در همه جاي قران آمده است که خدا به انسان عقل داده تا در طول عمر خود با استفاده از آن خوب يا بد زندگي کند و همينطور آمده است که خدا عقل انسان را هميشه مورد آزمايش قرار ميدهد و انسان در نتيجه اعمال خود به بهشت يا جهنم ميرود يعني بيشترين تاکيد بر روي عقل است...( چرا در سوره آل عمران آيه26 و چند سوره ديگر= پروردگار فرموده هر انساني را بخواهم روزي و سلامتي و خوشي دهم و هر که را نخواهم ندهم و يا هرکسي را آبرو دهم و هر کسي را ذليل گردانم.)حال چون خدا فرموده که اول شک بعد باور و بعد يقين کنيد.پس نقش عقل و سنجش ما در ثبت اعمال خوب يا بد چه ميشود؟ متشکرم
البته نه در همه جای قرآن ، اما این حقیقت که خداوند حق و باطل را برای انسان متجلی ساخته و این خود اوست که باید بین حق و باطل با نیروی عقل و خرد راه صحیح را بر گزیند ، در قرآن مورد تاکید قرار گرفته است (1) اما در مورد آیات مورد نظر- هرچند گزارش دقیقی از آن ها نداشتید - باید گفت :
اموری از قبیل هدایت و ضلالت و عزت و ذلت در برخی آیات به خدا نسبت داده شده ، اما نباید فراموش کرد که این امور بدون ضابطه و حساب به بندگان داده نمی شود ؛ مثلا حقیقت عزت و ذلت در نزد خداوند و توزیع آن نیز بر اساس خواسته خداوند است. اما خداوند نفرموده که این مشیت و خواست او بی دلیل و بدون حکمت و مصلحت است، بلکه این عزت و ذلت می تواند کاملا حکیمانه و از روی مصلحت و بر اساس اعمال و رفتارهای خود بندگان باشد، همان گونه که بر اساس حکم یک قاضی عادل برخی افراد عزیز و برخی ذلیل می شوند و این عین عدالت او محسوب می شود.
در تفسیر نمونه در همین خصوص آمده:
« منظور از اراده و مشيت الهى در اين آيه اين نيست كه بدون حساب و بى دليل چيزى را به كسى مىبخشد و يا از او مىگيرد، بلكه مشيت او از روى حكمت و مراعات نظام و مصلحت و حكمت جهان آفرينش و عالم انسانيت است و گاه اين حكومت ها به خاطر شايستگىها است، و گاه حكومت ظالمان هماهنگ ناشايستگى امت ها است.» (2)
در نگاهی دقیق تر سر مطلب به تعبیر استاد مطهرى(ره) آن است که قضا و قدر، مشیّت و اراده و علم و عنایت حق تعالى، علتى است در طول علل طبیعى، نه در عرض آنها. (3)بنابراین همه چیز در عین این که فعل فاعل نزدیک خود است،یعنی بر اساس افعال خود بندگان و با انتخاب های عقلانی خود آن ها رقم می خورد ، فعل خداوند هم مىباشد؛ عزّتى که خداوند مىبخشد، در واقع به نتیجه رساندن مقدماتى است که به وسیله انسان انجام شده است .ذلّتى هم که خداوند دامنگیر انسان مىکند، در حقیقت تحقق عینى بخشیدن به کارهاى بدى است که از ناحیه انسان انجام گرفته است.
چون کارهاى خدا از روى حکمت و علت است، باید علت ذلّت و عزّت را در خود شخص جستوجو کرد؛ قرآن پیوسته ذلت را از آن کفار و بدکاران، بر اثر کفر و بدکارى مىداند. خداوند مىفرماید: ضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ اَلذِّلَّةُ وَ اَلْمَسْکَنَةُ .... ذلِکَ بِأَنَّهُمْ کانُوا یَکْفُرُونَ بِآیاتِ اَللَّهِ وَ یَقْتُلُونَ اَلنَّبِیِّینَ بِغَیْرِ اَلْحَقِ(4) ؛هر جا يافت شوند، مهر ذلت بر آنان خورده است ... چرا كه به آيات خدا، كفر مىورزيدند و پيامبران را بناحق مىكشتند .»
براى آگاهى بیش تر رجوع کنید به: هدایت در قرآن، آیةالله جوادى آملى، نشر رجاء.
پی نوشت ها :
1. انسان (76) آیه 3.
2. مکارم شیرازى ، تفسیر نمونه، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ اول، 1374 ش، ج 2،ص 490.
3. شهید مطهرى، مجموعه آثار،انتشارات صدرا ، تهران 1374ش ، ج 1، ص 417.
4. بقره(2) آیه 61.






