سلام
با تشکر از جواب خوبتون

1-در مورد ساخت منطق چه راهنمایی برای ما دارین، چطور میشه منطق اسلامی رو در ذهنمون وارد کنیم منظورم ابنه که کلا تفکرمون اسلامی بشه. علت این سوالم اینه که بسیار از انسان های به ظاهر روشن فکر (غرب گرا) متنفر هستم و از اون بیشتر نسبت به خودم منتقدم که چرا اونا بلدن با ادعایی کاذب نسبت به تفکرات غربی صحبت کنند و طرفداری کنند و خودشونو مهد تفکر بدونن ولی من بلد نیستم در مورد اسلامم واضح سخن بگم و منطقه درستشو اول خودم درک کنم و بعد باعث گسترشش بشم.به علاوه فکر می کنم در تصمیمات زندگی خودمم اگر منطق اسلامی داشته باشم پیروز تر خواهم بود. پیشنهاد شما چیست؟

2-در مورد بحث عرفان که در سوال قبل گفتم عارفان زندگی متعادل نداشتند این فکر اینجوری اومد که تو نمایشگاه قران امسال،بخش پرسش و پاسخ یه کارشناس عرفان بود که وقتی چنتا سوال ازش پرسیدم مدام می گفت این توضیحاتی که بهت میدم حالت ساده شده ای از جواب اصلی هست و جواب اصلی نیاز به درک بالاتری داره که خیلی معدود ادمایی هستن که سراغش میرن و ما 20 سال هست که دارم کار می کنیم و شما اگر می خواهین بفهمین باید از اول شرو کنین و کتابا فایده ندارن باید استاد داشته باشین و... خلاصه دیدم راه دراز است و دریافت عرفان و عارف شدن نیاز به این داره که کلا زندگی(کارای دیگه) تعطیل شه بریم رو عرفان؟؟

3-اما سوالی در مورد کار داشتم من الکترونیک می خونم تو ذهنم یه پروژه ای هست که اجراش سختیش یه طرف به نحوی باعث زیباسازیه دنیا میشه ولی به لحاظ اقتصادی کمک خوبی به کشور میکنه و این پروژه خود به خود داره اجرا میشه حالا چه من باشم چه نباشم خارجیا دارن میسازن.
پروژه یه چیزی مثل تابلوی تبلیغاتی هست از نوع جذابترش.
می خواستم بدونم این پروژه ها ارزش کار کردن دارن یا کنسل؟

4-انسان چگونه می تواند به خدا نزدیکتر شود. این همه پرده و حصار بین من و خدا هست حالا درسته خدا به ما نزدیکه ولی ما به خدا دوریم.چه کنیم تا به خدا برسیم؟؟؟

با تشکر از ادامه ارتباط با ما، در این جا لازم می دانیم در پاسخ به چند نکته اشاره کنیم:
پاسخ سؤال اول:
بهترین راهکار برای آشنایی با تعالیم و تفکرات اسلامی، مطالعه آثار یک اسلام شناس و ارتقای فکر از راه مطالعه است. در این زمینه، پیشنهاد می کنیم آثار شهید مطهری و آثار استاد مصباح را مطالعه نمایید. البته مطالعه آثار این اساتید، باید با یک ترتیبی همراه باشد که به مقصود برسید. در این زمینه، در مکاتبات بعدی بنویسید تا پاسخ دهیم.
پاسخ سؤال دوم:
وجود استاد در روند تهذیب نفس، بسیار مؤثر و مفید است؛ اما نبود آن، مانع تهذیب نیست. با وجود دعاهای ارزنده و کتاب‏ها و تعالیم اخلاقی برگرفته از سخنان معصومین - علیهم السلام - گام‏های بسیار بلندی می‏توان در این زمینه برداشت. انسان باید خود را در معرض نسیم الطاف الهی قرار دهد تا از آن بهره‏مند شود. اگر واقعاً استاد خوبی نصیب انسان شود، بسیار سودمند خواهد بود؛ اما اگر دسترسی به استاد نیست، یا انسان اطمینانی ندارد و یا به هر دلیل، شرایط و فرصت آن مهیّا نیست، باید آگاهی خود را بالا ببرد و به آنچه دانسته است، عمل کند. اگر چنین کند، خداوند به تدریج آگاهی‏های او را افزون تر می‏سازد و خلأ استاد را پر می‏کند. در این زمینه، در نامه قبل به توصیه های آیت الله بهجت اشاره کردیم.
پاسخ سؤال سوم:
در مورد این که آیا پروژه ای که در ذهن دارید، ارزش کار کردن دارد یا نه و...، در مورد اصل عمل، بهتر است با اساتید خود مشورت کنید. اما اگر بنا شد این پروژه عملیاتی شود، توصیه می کنیم به عنوان یک مسلمان ایرانی سعی کنید با دقت و سرعت در انجام کار، شما اول کسی باشید که این اختراع را به نام خود ثبت می کنید؛ زیرا این سبب سرافرازی اسلام و مسلمانان و نیز ایرانیان می باشد. قطعاً از لحاظ اقتصادی نیز نفع بیش تر به کسی می رسد که اول بار پروژه ای را عملیاتی کرده باشد و به انجام رسانده باشد؛ هر چند در این زمینه نیز لازم است با اساتید خود در دانشگاه مشورت نمایید.
پاسخ سؤال چهارم:
در نامه قبل گفتیم که بهترین کار برای نزدیک شدن به خدا، انجام واجبات و ترک محرمات است. در این نامه بر مطالب قبلی می افزاییم:
انجام مستحبات در کنار واجبات، انسان را به خداوند نزدیک تر می نماید. در حدیث قدسی آمده است: "هیچ بنده ای به وسیله عملی بهتر و محبوب تر از انجام واجبات (و ترک گناهان و محرمات) به من نزدیک نشده است. بنابراین، انجام واجبات (نماز و روزه و سایر عبادت ها و انفاق مال و صله ارحام و کمک به ضعفا و دستگیری از فقرا) و ترک گناهان و محرمات (گناهان صغیره و کبیره)، محبوب‌ترین عملی است که انسان را به خدا نزدیک می کند. بعد از انجام واجبات و ترک گناهان، کارهای مستحبی است که انسان را به خدا نزدیک می کند.
از این رو، در ادامه حدیث قدسی خداوند می فرماید:
«‌بنده با به جا آوردن کارهای مستحب، به سوی من تقرّب پیدا می کند. با انجام کارهای مستحبی، چنان کمال می یابد و به من تقرّب پیدا می کند‌ که او را دوست دارم (یعنی بنده خدا، محبوب خدا می شود). وقتی کسی محبوب من گشت و او را دوست داشتم، گوش او می شوم که با آن می شنود. چشم او می شوم که با آن می بیند. زبان او می گردم که با آن سخن می گوید. دست او می شوم که با آن می دهد و می گیرد. پای او می شوم که با آن راه می رود. وقتی (چنین بنده‌ای) مرا بخواند، اجابت می کنم. وقتی از من چیزی را درخواست کند، به او خواهم داد». (1)
مفهوم حدیث این است: کسی که همه واجبات را انجام می دهد و از همه گناهان خود را دور می سازد و با کارهای مستحبی به خداوند تقرب می جوید، چشم و گوش و زبان و دست و پا و فکر و اندیشه و بالاخره همه اعضا و جوارح او در مسیری که رضایت و خشنودی خداوند است، تحرک و فعالیت خواهد داشت. هرگز خلاف رضای خدا نمی‌اندیشد و گام برنمی‌دارد. چنین شخصی همه دعاهایش مستجاب است.
مستحبات که بعد از واجبات انسان را به خدا نزدیک می کند، بسیار است. توان و طاقت و عمر انسان، محدود و کوتاه است. پس در میان مستحبات باید محبوب‌ترین و با فضیلت‌ترین مستحبات را شناسایی کرد و آن ها را انتخاب نمود.
در اسلام به پاره ای از عبادات و مستحبات بیش تر تأکید شده است، مانند: قرائت قرآن، نماز شب و شب زنده داری، انجام نوافل روزانه، مناجات با خدا و راز و نیاز با او در دل شب، مقیّد بودن به خواندن نمازهای واجب در اول وقت ، همواره با وضو بودن، رعایت آداب و سنت ها در عبادات، تعقیبات نماز، شرکت در نماز جمعه و جماعات، سه روز روزه در هر ماه، زیارت اولیا، توسل به امامان، صله رحم، ذکر خدا و صلوات بر محمد و آل محمد، انتظار فرج امام زمان - علیه السلام - و عمل کردن به آنچه لازمه منتظر واقعی است، تولی و تبری و دوستی و دشمنی برای خدا.

پی نوشت:
1. الكافي، ثقة الإسلام الكليني، دار الكتب الإسلامية، طهران، 1365 ه. ش، ج 2، ص 352، ح 7 .