ايا ادمهاي وسواسي از طرف خدا بخشيدهميشوند؟؟اين افراد دست خودشان نيس خدا تخفيفي در مجازاتشان مي دهد؟؟
به عنوان دانش آموخته حوزه علميه و كارشناس ارشد روان شناسی به شما خواهر گرامي خاطر نشان مي سازم كه متاسفانه برخي افراد به دلیل دانش ناكافي شان (که بسیار طبیعی به نظر می رسد)، نسبت به ماهيت وسواس و علل بروز آن، آن را امري اختياري و ارادي مي دانند؛ به عبارت ديگر، آن ها بر اين تصورند كه فرد وسواسي با اختيار و اراده خودش، مثلا به اسراف آب مي پردازد؛ با اين وصف، كسي كه از روي اختيار به اسراف مبادرت ورزد، گناهكار است و خداوند او را مجازات خواهد كرد. اين، تصور برخی افراد از اشخاص وسواسي است؛ حال آن كه ماهيت وسواس، با اجبار عجين است و رفتار و تشريفات وسواسي، تا حد زيادي از حيطه اختيار فرد وسواسي خارج است.
ما حوزوياني كه در زمينه روان نشناسي تخصص داريم، به نیكي مي دانيم كه قريب به اتفاق تشريفات وسواسي، حالت جبر گونه دارد. اگر به اين امر معتقد باشيم، فرد وسواسي اساساً دچار گناهي نمي گردد كه خدا آن را ببخشد يا نبخشد. به كار گيري واژه گناه، فقط در حيطه رفتارهاي اختياري انسان ممكن است و نمي توان هيچ امر غير اختياري را گناه قلمداد كرد.
خداوند عادل كه خود آفريننده انسان است، خود بهتر مي داند كه رفتار فرد وسواسي جبري است يا اختياري. اگر جبري است (كه در بيش تر موارد اين چنين است)، گناه، عقاب و عذاب از اساس بي معنا است و فرد وسواسي نبايد با سوء ظن به خداوند مهربان بنگرد. تا اين جاي بحث روشن شد که از آن جا كه رفتار و تشريفات وسواسي از حيطه اختيار و اراده فرد وسواسي بيرون است، گناه محسوب نمي گردد.
همان طور كه مي دانيد، وسواس ريشه در اضطراب بالاي فرد دارد و اين القای احساس گناه ها و وعده هاي عذاب و مجازات از سوی بعضی افراد، نه تنها در ترك رفتار وسواسي به فرد وسواس كمكي نمي كند، بلكه با بالا بردن سطح اضطراب، بر شدت وسواس او نيز مي افزايد. اين گونه مواجهه با افراد وسواسي، به جاي آن كه به درمان وسواس كمك كند، بر وخامت آن مي افزايد.
آنچه در اين ميان بسيار اهميت دارد، اين است كه فرد وسواسي به طور كامل ذهنش از موضوعات اضطراب زايي مانند گناه بودن عذاب و مجازات خالي نمايد و با حسن ظن صددرصد به لطف و مهرباني خداوند، صرفاً به درمان تخصصي وسواس روي مي آورد. در حقيقت، فرد وسواسي نه به جهت وعده بي پشتوانه و غير عقلي عذاب، بلكه براي نيل به يك زندگي مطلوب و بي دغدغه، بايد به درمان تخصصي پا گذارد. به همه افراد وسواسي توصيه مي شود به جاي اشتغال ذهني با اموري كه با عدالت و رحمانيت خداوند سازگار نيست، ذهنشان را صددرصد متمركز روان درماني و دارو درماني نمايند. شايان ذكر است هر گونه طفره رفتن از درمان تخصصي (كه صدردصد در اختيار فرد وسواسي است)، مي تواند بستري براي باز خواست الهي فراهم آورد. اين مواخذه الهي از فرد وسواسي، صددرصد با عدالت و رحمانيت خداوند سازگار است؛ چرا كه فرد بدون هيچ توجيهي از درمان خود كناره گرفته است.






