چرا نماز صبح 2رکعت است؟و...

به نام خدا
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با مركز ملي پاسخگويي به سوالات ديني

یکی از مسلّمات اسلامی این است که احکام شرعی تابع و برگرفته از مصالح و مفاسد واقعی است، یعنی هر امر شرعی به علت مصلحت ضروری است . هر نهی شرعی ناشی از مفسده‏ای است که باید ترک شود. خدا برای این که بشر را به مصالح واقعی که سعادت او در آن است برساند، اموری را واجب یا مستحب کرده است . برای این که بشر از مفاسد دور بماند، او را از پاره‏ای کارها منع نموده است. اگر مصالح و مفاسد نبود، نه امری بود و نه نهی. مصالح و مفاسد و به تعبیر دیگر حکمت‏ها به گونه‏ای است که اگر عقل انسان به آن‏ها آگاه گردد، همان حکم را می‏کند که شرع کرده است.(1)
منتهی عقل انسان قادر به کشف همه ملاکات احکام الهی نیست. عقل انسان حکم کلی را (که هر حکم الهی و شرعی دارای ملاکی و معیار است) درک می‏کند، ولی در همه موارد حکم جزئی را که در فلان مورد مثلاً ملاک واقعی چیست، نمی‏تواند درک کند، یعنی می‏داند آن حکم فلسفه‏ای دارد، ولی نمی‏داند آن فلسفه چیست و چون شرع دستور داده، آن را تعبداً می‏پذیرد .
ذکر مقدمه برای این است که به طور کلی در تمام موارد احکام بدانیم که هر حکمی حکمتی دارد ، گرچه ممکن است بر اثر کمی اطلاع و عدم احاطه بر تمام مسایل نتوانیم آن را کشف کنیم، ولی تعبداً آن را می‌پذیریم.
اصولا گاهی خداوند دستوراتی به بشر می‌دهد که ریشه و فلسفه­اش برای بشر کاملا روشن و معلوم نیست. گاهی چون برای فهم آن ها به گذشت زمان و پیشرفت علم و دانش بشری نیاز است، یا نمی‌تواند علت و فلسفه محدود در امور خاصی باشد ،
یا چون اهداف معنوی در آن ها وجود دارد که انسان نتواند همه را درک نماید،
یا ممکن است با بیان فلسفه واقعی، انسان‌ها دست به تشبیهات و توجیهاتی برای خود زده و از اهداف واقعی دور شوند و در احکام الهی تغییر ایجاد کنند.
گاهی اصلا برای آزمایش انسان‌ها و میزان تعبد و تسلیم آن ها در مقابل پروردگار است.
امیر مومنان علی(ع) فرمود: ابتلی خلقه ببعض ما یجهلون اصله تمییزا بالاختبار لهم؛
خدا مخلوقاتش را با بعضی از اموری که به اصل آن جاهلند، (یعنی فلسفه و ریشه اش را نمی‌دانند و به حکمت و نکته­هایش توجه ندارند). آزمایش می‌کند برای این که اشخاص تمیز داده شوند، (خوب‌ها از بدها، اطاعت کنندگان از معصیتکاران جدا شوند) .(2)
اگر فلسفه خیلی از احکام برای بشر مشخص می گردید ،روح تعبد و قرب الهی کمرنگ و یا از بین می رفت چرا که آن وقت به قصد تحصیل منفعت و یا دفع ضرر تلاش می شد، نه برای جلب رضایت خداوند و قصد قربت و تبعیت محض از دستورات خداوند.
این که چرا نماز صبح دو رکعت است و ظهر و عصر چهار رکعت یا در شبانه روز 17 رکعت نماز واجب است و یا چرا نمازها در تعداد رکعات یک‌جور نیستند و یا چرا حمد و سوره در بعضی از نماز‌ها بلند و در بعضی آهسته خوانده می‌شود و یا چرا قنوت و تشهد در رکعت دوم است و یا در سال یک ماه روزه واجب شده نه بیش تر و نه کمتر، تنها یک پاسخ قطعی دارد و آن این که چون خداوند دستور داده و ماهیت این عبادات تسلیم و تعبد است . اگر چه روایاتی در برخی از این زمینه ها وارد شده، اما نمی‌توان چندان به آن ها استدلال قطعی کرد.
به علاوه در این زمینه اموری به عنوان احتمالات عقلایی هم قابل طرح است مانند آسان تر بودن نماز در وقت صبح و هنگام برخواستن از خواب و کمتر وارد کردن فشارهای کششی بر عضلات و ... لکن روشن است که این احتمالات به هیچ وجه دلیل قطعی محسوب نمی شوند و در خوش بینانه ترین حالات تنها برخی حکمت های جانبی این احکام و دستورات قلمداد می شوند .

پی‌نوشت‏ها:
1. مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج 20، ص 52.نشر صدرا1381 ش.
2.نهج البلاغه ،خطبه 192.