با سلام.من پسري 17 ساله هستم و گاهي اوقات تكاليف ديني ام را انجام ميدهم.چون احساس ميكنم كه اعمالم مورد قبول واقع نميشود.مثلا بعداز نماز به خودم ميگويم در نماز حضور قلب نداشتم يا جايي را اشتباه كردم.و همين احساس باعث ميشود انگيزه ام براي انجام تكاليفم سست شود.خواهش ميكنم مرا ياري كنيد. احساس ميكنم خيلي از خدا دور شدم.
به نام خدا
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با مركز ملي پاسخگويي به سوالات ديني
قانع کردن خود در قبولی نماز و یا داشتن حضور قلب دائمی در نماز و حتی احساس قشنگ داشتن از نماز، آرزوی خیلی از افراد است. اما همه به آن نمی رسند. رسیدن به این هدف، برنامه و حوصله می خواهد و به تدریج به دست می آید.
از سوی دیگر، احساس عدم قبولی نماز و یا نداشتن حضور قلب در نماز و مانند این ها، وسوسه ای از وسوسه های شیطانی است که نتیجه اش، سستی در نماز و عاقبت ترک آن است؛ گناهی که آیینه قلب تان را تیره و تار می سازد و لطافتی را که خداوند به آن داده بود، می گیرد.
راه حل مبارزه با وسوسه های شیطان و از بین بردن عواملی که سبب سستی و ضعف انگیزه در انجام تکالیف می شود، تقویت زمینه معرفتی و در درجه اوّل، اصل اعتقادی توحید و بقیه اصول اعتقادی است. باید یک مطالعه مستمری را درباره اهمیت نماز پیش بگیرید. کتابهای مختلفی را که در این باره نگاشته شده، پیوسته مطالعه کنید تا با تکرار این مطالعه، به اهمیت نماز برسید و از اعتقاد صرف به باور و ایمان دست یابید. کتاب های استاد قرائتی، برای شروع مناسب است.
برادر گرامی!
روح انسان، بسیار لطیف و حساس است. هنگام تولد، چون آیینه ای صاف و صیقلی است. از این رو، گاهی از دعا، مناجات با خدا، به ویژه نماز شب و قرائت قرآن در هنگام سحر، راز و نیاز با خدا درسجده، لذت معنوی خاصی به انسان دست می دهد. هر قدر انسان مجاهده نفس بیش تری کند و با خدا و قرآن و اهلبیت(ع) انس بیش تری گرفته و دل از هواهای نفسانی تخلیه کند، به تدریج اقبالش بیش تر شده و به صورت ملکه راسخه در میآید. آن گاه است که در همه حالات به یاد خدا و متوجه او است و هیچ چیز نمیتواند او را از محبوب حقیقی باز دارد.
اما وقتی گناه و غفلت از خدا همانند گرد و غباری بر آیینه قلب نشست و آن را تیره و تار ساخت و لطافتی را که خداوند لطیف به آن داده بود، از دست داد، لذت مناجات و دعا و نماز و سایر عبادات را از دست خواهد داد. باز گشت به حال و هوای معنوی گذشته، نیازمند قلب لطیف و رقیقی است که از گناه قلبی و فکری و بدنی دور باشد و خدا را پیوسته و در همه حال، حاضر و ناظر بر حال درون و بیرون خویش ببیند.
مطمئناً در یک دل نمی توان دو دلبر جای گیرد. وقتی قلب و دل، جایگاه شیطان و هوس ها گشت، دیگر خدا در آن جا نمی گیرد. از عبادت لذتی حاصل نمی شود و چه بسا به مرور زمان برای همیشه ترک شود. کم کردن از بار گناه و سبک شدن از سنگینی گناه، انسان را آماده دریافت فیض و رحمت الهی می کند.
برادر عزیز!
برای تقویت حضور قلب در نماز و لذت بخش شدن عبادات، راهکار ها و عواملی وجود دارد که در صورت تمایل در مکاتبات بعدی در این زمینه صحبت می کنیم.






