1-آیا احترام به هر روحانی لازم است؟
2- اگر روحانی ای به دلایلی حاضر به پذیرش نظر منتقد خود نبود چه باید با او کرد؟
با این فرض که دلایل منتقد کاملا عقلی و استنکاف روحانی لجبازی است
به نام خدا
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با مركز ملي پاسخگويي به سوالات ديني
از دیدگاه دین مقدس اسلام ؛ بر همه برادران و خواهران ایمانی لازم است به یکدیگر احترام بگذارند . حریم یکدیگر را حفظ کنند. از مال و جان و ناموس و آبروی یکدیگر دفاع کنند، چه عالم باشند و چه عالم نباشند. ادله ای نیز داریم که امر به احترام افرادی با ویژگی های خاص می کنند، مثل پدر و مادر، استاد و ...
از دیدگاه دین مقدس اسلام یکی از ملاکهای احترام و ارزش افراد تقوا میباشد. هر کس با اهمیت دادن به مسئله تقوا به سوی این فضیلت مهم در حرکت باشد، مورد احترام میباشد. قرآن می فرماید: إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُم؛ (1) گرامىترین شما نزد خدا، پرهیزگارترین شماست.
ملاک دیگر علم و دانش است. قرآن می فرماید: هل یستوی الذی یعلمون و الذین لا یعلمون؛ (2) آیا آن هایى که مىدانند، با آن هایى که نمىدانند برابرند؟
ملاک دیگر، عبادت است. امیر المومنین علیه السلام می فرماید: "العبادة فوز" . (3)
البته بین علم و عمل یا علم و عبادت پیوندی مستحکم برقرار است. علمی با ارزش است که در عمل صالح نمود داشته باشد. عبادتی آدمی را به قُرب خدا نایل میگرداند که از بصیرت بهرهمند باشد . انسان را از گناه دور کند.
بر این اساس اگر فردی ملاکات احترام نظیر تقوا و پرهیزگاری، علم و دانایی و.... را دارا بود، باید مورد احترام قرار بگیرد. اگر این ویژگی ها را ندارد، لازم نیست مورد احترام قرار بگیرد. فرقی نمی کند روحانی باشد و یا نباشد.
قسمت دوم سوال :
امیدواریم انتظار قضاوت در این باره از ما نداشته باشید. در حالی که اطلاعی از آن چه بین شما و آن فرد روحانی رد و بدل شده نداریم. به گفته مردم، این تنها به قاضی رفتن است و درست نیست.
نوشته اید: دلایل منتقد کاملا عقلی و استنکاف روحانی لجبازی است.
این اول دعوا و نزاع است. زیرا همان گونه که شما ادعا می کنید ،دلایل منتقد کاملا عقلی و استنکاف روحانی لجبازی است، ممکن است طرف مقابل تان نیز چنین بگوید.در صورت تمایل می توانید موضوع بحث تان را کاملا مطرح کنید تا کارشناسان این مرکز به طور کلی درباره موضوع بحث راهنمایی کنند.
برادر عزیز !
«نقد» به معنای تشخیص سکة اصلی از بدلی و آگاهی از عیار آن از سوی افراد خبره و آگاه است.(4) در نگاه اندیشمندان و در عرصههای اجتماعی و تربیتی به معنای جرّاحی روح و روان با ابزار اندیشه و بیان دانسته شده است. انتقاد در دو جلوه، خود را نشان میدهد:
1- انتقاد سالم و سازنده:
انتقادی که در آن، سوز و سلیقه همراه با همّت و دقت، رهاوردی مفید و مؤثر ایجاد میکند؛ شخصیت مخاطب را از هر گونه آسیبی مصون میسازد. ارزشهای گفتاری و رفتاری را محترم میشمرد. سبب جلب و گسترش اعتماد متقابل و استحکام پایههای دوستی و روابط صادقانه و صمیمانه میگردد.
2- انتقاد ناسالم و سوزنده:
در این انتقاد، «تحریف» شخصیت و «تحقیر» موقعیت و هویت فرد، جایگزین «تکمیل» آن ها میشود. فرد را با انزوا، دلزدگی و احساس یأس و ناکامی مواجه میکند. گرچه در پارهای موارد، سکوت او تنها پاسخ به ما محسوب میشود، اما سکوت معنادار، «محبت عاطفی» را محو و «برودت عاطفی» را جایگزین آن میسازد. پایانی جز تلخی خاطره، تیرگی روابط و فرار از نکتهها و گفتههای سازنده نخواهد داشت!!
در نقد و انتقاد از دیگران باید آدابی مورد توجه قرار بگیرد، که در صورت تمایل در مکاتبات بعدی به آن ها اشاره می شود.
پی نوشت ها :
1.حجرات (49) آیه 13.
2. زمر (39) آیه 9.
3. غرر الحکم، ج 1، ص 25.
4. کتاب العین، ج5، ص118؛ لسانالعرب، ج3، ص425.






