به نام خدا
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با مركز ملي پاسخگويي به سوالات ديني
خواندن نماز به صورت عربی و با همان الفاظ و کلماتی که پیامبر و دیگر مسلمانان صدر اسلام میخواندند، دلایل مختلفی دارد که در ادامه به برخی از آنها اشاره میکنیم. اما باید دانست که تنفر داشتن از یک چیز یا منشا عقلانی و قابل قبول دارد و یا منشا غیر عقلانی و به دور از منطق ؛ در مورد یک زبان و گویش به نظر می رسد تنفر ناشی از تعصب غیر منطقی و یا نا آشنایی با آن باشد و الا در عالم لغت و زبان به نظر کارشناسان مربوطه شاید در غنا و قدرت انتقال معانی و مفاهیم، لغت و زبانی به پای زبان عربی نرسد .
در هر حال عدم علاقه و مقبولیت به یک امر دلیل بر ایراد و اشکال داشتن آن چیز و عدم استفاده از آن در موارد ضروری نمی شود چنان که نامقبولی زبان انگلیسی در نزد برخی افراد دلیل نمی شود که آنان از این زبان بین المللی در روابط گوناگون کاری و اجتماعی و بهره مندی در فضای مجازی بهره نبرند ؛ اما در مورد ضرورت عربی خواندن نماز :
اولا: تعبدی و توقیفی بودن خواندن نماز به لفظ عربی؛ به این معنا که شریعت اسلام دستور به عربی خواندن نماز داده و با توجه به این که روح عبادت بر تسلیم و تعبد است، انسانی که میخواهد عبادت خدا کند، کاری را انجام میدهد که خداوند خواسته است. طبق آیات و روایات و سیره پیامبر، این واجب و تکلیف دینی به این شکل واجب شده است؛ هر چند انسان میتواند در غیر نماز با هر زبانی با خداوند سخن گوید.
ثانیا: این امر به جهت ایجاد زبانی مشترک میان همه پیروان اسلام و در واقع فراهم سازی وحدت و پیوند بین المللی دینی است.
ثالثا : قرائت و اذکاری که در نماز است، به صورت دقیق در هیچ زبانی ترجمه ندارد؛ یعنی نمیتوان همان مفاهیمی که در اذکار نماز است، به صورت دقیق ترجمه کرد و آن را بیان نمود. چه بسا برخی از کلمات یا جملات، معانی بسیاری در خود جای داده که با یک یا چند جمله نتوان همه آنها را بیان نمود. (1)
به عنوان مثال، از سوره حمد نام میبریم که هیچ ترجمهای که بتواند تمام مفاهیم آن را به زبان دیگر بیان کند، نیست؛ حتی تنها کلمه الله، هیچ معادلی در زبان دیگر ندارد؛ هر چند در قالب جمله ای بتوان آن را ترجمه کرد. کلمه خدا در زبان فارسی نیز معادل معنای الله نیست.
از طرف دیگر، ضمن تجربه زندگی انسانها نشان داده است آن جا که دستهای انسانی در کارهای مختلف دخالت کرده است، آن را به صورتهای مختلف در آورده که گاهی با اصل و حقیقت خود فاصله بسیار دارد. در مورد احکام و تکالیف دینی نیز ما این مسئله را در ادیان دیگر مشاهده میکنیم که دست بردن انسانها در احکام و دستورهای دینی، آن ها را به چه وضعی در آورده و گاهی آن را به صورت کلی پاک کرده و از بین برده است.
اگر چه با توجه به اسبابی که ذکر کردیم، نماز باید به زبان عربی خوانده شود، اما این بدان معنا نیست که انسان نتواند به هیچ زبان دیگری با خداوند سخن بگوید.
انسان میتواند با هر زبانی که خواست، در غیر نماز با خدا سخن گفته و با او راز و نیاز کند. دردها و نیازهای خود را با او در میان گذارد و دعا بخواند. حتی در قنوت نماز که قسمت خواستن حاجتها است، به فتوای برخی مراجع، انسان میتواند به فارسی یا هر زبان دیگر با او سخن گوید.
شاید یکی از رموز خواندن نماز به زبان عربی و با دیگر شرایط و آداب، حفظ نماز بعد از قرنها است؛ در حالی که در ادیان دیگر ما اثری از آن نمیبینیم. چه بسا اگر به همان صورت که پیامبران گفته بودند، عمل میکردند و به خواست خود با آن برخورد نمیکردند، آنها نیز نیایشی به عنوان نماز میداشتند.
هشام بن حکم از امام صادق(ع) پرسید: چرا نماز واجب شد؛ در حالی که هم وقت میگیرد و هم انسان را به زحمت میاندازد؟ امام فرمود:
«پیامبرانی آمدند و مردم را به آیین خود دعوت نمودند. عده ای هم دین آنان را پذیرفتند؛ امّا با مرگ آن پیامبران، نام و دین و یاد آنها از میان رفت. خداوند اراده نمود که اسلام و نام پیامبر (ص) زنده بماند و این از طریق نماز امکان پذیر است»؛ (2) یعنی علاوه بر آن که نماز عبادت پروردگار است، موجب طراوت مکتب و احیا و ماندگاری آن هم هست.
در مسائل عبادی باید به این نکته توجه داشته باشیم که خواست و اراده ما در آن نقشی ندارد؛ بلکه باید آنها را طبق دستور شرع انجام دهیم تا مقصود و هدف و مصالحی که شارع (خداوند) در نظر دارد و ما از آن بی خبریم، حاصل گردد. همان گونه که در اصل نماز تعبّد و تسلیم وجود دارد، در اجزا و شرایط مختلف و از جمله عربی خواندن، این نکته مهم نهفته است.
امیر مؤمنان (ع) در روایتی پس از بیان این که معنای اسلام، تسلیم شدن در مقابل پروردگار است که نشان تسلیم در عمل آشکار میشود، میفرماید: «مؤمن، بنای دین خود را بر اساس رأی و نظر شخصی نمیگذارد؛ بلکه بر آنچه از پروردگارش رسیده بنیان مینهد». (3)
نماز، رابطه بنده با خدا و اظهار عبودیت و شکرگزاری در مقابل نعمتهای او است. طبیعی است که بنده آن را به جا میآورد که خواسته خداوند و معبود او است. اصولاً هدف اصلی از خلقت انسان، بندگی است و نماز، بهترین شیوه اظهار بندگی است. اگر قرار باشد که هر انسانی طبق خواسته خود عمل نماید، نه آن چیزی که خداوند از او خواسته، این دیگر بندگی خداوند نمیشود؛ بلکه بندگی خود و عمل طبق خواسته خویشتن است.
پی نوشت ها:
1. محمدتقی، مصباح یزدی، قرآنشناسی، ص 102 - 92، با اقتباس و تلخیص، چاپ مؤسسه آموزش و پژوهشی امام خمینی، 1380 هـ. ش.
2. غلامعلی نعیم آبادی، نماز زیباترین الگوی پرستش، ص 35، به نقل از علل الشرائع، ج 2، ص 10.
3. علامه مجلسی، بحار الانوار، نشر اسلامیه، تهران، بی تا، ج 65، ص 309.






