اگر همه مراجع تقلید بر اساس قرآن رساله میدهند پس چرا نظراتشون با هم متفاوت است وحتی در بعضی موارد نظراتشون با هم تضاد دارد؟
@@پرسشگر گرامي،
با سلام و سپاس از ارتباطتان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
قرآن در کنار سنت و اجماع و عقل یکی از چهار منبع کشف احکام شرعی است . روشن است که حجم انبوه موضوعات و تکالیف و فروع شرعی امکان گنجانده شدن در آیات قرآن با تنوع موضوعات و مطالب لازم به ذکر در آن را نداشت ؛ با این وجود حتی اگر تنها قرآن را مبنا و معیار کشف احکام فقهی بدانیم ، امکان وجود اختلاف نظر در آن دور از ذهن نبود ،چنان که در ادامه توضیح خواهیم داد و این نقص قرآن یا ساختار استنباط نیست .
خدای متعال هرگونه اختلاف را از قرآن نفی کرده و آن را دلیل بر الهی بودن قرآن معرفی نموده است :
« أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فيهِ اخْتِلافاً كَثيرا ؛
آيا در قرآن نمىانديشند؟ هر گاه از سوى ديگرى جز خدا بود،در آن اختلافى بسيار مىيافتند.» (1)
اختلاف در فتاوای فقها و علما ( با وجود اینکه اختلافات در موارد جزئی می باشد،نه در اصول عقیدتی و احکام تکلیفی ) در حقیقت نشأت گرفته از فهم آن ها است. با وجود اینکه این بزرگواران کارشناسان دینی هستند و تمام سعی و تلاش و نیت و قصدشان این است که آنچه را که نزد خدا حکم حقیقی است، بیابند و به مردم معرفی کنند، اما افرادی هستند با محدودیت های انسانی . و ممکن است در راه کشف حقیقت دچار خطاهائی شوند.
خدا از وجود انسان ( جسمی و آخرتی او ) با خبر است .برای همین راه سعادت او را بهتر می داند. اختلافاتی که در احکام وجود دارد ،نه از علم خدا ،بلکه از فهم و علم علمای دین و میزان توانائی آن ها در رسیدن به حقیقت ، نشات می گیرد ،نه از ذات دین و علم خدا.
اختلاف مراجع در احکام دینی غالبا در جزئیات است. کم تر فقیهی وجود دارد که در یکی از احکام اساسی با نظر مراجع دیگر مخالف بوده و نظر متفاوتی داشته باشد. مانند اصل وجوب نماز و اجزا و شرائط آن.
اختلاف در یک موضوع اجتهادی و علمی امری طبیعی است ،از این رو است که معمولاً در تمام علومى که نیاز به اجتهاد و استدلال دارد، صاحب نظران اختلاف نظر پیدا مىکنند. فقها و مجتهدها نیز در استنباط احکام اختلاف نظر دارند. فتواهاى متفاوت صادر مىکنند .این مسئله در علوم تخصصی دیگر نیز وجود دارد.
علل اختلاف فتوای مراجع چند عامل اساسی است:
1ـ درجه و رتبة علمى افراد متفاوت است.
2ـ نحوة ورود و خروج آنان به بحث هاى علمى و تخصصى باعث اختلاف نظر و برداشت میشود.
3ـ اختلافات مبنایى در اصول و فقه باعث اختلاف فتوا میشود.
اختلاف نظر فقها به نحوة استنباط آنها بر مى گردد. فقیه باید حکم شرعى را از آیات و روایات معصومین استخراج کند . بر اساس آنها حکم به حلیت یا حرمت نماید. در این راستا با استفاده از مبانى اصولى خود به جرح و تعدیل روایات مى پردازد. به یک جمع بندى نهایى مى رسد .
بر اساس این مسئله رسیدن به نتایج مختلف در رویکردهای علمی و تخصصی کاملا طبیعی است ،همان طورى که در رشته هاى دیگر علمى نیز بین کارشناسان اختلاف نظر وجود دارد، مثلاً یک جراح نظر مى دهد غده اى را باید با عمل جراحى از بین برد، ولى جراح دیگر به این نظریه اعتقادى ندارد و معتقد است با دارو قابل معالجه است.
از طرف دیگر در مواردى موضوع حکم با تحولات زمانى تغییر مى کند . به تبع تغییر موضوع ، حکم عوض میشود، مثلاً در روایات از بازى با شطرنج منع شده حتى در روایاتى وارد شده که به شطرنج باز سلام نکنید، ولى حضرت امام خمینى در پاسخ به استفتایى دربارة بازى با شطرنج در فرض خروج از قمار و داخل شدن در مقوله ورزش ذهنى فرمود: بر فرض مذکور اگر برد و باخت در بین نباشد، اشکال ندارد(2) ،ولى بعضى از فقها براى خودِ شطرنج موضوعیت قائل اند و معتقدند در بستر زمان این حکم تغییر نمى کند، چون تا شطرنج شطرنج است ،موضوع محفوظ است و حکم بر آن بار میشود. این اختلاف بر اساس تفاوت برداشت از موضوع است و این که آیا شطرنج موضوعیت دارد یا آلت قمار بودن دخیل در حکم است؟
در مواردى اختلاف نظر فقها بر اساس دوگانگی در فهم قرآن و حدیث است،مثلاً قرآن مجید مى فرماید: والمطلقات یتربّصن بأنفسهنّ ثلاثة قروء؛ زن هاى مطلقه بایستى سه قرء به انتظار بمانند.(3)
کلمة قرء که در این آیه به کار برده شده، در زبان عرب به طور اشتراک لفظى براى دو معنای متضاد آمده: یکى به معناى پاکى و دیگرى به معناى عادت ماهیانة زنان. از این جهت فقها در مفهوم این آیه با هم اختلاف دارند. برخى معتقدند: زن مطلقه باید بعد از طلاق دو مرتبه عادت ماهیانه ببیند و پاک شود . مرتبة سوم به محض این که عادت ماهیانه دید گرچه آن که از آن عادت بیرون نیامده و پاک نشده باشد ،مى تواند با مرد دیگر ازدواج کند. گروهى دیگر عقیده دارند تا زن مطلقه از عادت ماهیانه مرتبة سوم بیرون نیاید و به کلى پاک نشود ،حق شوهر کردن ندارد، یعنى پس از اتمام مرتبة سوم میتوانند شوهر کنند.
با این که حکم واقعى خدا دربارة زنان مطلقه اى که باید مدتى را به عنوان عده از شوهر کردن خوددارى کنند ،یکى است. در عین حال یکى مى گوید: مدت عده سه عادت ماهیانه تمام است . دیگرى مى گوید سه مرتبه پاک بودن از عادت شرط است . اختلاف از فهم آیه سرچشمه مى گیرد.(4)
اختلاف مراجع معظم تقلید در مسئله ای به معنای اختلاف در حکم خدا در آن مسئله نیست؛ زیرا همه فقها معتقدند که حکم واقعی هر مسئلهای یک چیز بیش تر نیست . آن ها تنها استنباط و فهم خود را از حکم واقعی بیان میکند . هیچ کس مدعی نیست که تنها فهم او حکم واقعی الهی است تا اختلاف در حکم خدا پدید آید . علت اختلاف، روشن نبودن حکم واقعی مسئله است که هر فقیهی مطابق فهم خود حکم مسئله را بیان میکند. همان گونه که داروی واقعی هر بیماری همان است که بیمار را خوب کند، ولی گاهی میبینیم پزشکان در مورد یک بیمار داروهای مختلف تجویز میکنند .این به خاطر روشن نبودن مرض است که هر پزشکی طبق تشخیص خود از مرض دارو میدهد.
پینوشتها:
1. نساء (4) ، آیه 82.
2. امام خمینی ، صحیفة نور، تهران ، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره) ، بی تا ، ج 21، ص 15.
3. بقره (2) آیه 288.
4. زین العابدین قربانی،درسایة قلم، تهران ، سایه ، 1373 هـ.ش ، ص 201 ـ202.






