با سلام ما در فیلم امام رضا(ع) دیدیم که وقتی ایشان برای ادای نماز بیرون می آیند جمعیت کثیری برای نماز می آیند که همگی از محبین حضرت بودند طوری که مامون بشدت می ترسد چرا امام دستور قیام ندادند و کار را تمام کنند

با سلام و سپاس از ارتباط شما با مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی.
نمی‏توان به گونه‏ای مشخص نظر داد که چرا امامان(ع) کاری را انجام دادند یا کاری را انجام ندادند، زیرا برخی از فعالیت‏های آنان از اسرار الهی است، چنان که امام حسن(ع) در جواب اشکال به حضرت که چرا در برابر معاویه صلح کردید، در حالی که می‏دانستید خلافت حقّ شماست، فرمود:"اگر من از طرف خدا امام هستم، صحیح نیست که به رأی و عملکرد من ایراد شود که چرا صلح یا جنگ کردم، اگر چه حکمت آن برای شما معلوم نباشد".(1)
بر این اساس نمی‏توانیم تمام علت‏های نبود جنگ مسلّحانه با مأمون را بیان کنیم. در عین حال، این مسئله مربوط به هزار سال پیش است و تاریخ به طور کامل به دست ما نرسیده است.
اما می‏توان برخی از عوامل را با توجه به شناختی که از مقام امامت و نیز تاریخی که از امام رضا(ع) در دست ما قرار دارد، چنین بیان کرد:
1- انجام تکلیف یا عمل به عهد و پیمان الهی:
برخی بر این عقیده‏اند که ائمه(ع) در زندگی اجتماعی و سیاسی و فردی و عبادی به تکالیفی که از ناحیه خدا برای آنان از پیش تعیین شده، عمل می‏کردند، هر چند عمل آنان برای برخی خوشایند نبوده است. جهاد نکردن امام با مأمون از این مورد خارج نیست.
در کتاب شریف اصول کافی بابی آمده و احادیثی به این مضمون موجود است که رفتار ائمه چیزی جز عمل به عهد و پیمان الهی نبوده است.(2)
2- نقش زمان و مکان در سیره ائمه:
برخی معتقدند ملاحظه شرایط زمان و مکان در نوع عملکرد ائمه با حاکمان عصر خود بیش ترین تأثیر در تصمیم‏گیری آنان را داشته است، از این رو آن‏ها گاهی صلح، قیام، سکوت و برخی از مسئولیت‏ها را در حکومت‏های جور پذیرفته‏اند. شهید مطهری طرفدار این نظریه است و می‏گوید:واقعاً اگر امام حسن(ع) به جای امام حسین(ع) بود، کار امام حسین را می‏کرد . اگر امام حسین به جای امام حسن بود، کار امام حسن را می‏کرد.(3)
جنگ مسلّحانه نکردن با مأمون و پذیرش ولایتعهدی از سوی امام از این قانون جدا نیست؛ بلکه می‏توان گفت علّت قیام نکردن امام فراهم نبودن شرایط مناسب بوده است. بررسی اوضاع و شرایط سیاسی و اجتماعی عصر امام بیانگر این معنا است، زیرا حضرت از هر جهت تحت فشار بود. نامه‏های متعدّد مأمون به حضرت در دعوت به خراسان،(4) فرستادن مأموران برای بردن امام به خراسان،(5) چگونگی وداع حضرت با قبر پیامبر و گریه بلند امام کنار قبر پیامبر(ص)،(6) ناخشنودی حضرت از سفر،(7) همه شواهدی در این راستا است که برای امام (ع) زمینه قیام فراهم نبوده است.
تنها وجود افراد پشت سر امام در نماز و غيره براي قيام كافي نسيت .همان گونه در ماجراي جنگ صفين و صلح امام حسن. از همه مهم تر ماجراي كربلا افزون بر اعلان حمايت اوليه نامه هاي براي امام حسين نوشتند اما پشت امام را كه خالي گذاشتند بماند؛ در صف مقابل حضرت قرار گرفتند! ضمن اینکه بسیاری از مردم نسبت به ائمه محبت دارند، ولی هنگامی که منافع آن ها در برخورد با حاکمان به خطر می افتد ،امام را تنها می گذارند! در همین ماجرا می بینیم هنگامی که مأمون امام را برگرداند ،مردم هیچ اعتراضی نکردند!

پی نوشت‏ها:
1. علل الشرایع، صدوق، مؤسسه الأعلمی، بیروت، ج 1، ص 249 - 248، ح 2.
2. کافی، کلینی، دار صعب، بیروت، ج 1، ص 284 - 279.
3. سیری در سیره ائمه، شهید مطهری، انتشارات صدرا، ص 77.
4. عیون اخبارالرضا، صدوق، رضا مشهدی، جزء 2، ص 149، ح 21.
5. مسند الامام الرضا، عزیزاللَّه عطاردی، المؤتمر العالمی الامام الرضا(ع)، ج 1، ص 52.
6. عیون اخبار الرّضا، ص 217، ح 26 و 28.
7. مسند الامام الرّضا.