سوال 2
آیا شخصی که مکه نرفته(حاجی نیست)می تواند به نیابت از دیگری به مکه برود

پرسش 1:
با توجه به اينکه تنها يک مورد در قرآن راجع به پرداخت خمس و آن هم بر غنائم جنگي و ... است و علاوه بر آن موارد مصرفش هم موارد مصرف زکات است اين تاکيداتي که راجع به خمس است از چه منابعي نشات گرفته و چرا مثل زکات به تکرر از سوي ائمه و قرآن و...ديده نمي شود؟

پاسخ:

اينکه در قرآن کريم يک بار از خمس بحث شده ، دليل بر کم تر اهميت داشتن آن نمي شود، به خصوص آن که برخي واجبات حتي يک بار در قرآن ذکر نشده، ولي وجوب آن از طريق روايات ثابت گرديده، مثل عدد رکعات نماز که در قرآن بيان نشده ؛تنها اصل آن ذکر گرديده، ولي در هر نوبت رکعت هاي خاصي واجب است خوانده شود، به گونه اي که اگر کم تر و يا بيش تر خوانده شود، نماز باطل مي گردد.
دليل اصلي براي وجوب خمس قرآن کريم است. قرآن کريم خمس را به صورت کلي بيان نموده و چون کليت قرآن کريم نياز به تفسير و بيان دارد ، جزئيات مسئله خمس و بيان تفسير آيه شريفه در روايات اهل بيت عليهم السلام بيان شده است. تعداد روايات خمس همانند زکات بسيار فراوان و متعدد است . به هيچ وجه محدود و معدود نيست .به علاوه در کم و کيف و جزييات اخذ و مصرف زکات و خمس هم تفاوت هاي عمده اي وجود دارد که به هيچ وجه اين دو تکليف را همانند نمي سازد .
خداوند در قرآن کريم نسبت به خمس مي فرمايد:
و اعلموا انما غنمتم من شيء فان لله خمسه و للرسول و لذي القربي و اليتامي و المساكين و ابن السبيل ان كنتم آمنتم بالله و ما انزلنا علي عبدنا يوم الفرقان يوم التقي الجمعان و الله علي كل شيء قدير؛ (1)
بدانيد كه هر گونه غنيمتي به دست آورديد ، خمس آن براي خدا ، براي پيامبر ، براي ذي القربي و يتيمان و مسكينان و واماندگان در راه ( از آن ها ) است ، اگر به خدا و آن چه بر بنده خود در روز جدايي حق از باطل ، روز درگيري دو گروه ( با ايمان و بي ايمان) روز جنگ بدر نازل كرديم ، ايمان آورده ايد ، و خداوند بر هر چيزي تواناست . »
واژه غنيمت که در آيه بيان شده است ، هم از نظر لغت و هم از نظر مفسران قرآن(2) و هم از نظر روايات اهل بيت معناي وسيعي دارد . هم شامل غنيمت جنگي مي شود و هم شامل ديگر بهره ها و غنيمت هاي مادي .
با در نظر داشت همين معنا، در روايات اهل بيت علاوه بر غنائم جنگي، نسبت به در آمد از راه تجارت و کسب، معادن، و گنج و امثال اين ها وجوب خمس بيان شده است، از جمله:
1- محمدبن حسن اشعري گويد :«كتب بعض اصحابنا الى ابى‏جعفر الّثانى عليه السلام اخبرنى عن الخمس اعلى جميع ما يستفيد الرّجل من قليل و كثير من جميع الضّروب و على الصّناع و كيف ذلك؟ فكتب بخطّه عليه السلام الخمس بعد المؤونة (3)؛
يكى از اصحاب ما به امام نهم نوشت: به ما اطّلاع بدهيد كه آيا خمس بر تمام چيزهايى است كه انسان استفاده مى‏كند، از كم و زياد از تمام انواع درآمدها و همچنين بر صنعتگران؟ خمس را چگونه بايد پرداخت؟ امام به خطّ خويش نوشت : خمس بعد از هزينه زندگى است.»
از اين عبارت به خوبى استفاده مى‏شود كه سؤال‏ كننده هم در عموميّت خمس شك داشته، هم در كيفيّت آن. امام با يك جمله كوتاه چنان كه معمول نامه‏نگارى آن زمان بود، به هر دو سؤال پاسخ گفته است.
هنگامى كه مى‏فرمايد خمس بعد از هزينه زندگى است، هم پاسخ كيفيّت گفته شده كه سؤال دوم راوى است و هم پاسخ سؤال اوّل راجع به اصل وجوب خمس در تمام درآمدها.
2- ابوعلى بن راشد كه از وكلاى حضرت جواد و امام هادى عليهما السلام بوده است مى‏گويد:
«قلت له امرتنى بالقيام بامرك و اخذ حقّك فاعلمت مواليك بذلك فقال لى بعضهم واىّ شى‏ء حقّه؟ فلم ادرما اجيبه، فقال يجب عليهم الخمس، فقلت ففى اىّ شى‏ء؟ فقال فى امتعتهم و صنايعهم، قلت و التّاجر عليه و الصّانع بيده، فقال اذا امكنهم بعد مؤونتهم (4)؛
به امام عرض كردم : به من دستور داده‏ايد به كارهاى شما رسيدگى كنم، و حقّ شما را بگيرم، اين موضوع را به دوستان شما اطّلاع دادم، بعضى از آن ها گفتند: حقّ امام چيست؟ من ندانستم چه در جواب بگويم؟ امام فرمود: خمس بر آن ها واجب است، گفتم :در چه چيز؟ فرمود: در امتعه و صنايع، گفتم :نيز كسانى كه تجارت مى‏كنند و با دست خود چيزى را مى‏سازند؟ فرمود: بلى در صورتى كه بعد از هزينه زندگى براى آن ها امكانى بماند.»
3- «كتب اليه ابراهيم بن محمّد الهمدانى اقرأنى على كتاب ابيك فيما اوجبه على اصحاب الضّياع انه اوجب عليهم نصف السّدس بعد المؤونة، بانّه ليس على من لم‏يقم ضيعته بمؤونته نصف السّدس، و لاغير ذلك، فاختلف من قبلنا فى ذلك فقالوا:
يجب على الضّياع الخمس بعد المؤونة، مؤونة الضّيعة و خراجها، لا مؤونة الرّجل و عياله فكتب: و قرء على بن مهزيار عليه الخمس بعد مؤونته و مؤونة عياله و بعد خراج السّلطان (5)؛
ابراهيم بن محمّد الهمدانى به امام نوشت: على (ابن مهزيار) نامه پدر شما را براى من خواند كه در آن دستور داده شده بود صاحبان آب و زمين بعد از هزينه خود يك دوازدهم درآمد خويش را به حضرت بپردازند، امّا كسانى‏ كه آب و ملك آن ها براى هزينه شان كفاف نمى‏دهد، چيزى بر آن ها واجب نيست، نه يك دوازدهم و نه غير آن، افرادى كه نزد ما هستند ،در اين زمينه اختلاف و گفتگو دارند . مى‏گويند بر آب و زمين خمس درآمد لازم است، آن هم بعد از هزينه خود آب و زمين و خراج آن، نه هزينه خود انسان و همسر و فرزند او.
امام در جواب نوشت (و على بن مهزيار نيز آن نامه را مشاهده كرد ): بر چنين شخصى خمس لازم است ، بعد از هزينه زندگى خود و زن و فرزند و بعد از خراج حكومت.» (6)
در اين حديث كه از نظر سند صحيح و محكم است ، صريحاً دستور داده شده است كه مردم موظّفند از افزوده درآمد اراضى بعد از كسر هزينه زندگى، خمس بپردازند .
پس خمس اموال معيني است که بر اساس ضوابط معين از مال جدا مي شود و چنان که در آيه ذکر شد ،تنها مربوط به پيامبر و فقرا از ذي القربي يا سادات است ، در نتيجه مصرف خمس به هيچ وجه عموميت نداشته و منحصر در مواردي کاملا خاص است ؛ اصولا اين جنبه خاص يکي از فلسفه هاي جعل خمس هم محسوب مي شود، زيرا به دليل حرام بودن مصرف زکات براي سادات نياز بود که جايگزيني براي آن تعيين شود تا سادات فقير به گونه اي نيازمندي خود را تعيين نمايند .
اما در خصوص زکات آيات متعدد قرآن وارد شده ؛ در نزديک به سى آيه قرآن، پس از دستور به نماز، سفارش به زکات مى‏کند. به علاوه در برخي مصارف آن به طور مشخص بيان شده ؛ خدا مي فرمايد:
إِنَّمَا الصَّدَقاتُ لِلْفُقَراءِ وَ الْمَساکينِ وَ الْعامِلينَ عَلَيْها وَ الْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَ فِي الرِّقابِ وَ الْغارِمينَ وَ في‏ سَبيلِ اللَّهِ وَ ابْنِ السَّبيلِ فَريضَةً مِنَ اللَّهِ وَ اللَّهُ عَليمٌ حَکيمٌ؛ (7)
زکات‏ها مخصوص فقرا و مساکين و کارکنانى است که براى (جمع‏آورى) آن زحمت مى‏کشند، و کسانى که براى جلب محبت شان اقدام مى‏شود، و براى (آزادى) بردگان، و (اداى دِين) بدهکاران، و در راه (تقويت آئين) خدا، و واماندگان در راه؛ اين، يک فريضه (مهم) الهى است؛ و خداوند دانا و حکيم است!
در اين آيه هم محل مصرف زکات کاملا روشن و واضح تبيين شده که دائره اي بسيار وسيع تر از خمس را در بر مي گيرد ؛ پس اولا منبع اصلي وجوب خمس و زکات قرآن مجيد است ،ولي جزييات و فروع عديده اين دو تکليف الهي به خصوص خمس در روايات بيان شده است حتي فصل مبسوطي از روايات مربوط به خمس در منابع نقلي آمده که در ذيل نشاني آن ذکر شده ، مورد مصرف خمس و زکات متفاوت بوده و در موارد مصرف اختلافات روشني دارند .
پي نوشت ها :
1 . انفال (8)آيه 41 .
2. مجمع البحرين، ماده غنم ، ج 3، ص 333، نشر فرهنگ اسلامي تهران1367 ش؛ محمد رضا رشيد،تفسير المنار ،ج10 ،ص7،نشر دار المعرفت ،بيروت، بي تا ؛طبرسي،مجمع البيان ، ج 4 ، ص 544 ـ 543 نشر دار العرفيه، بيروت1408، ق؛ سيد محمدحسين طباطبايي ، تفسير الميزان ، ج 9 ، ص 99 ،نشر دار الکتب الاسلاميه ،تهران،1372 ش.
3. عاملي، وسائل الشيعه، ج6 ،کتاب الخمس، ابواب ما يجب فيه الخمس، باب 1 ،ص340 ،نشر دار الاحيا التراث العربي ، بيروت، 1421 ق .
4. همان ،ص348 .
5. همان ،ص350 .
6. همان ،ص152 .
7.توبه(9) آيه 60.

پرسش 2:
آيا شخصي که مکه نرفته(حاجي نيست)مي تواند به نيابت از ديگري به مکه برود؟
پاسخ:

شخصي که حج واجب خود را انجام نداده ،در صورتي که در سالي که مي خواهد به نيابت از ديگري به حج برود ،مستطيع نباشد ،مي تواند نايب شود و به نيابت از ديگري به مکه برود.(1)
پي نوشت:
1. امام خميني، مناسک حج ،مسئله 107(با نظر آيت الله تبريزي).