فلسفهی احکام زیر با ذکر آیه از قران کریم کدام اند
فلسفهی حجاب-حفظ نگاه-مجازات سارق و سارقه-وجوب امر به معروف ونهی از منکر-انفاق
پاسخ در چند محور اشاره می شود :
ا) در باره فلسفه حجاب و حفظ نگاه که دو مسئله مرتبط به هم است، در قرآن کریم آیات متعددی آمده، از جمله خطاب به پیامبر فرمود :
« ای رسول !به زنان مؤمن بگو:چشم های خود از چشم چرانی و نگاه ناپاک به مردان بیگانه بپوشند (و با بیگانه در حد مخاطبه و لزوم آن نگاه کنند ،نه این که به مردان نامحرم خیره شوند و چشم بدوزند ). عفت و پاکدامنی خود را حفظ کنند . زینت های (طبیعی و عاریتی) خود را آشکار نکنند ( و بپوشانند)مگر آن زینت هایی که به طور طبیعی آشکار است. روسری های خود را بر گردن و سینه اندازند. زینت های خود را جز برای شوهران و...(مردان محرم و زنان مسلمان و کودکان نابالغ و غیر ممیز و مردان طفیلی که چیزی از این مفاهیم نمی فهمند و...)آشکار نکنند. » (1)
در آیه دیگر فرمود : يا ايُّهَا النَّبِىُّ قُلْ لِازْواجِكَ وَ بَناتِكَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنينَ يُدْنينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلابيبِهِنَّ ذلِكَ ادْنى انْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ وَ كانَ اللَّهُ غَفوراً رحيماً؛(2)
اى پيغمبر! به همسران و دخترانت و به زنان مؤمنان بگو كه جِلباب هاى خويش را به خود نزديك سازند. اين كار براى اين كه شناخته شوند و مورد اذيت قرار نگيرند، نزديك تر است و خدا آمرزنده و مهربان است.
از این آیات به دست می آید که در نگاه قرآن بانوان باید مراقب باشند. جامه شان را محکم گیرند. آن را رها نکنند تا نشان دهند اهل عفاف اند.
حیا، عفاف و حجاب زن میتواند در نقش عاطفی او و تأثیرگذاری بر مرد مؤثر باشد. لباس زن سبب تقویت تخیّل و عشق در مرد است و حریم نگه داشتن. یکی از وسائل مرموز برای حفظ مقام و موقعیّت زن در برابر مرد است.اسلام حجاب را برای محدودیّت و حبس زن نیاورده، بلکه برای مصونیّت او توصیه کرده است، زیرا اسلام راضی به حبس، رکود و سرکوبی استعدادهای زن نیست، بلکه با رعایت عفاف و حفظ حریم، اجازه حضور زن را داده، امّا از سوء استفاده شهوانی و تجاری منع کرده است. در واقع حجاب موجب محدودیت، مردان هرزه میباشد که در صدد کام جوییهای آزاد و بی حد و حصر هستند. مصونیت زنان از دست این گروه از مردان منظور است.
درباره حفظ نگاه فرمود: "قل للمؤمنین یغضوا من أبصارهم و یحفظوا فروجهم ذلک أزکی لهم انّ اللَّه خبیر بما یصنعون؛(3) ای پیامبر! به مردان مؤمن بگو: دیدگان خود را فرو خوابانند و عفت پیشه ساخته و دامن خود را از نگاه نامحرمان بپوشانند. این کار برای پاکی و پاکیزگی شان بهتر است و خداوند به آن چه میکنند آگاه است".
"غضّ" در لغت عرب به معنای کاستن است .(4) "غض بصر" یعنی کاهش دادن نگاه، نه بستن چشم. البته متعلّق این فعل و این که از چه چیز چشمان خود را فرو بندند، ذکر نشده، اما با توجه به سیاق آیات، روشن میگردد مقصود آن است که خیره زنان نامحرم را تماشا نکنند و از چشم چرانی بپرهیزند. قرآن در فلسفه و حکمت این حکم تصریح نموده که حفظ نگاه مایه پاکی شما می شود.
ب) گر چه در قرآن تنها حکم مسله بیان شده و فلسفه آن ذکر نشده، ولی اگر توجه داشته باشیم که اسلام تنها این یک حکم نیست، بلکه مجموعه احکامى است که پیاده شدن آن در اجتماع سبب اجراى عدالت اجتماعى، مبارزه با فقر، تعلیم و تربیت صحیح، آموزش و پرورش کافى، آگاهى و بیدارى و تقوا مىگردد، روشن مىشود که مشمولان این حکم چه اندازه کم خواهند بود.
منظور این نیست که در جوامع امروز این حکم نباید اجرا شود ،بلکه منظور این است که هنگام داورى و قضاوت باید تمام این جوانب را در نظر گرفت.در مورد سرقت و قطع دزد نیز این مسئله همراه با شرایط اجرای حکم و نیز با امنیت عمومی جامعه در نظر گرفته شود.
با آن که دست انسان از نظر اسلام ارزش بسیاری دارد. اما هرگاه این دست ارزشمند، به امانت دیگران خیانت کند و امنیت عمومی اموال مردم را در خطر بیندازد، ارزش آن از بین می رود. برای مصلحت مهم اجتماعی و امنیت و آرامش عمومی فکری و روحی و مالی، و به عنوان عبرت دیگران، قطع می شود.
از عالم بزرگ اسلام، علم الهُدى مرحوم «سیّد مرتضى»، در حدود یک هزار سال قبل سوال کننده ای موضوع سؤال خود را طى شعرى به شرح ذیل مطرح کرد:
یَدٌ بِخَمْسِ مِئِیْنٍ عَسْجُدٍ وُدِیَتْ ما بالُها قُطِعَتْ فِى رُبْعِ دِیْنارٍ؛
دستى که دیه آن پانصد دینار است، چرا به خاطر یک ربع دینار بریده مىشود؟!
«سیّد مرتضى» در جواب او این شعر را سرود:
عِزُّ الأَمانَةِ أَغْلاها وَ أَرْخَصَها ذُلُّ الْخِیانَةِ فَافْهَمْ حِکْمَةَ الْبارِى؛
عزّتِ امانت، آن دست را گرانقیمت کرد. ذلّتِ خیانت، بهاى آن را پائین آورد، فلسفه حکم خدا را بدان!(5)
ج) در باره فلسفه امر به معروف ونهی از منکر ممکن است جای سخن بسیار باشد. ولی به اختصار به آموزه هایی در این باره اشاره می شود، مثلا امر به معروف و نهی از منکر از مصادق این اصل قرآنی است: َ لَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ الْأَرْضُ؛ (6)اگر خدا [تجاوز و ستم] برخى از مردم را به وسيله برخى ديگر دفع نمىكرد، قطعاً زمين را فساد فرا مىگرفت.
د)انفاق به معنی بذل مال به دیگران برای پر کردن خلأهای اقتصادی، هماهنگ ساختن ناهماهنگیها و نا برابریها و فاصلههای فاحش طبقاتی است. در معارف اسلامی، انفاق مفهوم گستردهای دارد. به معنی بذل نمودن و هزینه کردن هر چیزی است که خداوند روزی انسان نموده است، قرآن به عنوان یک اصل کلی درباره این گونه امور میفرماید:
«لَن تَنَالُواْ الْبِرَّ حَتَّى تُنفِقُواْ مِمَّا تُحِبُّونَ وَمَا تُنفِقُواْ مِن شَیْءٍ فَإِنَّ اللّهَ بِهِ عَلِیمٌ؛(7)
هرگز به نیکوکارى نخواهید رسید تا از آنچه دوست دارید، انفاق کنید و از هر چه انفاق کنید، قطعا خدا بدان داناست».
از این آیه که یک اصل کلی درباره انفاقها ، به دست میآید هرچه نزد انسان ارزشمندتر است، اگر برای خدا انفاق شود، ثواب بیش تر دارد،
پینوشتها:
1. نور(24)، آیه31.
2. احزاب(33)، آیه59.
3. نور (24) آیه 30
4. طبرسی،مجمع البیان فی تفسیر القرآن، دار العرفیه ،بیروت ، بی تا، ج 7 - 8، ص 216.
5. آیت الله مکارم شیرازی،یکصد و هشتاد پرسش و پاسخ، دار الکتب الاسلامیه تهران، 1383 ش، ص 603-605.
6. بقره (2) آیه251.
7. آل عمران (3) آیه 92.






