سلام.من پسري هفده ساله هستم. از پارسال در چت روم ها شروع به چت كردن كرده ام . البته اين چت كردن با اوني كه واژه چت در ذهن بوجود مياره به نظرم فرق ميكنه . من فقط براي صحبت كرن سالم با غير همجنس هايم ميرفتم چت روم . قبلا فكر ميكردم كه من خيلي پاك هستم چون از طريق تلفن و ... با نامحرم هام ارتباط ندارم مثل خيليايي ديگه از دوستام كه اينطوري بوده اند ويا هستند . به همين خاطر كم كم به خودم گفتم كه چت كردن اشكال نداره و بهش عادت كردم . بعد از چند ماه بود كه يه اتفاق براي خانوادام افتاد كه تازه الان به پايان رسيده و همين چند وقت پيش بود كه بدترين اتفاق زندگي ام افتاد و مادرم به رحمت خدا پيوست ... خدا بيامزدتشان .
حالا فكر مي كنم فوت مادرم و همه اون اتفاق ها به خاطر كار هاي من بوده ، هيچ وقت مادرم رو درك نكردم ، كاش ميدونستم كه الان كجا هست و در چه حالي هست .
به نظر شما من چجور ادمي هستم ؟ به نظرتون من كارم اشتباه بوده ؟
چند روز پيش داخل برنامه سمت خدا ، يه سوال پرسيده شد كه پرسيده بودند : من يه چند مدتي هست كه با دختر همسايمان ارتباط تلفني دارم و با يه شرايط خاص و ... .
كارشناس خوب برنامه سمت خدا ؛ جناب آقاي ماندگاري گفتند : اگر چند شرط و شرايط رو رعايت كنند ميتواند اشكال نداشته باشد ... .
لابد شما هم اين شرايط رو ميدونيد . ولي اما به هر شرايطي هم كه رعايت بشه ، متونه اين رابطه عاري از گناه باشه ؟
كم كم به اين نتيجه رسيدم كه واقعا بچه تهراني ها توي دين هم از ماها بهتر هستند ، حالا اگه من اين سوال رو پرسيده بودم ، ايشان ميگفتند كه گناه داره و بايد هرچه سريع تر اين رابطه رو ترك كرد .
گاهي در اين برنامه سوال هايي پرسيده ميشود كه آدم يه جوري ميشه و از خودش سوال ميكنه : يعني سوال از اين مهم تر نيست كه به درد اكثر مردم بخوره ؟ البته منظورم اين سوال نيست . من هم سوال فرستادم ولي هنوز خوانه نشده.
نميدونم شايد طرز سوال كردن مهم باشه . خدا ما رو ببخشه اگه تهمت زده باشيم.

من علت اين كه ميرفتم چت ، به اين خاطر بود كه تنها بودم و هيچ راهي ديگه نداشتم ، به نظر شما چيكار ميتونم بكنم ؟ چيكار ميتوانم بكنم كه هم من تنها نباشم و هم پاي گناه وسط نباشد .
گاهي با خدا صحبت ميكنم و با خودم ميگم كاش يه جوري ميشد كه ميفهميدم خدا الان پاسخ من چي ميدهند .
گاهي ميگم كاش يه ملاك وجود داشت كه ميفهميديم در هر مرحله اي از زندگي ، راهي رو كه داريم ميريم ، همون راه خدا هست و بيراهه نيست . گاهي ميترسم اين كاري كه دارم ميكنم مخالف با دستورات خداوند باشه و ما پس از يه عمر به فكر بندي خوب خدا بودن ، از مسير بندگي بيرون رفته باشيم. اين ملاك رو براي هر جايي از زندگي منظورم هست . مثلا من اگه بدونم در اون شرايط و در اون زمان و موقعيت اگر از يه نفر دفاع كنم ، حق اون طرف هست و مطابق دستور خدا هم هست ، حتي شده تا پاي جونم هم پاش مي ايستم . اميدوارم كه منظورم رو متوجه شده باشيد . ميترسم به خاطر چيزي ايستادگي كنم كه خدا دستور مداده باشه و در آخر همه سعي و تلاشم بيهوده بوده باشد . خدا كنه منظورم رو بفهميد ...
ببخشيد كه زياد صحبت كردم ، تو رو خدا به بخش هاي مختلف سوالم بخش به بخش جواب بدهيد .
راستي هر سال دردرس هايم هم بد تر ميشوم ، نميدونم علتش چي هست . اصلا زياد انگيزه اي براي زندگي ندارم .
تو رو خدا كم كم كنيد .
خيلي خيلي ممنون .
خداوند اجرتان بدهد . ان شاء الله.
موفق باشيد.

توجه شما را به نکات ذیل جلب می نماییم:
1.ضمن تسلیت رحلت مادرتان، این فکر که رفتار خودتان را عامل فوت مادرتان یا مشکلات دیگر بدانید درست نیست، مگر آن که رابطه منطقی و واقعی میان آنها باشد.
2.این که گفته اید مادرتان را درک نکرده اید، اگر چه امری خوشایند و مطلوب نیست اما با توجه به سن شما و پیچیدگی های عصر کنونی ، این مشکل در بسیاری از خانواده ها وجود دارد و لذا این مشکل اختصاص به شما ندارد.
آنچه مایهء امیدواری است این است که بر اساس رهنمودهای دینی شما می توانید با اهداء اعمال عبادی و خیرات، روح مادرتان را شادمان و از خود راضی نمایید.
3.گفته اید که ما در بارهء شما اظهار نظر کنیم؛ عنایت دارید که تشخیص خوبی و بدی انسان ها با خداوند متعال است. اما از باب مشورت و به حسب آنچه برای ما نوشته اید باید عرض کنیم که شما بحمدالله فردی با و جدان پاک و فهیم و دانا هستید و از نظر دینی هم خواستار رضای الهی می باشید و مشکل شما نداشتن همدم و دوستی دانا و مهربان است که درد و دل های خود را با او داشته باشید و راه موفقیت را به کمک او پیدا کنید که اگر شما افتخار بدهید ما در خدمت شما خواهیم بود.
4.ارتباطات اینترنتی ممکن است به صورت موقت انسان را مشغول و آرام نماید ولی به طور اساسی مشکل انسان را حل نمی کند و بلکه مشکلاتی را برای انسان ایجاد می کند که حداقل آن(اگر به مشکلات و انحرافات اخلاقی نکشد که معمولا کشیده می شود) سردرگمی ، احساس گناه ،ضعف انگیزهء زندگی ، و افت درسی است که به آنها اشاره کرده اید.این ارتباطات مورد تایید خداوند و دین الهی نیست و اگر چه جدا شدن از این فضا کمی برایتان سخت است. ولی اگر طالب رضای الهی و موفقیت و خوش بختی خودتان هستید این همت را بکنید و خود را از وابستگی نسبت به رها سازید.
5.از بیان شما روشن می شود که ارادهء خوبی دارید و اگر بدانید چه کاری درست است و مورد رضای الهی است اقدام می کنید و نگرانی اصلی شما این است که نمی دانید که خط درست کدام است و چه کاری مورد رضای خداست و می ترسید که کاری را محکم شروع کنید و بعدا بفهمید که درست نبوده، این وضعیت شما بسیار خوب و ارزشمند است و مشکل هم قابل حل است. شما در تماس بعدی از وضع زندگی و مشکلات و دغدغه های خود برای ما بنویسید و مواردی که دچار تردید هستید را مطرح کنید تا آنچه بر اساس معارف دینی درست و مورد تایید است خدمت شما عرضه بداریم(البته انشاالله پاسخ بعدی خیلی زود تر خدمت شما خواهد رسید).منتظر تماس شما هستیم.
موفق باشید سربلند.