سلام در جنگ بدر هزاران فرشته به کمک رسول خدا(س)می ایند و او را یاری می کنند چون خدا می خواست پیروز شود امام حسین در مقطعی برای مردم طلب باران می کنند و خدا دعایش را براورده ساخت در کربلا هم اگر میخواست میتوانست انجا را دریا کند آیا این جبرالهی نیست که فلان اتفاق باید بیفتد و اینجا مساله ی اختیار چه می شود...؟؟؟

در ابتدا باید اشاره گردد اولا این که خداوند برخی از بندگان خود را از را ه ها ی نظیر آنچه در پرسش اشاره شده کمک می کند از مقوله جبر نیست وربطی به جبر مقابل اختیار ندارد.
بلکه این گونه امور از باب امداد های غیبی است که مرتبة عالی امدادهای غیبی از آن انبیا علیهم السلام است که خداوند متعال گاهی آنان را با فرستادن باد یاری می‌داده، نظیر آنچه نصیب حضرت هود شد که قوم عاد را به کمک باد مغلوب و سرکوب نمود. گاهی آب را به یاری پیامبری چون موسی(ع) می‌فرستد، تا فرعون را غرق نماید. گاهی هم فرشتگان را به کمک رسول خاتم(ص) می‌فرستد.
امدادهای غیبی در حد متوسط به تناسب ممکن است نصیب برخی از صالحان غیر از انبیا شود و خداوند از رهگذر امدادهای غیبی آنان را یاری دهد: «إنّ الذین قالوا ربّنا الله ثمّ استقاموا تتنزّل علیهم الملائکه ألاّ تخافوا ولا تحزنوا؛(1) کسانی که گفتند پروردگار ما خدا است، سپس ایستادگی کردند، فرشتگان بر آنان فرود می‌آیند (و می‌گویند) هان بیم مدارید و غمگین نباشید».
از این آیه به دست می‌آید که پایمردی در راه خدا و طریق حق باعث می‌شود که خداوند آدمی را به امداد‌های غیبی یاری دهد.(2)
ثانیا اگر برخی حوادث بر اساس اراده ومشیت الهی در عالم رخ می دهد از باب جبر مذ موم مقابل اختیا ر نیست و باید توجه داشت که در عالم جبرهایی وجود دارد که همه آنها ناپسند نیستند مانند جبر تحقق معلول پس از تحقق علت که به آن جبر علی و معلولی گفته می شود.
طبق قانون علیّت هرگاه علت تامه برای وجود معلول مهیّا شود، معلول حتماً موجود خواهد شد. معلول در اصل وجود خویش هیچ گونه نقشی ندارد. مثلا همه حوادث و پدیده‏ها بر اساس قانوت علیّت در پی علت های خود به وجود می آیند و معلول و پدیده در به وجود آمدن خود، هیچ نقشی ندارد.
در هر صورت آنچه در باره مردود بودن جبر مطرح است جبر در اعمال انسانی است؛یعنی آیا انسان در اعمال خود از اختیار بهره مند است یا گرفتار جبر است؟
آنچه در پرسش گفته شده،مربوط به جبر و اختیار فلسفی است که محذوری ندارد. چون تردیدی نیست که خداوند برای هر چیزی علت‌ها و اسباب هایی قرار داده که هستی و مشخصات آن بستگی به آن‌ها دارد. این طور نیست که هر چه در جهان پدید می آید، بدون رابطه با قبل و بعد و اتفاقی و بی حساب باشد. همان گونه که در بارش برف و باران و... عواملی دخالت دارد و هرگز چنین کاری بی علل و اسباب انجام نمی پذیرد، همچنین کارهای بشر از روی تصادف و اتفاق از او سر نمی زند، بلکه نخست چیزی را تصور می کند، سپس به آن می اندیشد و پس از آن که فایدة واقعی یا پنداری آن را پذیرفت،‌ به انجام آن می کوشد. پس انجام هر حادثه ای در جهان علت و سببی دارد و این نظامی است تخلف ناپذیر و خداوند چنین مقرّر کرده است.(3)
پس در نتیجه می توان گفت در جهان جبر مطلق به معنای رابطه حتمی معلول ها وعلت ها حاکم است و آنچه در پرسش آمده از این سنخ جبر است که محذوری ندارد.
اما در باره آنچه راجع به امام حسین در پرسش آمده باید گفت گرچه پرسش قدری نا مفهوم است. ولی باید گفت بر اساس روایات، موجودات مختلف به اذن الهی به کمک امام شتافتند، ولی حضرت شهادت در راه خدا را برگزید. در روایاتی آمده:
« در کربلا روزی نامه‌ای از آسمان به دست امام حسین رسید که در آن نوشته شده بود: ای حسین! مرگ به تو قطعی نشده و ملزم به انتخاب شهادت نیستی. می‌توانی از این حادثه جلوگیری نمایی، در حالی که از اجر و پاداشی تو کاسته نمی‌شود. اینک موجودات آسمان و زمین، فرشتگان و جنیان همه در اختیار توست. به آنها دستور بده تا دشمنان تو را نابود سازند. در این حال حضرت دید که همة آسمان را فرشتگان مسلح پر کرده و منتظر فرمان امام‌اند. اما حضرت به خداوند عرض کرد: پروردگارا، دوست دارم هفتاد هزار مرتبه در راه عشق و محبت تو کشته شوم به خصوص آن که با قتل من یاری دین تو ست . » (4)
پس خداوند به امام حسین نیز آن امداد ها را افا ضه نمود ولی بر اثر اسرار نهفته عینیت نیافت . و در هر صورت این مسله با بحث جبر واختیار ربطی ندارد .

پی‌نوشت‌ها:
1. مرتضی مطهری، مجموعه آثار، نشر صدرا 1370 ش، ج 1، ص 385.
2. فصلت (41) آیه 30.
3. ناصر مکارم، تفسیر نمونه ،نشر دار الکتب الاسلامیه، تهران ـ 1379ش، ج 2، ص 276.
4. موسوعه کلمات امام حسین نشر دار المعروف، قم ـ 1373ش، ص 481 ـ 482.