اکثرا در سخنرانی های دینی شنیده ام که جای زن در خانه است و برای تربیت فرزندان و... در درست بودن اینکه وظیفه اصلی یک زن تربیت کودکان و مدیریت درون خانه است شکی نیست اما قبول اینکه از دید خدا در خانه نشستن کمال یک زن است برایم ناممکن است:
اگر حقیقتا اینگونه است پس خداکاری کاملا بیهوده انجام میداده وقتی در سرشت من به عنوان یک دختر استعدادهایی نهاده تا با تحصیل پرورششان دهم و بعد برای پیشرفت و آبادانی خاکم از آنها بهره ببرم. اگر تنها وظیفه ام حضور در خانه است و کارهای آن پس چرا گاها نوایغی در میان زنان دیده میشود که کارهای بسیار موثری برای دنیا انجام میدهند.
خدا هم که حکیم است و دانا پس هرگز کاری را بیهوده انجام نمیدهد! این وسط تناقضی پدید می آید که قادر به توجیه آن نیستم، خواهشا مرا راهنمایی کنید
ممنون
از بهترین جایگاه هایی که برای دختران و قشر زن در جامعه اسلامی می توان بر شمرد؛
الف)در درجة اول: رسیدن آن ها به جایگاه بلند مربی انسان هاست، که همة انسان های جامعه از مرد و زن در دامن زن تربیت می شوند. نقش بسیار فوق العاده "مادر" در تربیت فرزندانی که در آینده ای نزدیک شخصیت های بزرگ و سرنوشت ساز جوامع بشری خواهند بود، در بالاترین نقش و مرتبه از مراتب وجودی زن قرار می گیرد.
ب)سپس در درجه و رتبه دوم(از جهت اهمیت): فعالیت های دیگری مانند تحصیل و نشر علم و معرفت، تحصیل معارف الهی و تبلیغ آن، فراگیری مهارت ها و علوم مورد نیاز زنان و ارائه خدمات شخصی به جامعه زنان و اشتغال به شغل های مناسب در این زمینه قرار خواهد گرفت.
با توجه به مقدمه بالا نکات زیر را با دقت بخوانید:
1.در جامعه اسلامی راه برای رشد و کمال و پیشرفت و خدمت زنان باز است. زن بودن مانعی برای رسیدن به این اهداف نیست. در حال حاضر برخی از مشاغل و رشته های تحصیلی دانشگاهی و مانند آن به زنان اختصاص یافته، در بسیاری از امور جامعه به عنوان شریک و گاهی رقیب قوی تر از مردان مطرح می باشند.
2.یکی از اصول اساسی(که با نگاه افراطی و جنسیت پرستانه پاره ای فمنیست ها مخدوش شده)؛ جایگاه خانواده و نقش زن در خانواده است. ما بر این باوریم اگر انسان ها جامعه ای سالم و به دور از انحرافات و آسیب های اجتماعی و دور از تبهکاری وجرم وجنایت بخواهند، باید در آن جامعه نقش و جایگاه افراد خانواده را به درستی مشخص شود. از آن جا که زنان محوری ترین افراد در ساختار خانواده هستند، باید دو نقش اصلی زنان که نقش همسری و مادری است، در کنار بسیاری دیگر از نقش های پیدا و ناپیدای آنان در خانواده تعیین شود.
3. زن در خانه، سازنده شخصیت، توانایی ها و کارایی مفید مرد است. آرامشی را که زن به مرد می بخشد، با هیچ شیوه ای نمی توان پدید آورد. به گفته، ویل دورانت: زن از آن جایی که مرد خیالی سرگردان را به مرد فداکار و پای بست به خانه و کودکان خود تبدیل می کند، عامل حفظ و بقای نوع است.
آیات و روایات در صدد این هستند که کار و تامین هزینه زندگی را به عنوان یک تکلیف از دوش زن برداشته، او را برای شوهرداری و تربیت فرزند فراغت بال دهند . این دستور (وجوب تامین هزینه زندگی زن بر مرد) در جهت تامین مصلحت مرد، زن، خانواده و اجتماع و مطابق با مبانی فطری و عقلی است، از جمله:
1.از آن جا که مسئولیت و رنج طاقت فرسای بارداری و فرزندآوری به طور طبیعی بر عهده زن نهاده شده و این مسئولیت، نیروی بدنی او را به شدت کاهش می دهد و او را محتاج کمک و مساعدت می گرداند، تامین هزینه زندگی به عهده مرد نهاده شده تا زن بتواند فارغ از نگرانی تامین هزینه زندگی، دوران بارداری، وضع حمل و شیر دهی را به سر آورد. نسلی سالم و توانمند بپروراند.
2.طبیعت زن لطیف است. لطافت است که در محبوب بودن او برای مرد فوق العاده مؤثر است. دوام لطافت نیز باعث دوام محبت بین زن و مرد می شود.
موظف کردن زن به شرکت در میدان کار و کوشش و تحمل کارهای سخت در سرما و گرما و آفتاب سوزان و سرمای خشک کننده برای تامین هزینه زندگی، به لطافت جسمی و روحی او به شدت ضربه زده و سبب از بین رفتن محبت،شیرینی و استحکام زندگی و خانواده می گردد.
رعایت مصلحت خانواده و زن و مرد به این است که برای حفظ لطافت طرحی ریخته شود. معاف کردن زن از حضور در عرصه های کار و کوشش طاقت فرسا برای تامین هزینه زندگی از طرح های بسیار عاقلانه در این زمینه است. (1)
مصلحت خانواده و زن و مرد در این است که حتی المقدور زن را از حضور در صحنه های کار و تلاش سنگین معاف داریم. با دادن امکان خودآرایی او را در حفظ لطافت جسمی و روحی یاری دهیم تا زندگی زناشویی در شیرینی و شادکامی دوام یابد.
نتیجه گیری: اسلام به هیچ وجه زن را از کار و تلاش و تولید و کسب مال منع نکرده، مالکیت زن را مثل مرد به رسمیت شناخته، وجوب نفقه زن بر مرد برای محتاج و وابسته ساختن زن به مرد نیست، بلکه اقدامی در جهت دفاع از کرامت و شخصیت زن است. همین عامل باعث شده بسیاری از زنان غربی، سرزده از مشکلات و مشقات زندگی و مسئولیت های فراوان، اسلام را بهترین مدافع حقوق و کرامت زن بدانند و با اشتیاق بدان روی آورند.
پی نوشت:
1.شهید مطهری، نظام حقوق زن در اسلام، ص263-267، قم: انتشارات صدرا.






