «... به مرحله ی یقین رسیده اند »
آنان به آنچه نازل شده ایمان کامل داشته و کلمات خداوند باعث می شود ایمانشان افزون تر شود.
۳- آنان با مال و جان خود به جهاد می پردازند:
(۴۹:۱۵) «. و با مال و جان خویش در راه خداوند جهاد می کنند. اینان صادقین اند »
با داشتن ایمان در قدم اول سفر خود، آنان تنها کسانی هستند که به سخن گفتن بسنده نکرده و با مال و جان خود در
راه خداوند به جهاد می پردازند.
۴- هنگامی که ذکر خداوند برده م یشود قلبشان به لرزه می افتد:
(۸:۲) «... مؤمنان کسانی هستند که چون نام خدا برده شود دلهاشان به لرزه می افته »
۵- ایمانشان با شنیدن آیات خداوند قوت می گیرد:
(۸:۲) «... چون آیات خدا بر آنان خوانده شود ایمانشان افزون گردد »
۶- به خدایشان اعتماد دارند:
(۸:۲) «. بر پروردگارشان توکل می کنند »
۷- پرستش / صلة الزامی را به جای می آورند:
(۸:۳) «... آنان صلة (پرستش) را برپای می دارند »
بنا به سفری که اینان طی می کنند ارتباط معنوی بیشتر با خداوند از طریق شیوه ی برپایی صلة و خواندن مرتب
عبارات و کلمات خداوند مورد نیاز است.
۸- آنان زکات می دهند:
(۸:۳) «. و از آنچه روزیشان داده ایم انفاق می کنند »
آنان همچنین صدقه دهنده اند تا به تطهیر / زکات دست یابند و روانشان را پاک کرده، سفرشان را به سمت خداوند
کامل کنند.
نتیجه:
(۸:۴) «. اینان مؤمنان حقیقی هستند. در نزد پروردگارشان صاحب درجات اند و مغفرت و رزقی نیکو »
همانطور که ذکرش رفت این افراد در طبقه ی کاملً متفاوتی قرار گرفته و عناصر جدید بسیاری را فراتر از آنچه در
مورد تسلیم شدگان / مسلمین عنوان کردیم با یکدیگر ترکیب می کنند.
چه دلیلی دارد بخواهیم مومن شویم؟
از آنجا که کافی است آدمی به سادگی به خداوند باور داشته و کارهای نیک انجام بدهد چه دلیلی دارد فردی خود را
درگیر رسولن و متون مقدسی کند که احکام و قوانین بی شماری دارد؟
و چون بر آنان تلوت شد گفتند: بدان ایمان آوردیم. حقی است از جانب پروردگارمان و ما پیش از آن تسلیم شده »
(۲۸:۵۳) «. (مسلمین) بوده ایم
هنگامی که چنین افرادی تصمیم می گیرند قدم پیشرفته ی دیگری را برداشته و خصیصه ی ایمان داران در کتاب را
کسب کنند پاداشی دو برابر می گیرند:
اینان را دو بار پاداش م یدهیم به سبب استقامتی که ورزیده اند. اینان بدی را به نیکی می زدایند و نیز از آنچه »
(۲۸:۵۴) «. روزیشان داده ایم انقاق می کنند
یک پاداش برای تسلیم امر بودن و یک پاداش برای باایمان بودن.
مسئله آز و داشتن سهم بیشتر در میان است.
همانطور که می دانیم بهشت بسته به اینکه هر شخصی چقدر در این زندگی به سمت خداوند متمایل بوده باشد به
طبقات و بخ شهایی تقسیم شده است. این مسئله تنها زمانی منطقی است که خداوند به ما علم و آگاهی این را داده
باشد که بدانیم چگونه می توانیم مراتب بالتر را کسب کرده یا حتی اینکه چگونه ممکن است در میان رسولن و شهدا
قرار بگیریم.
باایمان = پرهیزگار
از آنجایی که مؤمن تصمیم می گیرد به مرحله ای فراتر از باوری ساده به خداوند برسد و رسولن او را نیز کنون تصدیق
کرده است ( ۴۹:۱۵ ) پس توسط لوازم جدیدی تنظیم م یشود تا به پرهیزگاران مبدل شود.
این کتاب که هیچ شکی در آن نیست، پرهیزگاران (متقین) را راهنماست: »
آنان که به غیب ایمان دارند
صلة (پرستش) را به جای می آوردند
از آنچه روزیشان داده ایم انفاق می کنند*
آنان که به آنچه به تو نازل شده
و آنچه پیش از تو نازل شده ایمان دارند
و در مورد آخرت به یقین رسیده اند*
(۲:۲-۵) «. از سوی پروردگارشان قرین هدایتند. اینان کامیاب اند
این افراد اکنون فراتر از اصول آ) یکتایی خداوند و ب) عمل صالح شتاب گرفته اند... آنان کنون ایمان داشته و از اینرو
همگی وارد یک دسته جدید می شوند:
نیکی این نیست که روی خود را به سمت مشرق و مغرب بگردانید، بلکه نیکوکار کسی است که »
به خدا
و روز بازپسین
و فرشتگان
و کتاب خدا
و انبیاء ایمان دارد
و مال خود را به خوش رویی به خویشاوندان و یتیمان و درماندگان و مسافران و تهی دستان م یبخشند
و کسانی را که دینی به گردن دارند از آن رها می سازند
و نماز می گذارند
و زکات می دهند
و چون عهدی می بندند بدان وفا می کنند
و کسانی اند که در بینوایی و بیماری و به هنگام جنگ استقامت می ورزند
(۲:۱۷۷) «.( اینان صادقین اند و اینان پرهیزگارانند (متقون
فرامین مرتبط با پرهیزگاران فراتر از انجام ساده عمل صالح رفته و به حوزه ی اجرای تمامی احکام خداوند وارد م یشود
۶ این افراد از احکام ابتدایی مورد نیاز برای انجام ساده عمل صالح گذشته اند). : ۱۵۱-۱۵۳)
پرهیزگاران همچنین به عوامل جدیدی نیاز دارند تا به آنان در تحصیل سفر خود کمک کنند مانند:
پرستش (صلة) را بصورت مرتب به جای آورده و کتاب الهی را در طول آن م یخوانند – ۴:۱۰۳
برای تطهیر خود مالشان را می بخشند – ۲:۱۷۷
روزه را به مدتی خاص برای تمرین استقامت به جای م یآورند (صیام) – ۲:۱۸۳
نتیجه گیری:
پیروان کتابی که از طریق رسولن نازل شده است دیگر تسلیم امر شده / مسلمین نیستند بلکه به مرحله ی پیشرفته ی
باایمان بودن / مؤمنین رسیده اند.
آنچه در جوامع امروزی ما به کج راهه کشیده شده است این است که تمامی مردم به اعمالی ترغیب م یشوند که گمان
دارند بایستی تسلیم امر شدگان به جای بیاورند در حالی که آنان برای ایمان داران تجویز شده اند. این کار مثل این
نیاز دارد! « سسنا » را بدهید درحالی که به یک « F-۱۵ » است که به فردی مبتدی یک
هیچ فردی نمی تواند ارزش صلة و نماز را احساس یا درک کند مگر اینکه دو راه آ) یک خدا و ب) عمل صالح را طی
کرده باشد.
تنها زمانی که چنین فردی به یقین م یرسد می تواند ادامه داده، به رتبه ی بالتر ایمان داشتن به رسول رسیده و احکام
پرهیزگاران / اهل تقوا را در زندگیش پیاده کند.

با سلام و ضمن تشکر از تماس با اين مرکز و آرزوي موفقيت شما در کسب معارف اسلامی،
محدوه فعالیت این مرکز پاسخگویی به شبهات دینی و قرآنی است .اظهار نظر درباره مفاد و محتوای یک کتاب و بررسی تفصیلی همه مطالب آن از عهده این مرکز خارج است. می توانید با جدا کردن سوالات و شبهات خود و إرسال آن ها با ما در تماس باشید.