همجنس بازی از کجا نشئت میگیرد ودلیلش چیست وچرا بعضی ها نسبت به جنس مخاموافق بیشتر از جنس مخالف علاقه نشام میدهند؟

معمولاً عوامل تمایل به هم جنس بازی و هم‏جنس گرایی را مي‏توان چنين برشمرد:
1 - روابط غلط خانوادگي كه در نتيجه آن، پسر با پدر و دختر با مادر انطباق نمي‏يابد و الگوي رفتاري مناسب كسب نمي‏كند.
2 - تجارب غلط هم جنس خواهي در اثر برخورد با دوستان ناباب و همجنس گرایان و همجنس بازان و ارتباط با شبکه ها و سایت هایی که در خصوص همجنس گرایی فعالیت می کنند و تبلیغات گسترده ای دارند.
3 - احساس بي ارزشي و سرخوردگي در تلاش براي ايجاد رابطه مشروع با جنس مخالف.
4 - محدوديت‏هاي محيطي (مثلاً محل خواب پسرها از يكديگر جدا نيست و يا اهل خانواده مجبورند با هم در يك اتاق زندگي كنند).
5 - ضعف مباني مذهبي و اعتقادي.(1)
6- دسترسی آسان به جنس موافق بدون این که فرد در معرض اتهام قرار بگیرد.
اساساً همجنس گرايي خروج از مسير فطرت و نظام آفرينش است. چرا که خالق آفرینش و نظام هستی که به ساختار وجودی مخلوقاتش کاملاً آشناست، به گونه ای انسان را خلق نموده است که به صورت طبيعي تمايل و میل و کشش به جنس مخالف دارد. خداوند فطرت انسان ها و دیگر حیوانات را به گونه ای خلق نموده است که آنها به صورت طبیعی میل و کشش به جنس مخالف خود دارند. هرگونه كاري كه تمايل طبيعي انسان را منحرف سازد، يك نوع بيماري و انحراف و اختلال روانی تلقي مي‏گردد. به هر حال، همجنس­گرایی، عملی خارج از فطرت طبیعی انسان و از لحاظ آموزه ها و تعالیم دینی و اسلامی، عملی کاملاً مذموم و تحریم شده است.
توجه داشته باشيد که همجنس گرايي دو گونه است:
الف) برخي از همجنس گرايان از ابتدا اين گونه نبوده و در اثر نوعي اختلال در روند طبيعي خود كه عوامل متعدد جنسيتي، رواني، تربيتي، خانوادگي، فرهنگي، تربيت هاي ناصحيح، محيط ناسالم و عوامل ديگر که در آن نقش دارد، به همجنس خود تمايل بيشتري پيدا کرده اند. بيشتر کساني که از آنان به عنوان همجنسگرا نام برده مي شود از اين دسته بوده و مي توانند با کمک روان شناس و روان پزشک و بکار بستن راهکارهايي از اين تمایل و خوي ناپسند جدا شده و همانند ديگر انسانها زندگي سالم و معقولي را داشته باشند و با ازدواج به زندگي عادي برگردند.
ب) عده کمي از همجنس گرايان بدون اين که عوامل ذکر شده در اين گرايش دخيل باشد، به جنس مخالف تمايلي نداشته و بيشتر به همجنس خود علاقه نشان مي دهند. درباره تمايل همجنسگرايانه در این نوع، متخصصان پزشکي و روانپزشکي دو نظر متفاوت دارند. برخي اين گرايش را نوعي بيماري دانسته و برخي ديگر آن را نه يک بيماري بلکه يک خصوصيت ژنتيکی و ذاتي مي دانند. طبيعي است اگر نظر گروه اول را بپذيريم، بايد بگوييم اين نوع همجنس گرايان نيز بايد مانند هر بيمار ديگر، به درمان خود اقدام نمايند و بيمار بودن دليل بر تجويز تمایلات همجنس گرایانه آنان نمي گردد. اين اشخاص با استفاده از داروهايي که براي آنها تجويز مي شود و استفاده از هورمون هاي مخصوص به تدريج تمايلشان به همجنس از بين رفته و به زندگي عادي بر مي گردند.
اما اگر نظر دسته دوم را بپذيریم و همجنسگرايي را نه بيماري، بلکه يک واکنش طبيعي از طرف فردي بدانيم که از طريق ژنتيک اين خصوصيت را به ارث برده، در اين جا چاره اي نيست تا براي همجنس گرايي که در اديان مختلف مذموم شمرده شده، يک استثنا زده و اين عده بسيار کم را از بقيه مردم جدا کنيم و بگوييم براي اين عده گرايش و تمايل به همجنس ايرادي ندارد.
اما توجه داشته باشيد که اين نظر دوم هم هنوز در حد يک نظريه است که مخالفان زيادي داشته و خیلی از دانشمندان و پزشکان آنان را رد می کنند و تا کنون به عنوان يک قانون و قاعده علمي صد در صد مطرح نيست. البته مجامع همجنسگرا و انجمن هاي همجنس بازي با تبلغات زياد مي خواهند وانمود کنند که اين گرايش طبيعي و ژنتيکی بوده و به انتخاب شخص اصلاً بستگي نداشته و اين هم سبکي از زندگي است. ولي بايد توجه داشت که با تبليغات و هياهو نمي توان قاعده علمي را به اثبات رساند. بنابراين تا زماني که اين قضيه به اثبات نرسد، همجنس گرايي و همجنس بازي مذموم بوده و کساني که رفتاري در اين زمينه از خود بروز دهند گناهکار و خلافکار شمرده می شوند که می بایست در درجه اول در صدد درمان خود بر بیایند.
پي نوشت ها:
1.دكتر احمد احمدي، روان‏شناسي نوجوانان و جوانان، ص 4.