پرسش 1:
.لطفا سير مطالعاتي پيرامون مهدويت و وظيفه منتظران در عصر غيبت معرفي کنيد. (ترجيحا کتاب هايي با نگارش جذاب براي نوجوانان)

پاسخ:
به نام خدا
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با مركز ملي پاسخگويي به سوالات ديني

کتاب هايي متعددي در باره امام زمان تاليف وسامان يافته اند که به بعضي اشاره مي شود. مي توانيد آنها در سير مطالعاتي خويش قرار دهيد.
1.دادگستر جهان، ابراهيم اميني .
2.جهانگشاي عادل، سيد جمال الدين دين پرور.
3.قيام و انقلاب مهدي از ديدگاه فلسفه تاريخ، شهيد مرتضي مطهري .
4.در انتظار خورشيد ولايت، عبدالرحمن انصاري .
5.چشم اندازي به حکومت مهدي، نجم الدين طبرسي
6.مهدي انقلابي بزرگ، ناصر مکارم شيرازي .
7.امامت ومهدويت، لطف الله صافي.
8.روز گاري رهاي، سليمان کتاني.
9.راه مهدي، سيد رضا صدر .
10. تاريخ عصر غيبت، آقايي، جباري، عاشوري وحکيم.
11.امام مهدي، محمد باقر صدر .
12.از ولادت تا ظهور، کاظم قزويني، ترجمه فريدني.
13.خورشيد مغرب، محمد رضا حکيمي .
14.در فجر ساحل، محمد حکيمي.

پرسش 2:
مهدويت
شرح : بسم الله الرحمن الرحيم با تشکر از لطف و توجه و دقت در پاسخگويي به سوالات گذشته 1.منظور از دين داري امروزي،حفظ روح و جان و عمل به دين در فضا و شرايط کنوني جامعه است.بهترين راه براي جذب افراد به حضرت باري تعالي،پيامبر و ائمه در دنيايي که اکثرا به فکر همين جا و زمان حالند چيست؟ به زبان ساده چطور ميتوان خوب بود؟خوب ماند؟و اي حالات را به بقيه انتقال داد؟
پاسخ:
####
از اينكه تحت تأثير عقايد بيگانه و جوامع غير اسلامي قرار نگرفته و در دنياي مادي و اجتماعي امروز، در فكر اصلاح خويش از رذايل اخلاقي هستيد و دوست داريد به ديگران انتقال دهيد، بسيار خوشحاليم و سزاوار هزاران آفرين هستيد.
با توجه به دغدغه اتان، توجه به نکات زير خالي از لطف نيست :
1)دين؛ مجموعه باورها درباره نظام هستي و ارزش هاي مبتني بر اين باورهاست. گستره اين باورها که ارزش هايي را به دنبال دارد، متشکّل از يک منظومه فکري و رفتاري است که پر و بال آن بر تماميّت انسان و همه وجود او سايه مي‏گستراند. تمامي افکار و اعمال او را در جزئي‏ترين موقعيت‏ها به تسخير خود در مي‏آورد. يک سيستم فکري است که مسلمان خود را دائما در آن احساس مي‏کند. نور اين منظومه فکري را در همه عرصه‏هائي که با آن مواجه مي‏شود، پرتو افکن مي‏بيند. تمام زواياي حيات فکري و زندگي عملي او را در بر مي‏گيرد. اين چارچوب فکري، با سرشت و شالوده وجود او هماهنگ است.اگر مجموعه تعاليم ديني را به هرمي تشبيه کنيم، رأس اين هرم را "جهان‏بيني" تشکيل مي‏دهد.
2)دين داري فرع بر دين شناسي است. کسي که شناخت از دين ندارد، چه بسا به انحراف کشيده شود و به بيراهه رود. امام صادق (ع) مي فرمايد: "ألْعَامِلُ عَلَى غَيْرِ بَصِيرَةٍ كَالسَّائِرِ عَلَى غَيْرِ الطَّرِيقِ وَ لَا يَزِيدُهُ سُرْعَةُ السَّيْرِ مِنَ‏ الطَّرِيقِ‏ إِلَّا بُعْدا."(1) کسي که بدون بصيرت عملي انجام دهد، مانند کسي است که در جهت اصلي گام برنداشته باشد. سرعت سير او هر چه بيش تر باشد، او را از مقصد دورتر مي‌سازد.
اگر دين داري با دين شناسي همراه نباشد، خطر افتادن به افراط و تفريط وجود دارد. متاسفانه خوارج نهروان با اين که مردمي عبادت پيشه و متمسک بودند و شب ها را به عبادت مي گذراندند، به دليل جهل و ناداني وکج فهمي با امام در افتادند. در شناخت وظيفه دچار مشکل شدند. نتوانستند ميان ظاهر(يعني خط و جلد قرآن) و معني آن جدايي قائل شوند، از اين رو ابزار و آلت دست زيرک ها قرار گرفتند.
البته دين شناسي نيز بدون دين داري،‌کارايي ندارد. شناخت و معرفتي ارزشمند است که مقدمه عمل باشد. شناخت خدا و پيامبر و احکام الهي، تنها مسئوليت انسان را سنگين تر مي کند. علم و عمل بايد توام باشد. يادگيري و عمل کردنمان، مقدمه اي براي ياد دادن به ديگران است.
3)آيين مسلماني و دينداري مراحلي دارد؛ مرحله اوّل آن همان ايمان به توحيد خداوند و نبوّت پيامبر اسلام است که دو جمله «شهادتين» معرّف آن است. مراحل بعدي عمل به دستورات و قوانين اسلامي است . آنچه مايه سعادت جاويدان است، عقيده و ايمان همراه با عمل است. بنابراين شخصي که اقرار به توحيد و نبوّت پيامبر اسلام مي‏کند، ولي اعمال و رفتار او با مقررات اسلام تطبيق نمي‏کند، تنها احکام اجتماعي اسلام در حق او جاري است، نه اينکه يک مسلمان راستين و سعادتمند و اهل نجات باشد. خوارج هر چند اهل نماز و عبادت بودند اما در برابر امام زمان خود ايستادند که نشان دهنده انحراف فکري آن ها است. بنابراين دينداري به عبادت کردن نيست، بلکه علاوه بر عبادت، التزام به همه مباني ديني و پيروي از خدا و پيامبر و اولياي الهي را نيز لازم دارد.
4)از ميان راه هاى گوناگون، يک راه بهترين و کارآمدترين است. براى رسيدن به اين راه لازم است بدانيد که "آن چه براى انسان از آب و هوا و غذا مهم تر و ضرورى تر است،‌ عنصر آگاهى است". منظور از آگاهى اين است که انسان در تمام حالات خود بداند که مشغول چه کارى است و براى چه مشغول آن است.
متأسفانه در ابعاد بسياري نسبت به افراد بسياري اين موضوع يک حقيقت است که بسياري از ما در انجام وظايف ديني به روح و حقيقت آن توجهي نداريم. تنها به شکل نمادين و بر اساس عادت به اعمال ديني مبادرت مي ورزيم. از آن جا که حقيقت و ثمرات اين رفتارها در خصوص انجام کامل و صحيح اين اعمال حاصل مي شود، هم خودمان و هم جامعه ما از نتايج و آثار اين اعمال تربيتي تا حد زيادي بي نصيب مي مانيم.
به علاوه نبودن پايه هاي درست و روشنِ فکري و عقلاني در زيرساخت ديانت بسياري از ما، عامل بي توجهي به ابعاد مهمي از دين مانند اخلاقيات و امور اجتماعي و تربيتي شده است.
مهم ترين کاري که مي توان براي بهبود اين وضعيت انجام داد ، اين است که در بهبود فکري و رفتاري مان بکوشيم. تلاش کنيم که اصلاح جامعه را از تغيير در رفتارهاي دين خود به وجود آوريم. لااقل در محيط زندگي مان نمونه موفقي از يک مسلمان معتقد و اخلاقي و درستکار و در عين حال موفق و تلاشگر در ابعاد مختلف اجتماعي باشيم.
5)اين که مي فرماييد: «چگونه اين حالات را به بقيه انتقال داد؟.» صفت پسنديده اي است و به نوعي برگرفته از برخي صفات ممتاز پيامبر اعظم(ص) مي باشد چرا که آن حضرت به فرموده قرآن اين گونه بوده اند:"لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزيزٌ عَلَيْهِ ما عَنِتُّمْ حَريصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنينَ رَؤُفٌ رَحيمٌ."(2) به يقين، رسولى از خود شما بسوي تان آمد كه رنج هاى شما بر او سخت است و اصرار بر هدايت شما دارد و نسبت به مؤمنان، رئوف و مهربان است! «حرص» در لغت به معنى شدت علاقه به چيزى است و در آيه اشاره به اين دارد که پيامبر اسلام(ص) به هر گونه خير و سعادت و به هر گونه پيشرفت و ترقى و خوشبختي مردم عشق مى‏ورزيد. اگر شما نيز اين گونه احساسي نسبت به مردم داريد و در حد وُسع و توان خود آنان را هدايت مي کنيد، جاي بسي خوشحالي است ولي اگر حرص شما براي هدايت ديگران باعث گرديده که از خود غافل بمانيد و عالم بي عمل گرديد در اين صورت ابتدا بايد در پي هدايت خود باشيد و در اين مسير گام برداريد. زيرا وظيفه اي که شما در قبال ديگران داريد، پيش از آنها متوجه خود شماست و از طرف ديگر اگر خودتان به گفته هاي خود عمل نکنيد، عالم بي عمل مي شويد و گفته هاي تان کم اثر بلکه بي اثر خواهد بود و عمق و اثرگذاري طولاني نخواهد داشت.
نکته پاياني: اشکال عمده مردم نداشتن اراده در عمل به داشته هاست. بديهي است که دين مانند نسخه شفابخشي است که با عمل به آن موثر و مفيد است. بهترين راه براي انتقال معارف به ديگران، عمل ماست نه زبان.
پيامبر خدا(ص) فرمودند:" لَاقَوْلَ‏ إِلَّا بِعَمَلٍ‏، وَ لَا قَوْلَ وَ لَا عَمَلَ إِلَّا بِنِيَّةٍ، وَ لَا قَوْلَ وَ لَا عَمَلَ وَ لَا نِيَّةَ إِلَّا بِإِصَابَةِ السُّنَّة."(3)
پي‌نوشت‌ها:
1. مجلسي، محمدباقربن محمد تقي، بحارالانوار(ط-بيروت)ج1ص206، دار احياء التراث العربي،چاپ دوم، 1403ق.
2.توبه(9)آيه128.
3. کليني، محمدبن يعقوب بن اسحاق،کافي(ط-دارالحديث)، ج1،ص175، دارالحديث، چاپ اول،قم1429ق.

پرسش 3:
لطفا چند استاد اخلاق در حوزه خواهران اهواز و بطور کلي در شهر اهواز معرفي کنيد. در پناه حق.........
پاسخ:

خواهر محترم! متأسفانه ما اطلاعي در اين زمينه نداريم شما مي توانيد به خود حوز? خواهران يا به دفتر امام جمع? شهر مراجعه نمائيد.
موفق باشيد