امام رضا عليه السلام :

پشت سر آدم فاجر(فاسق) نماز نخوان ، اقتدا فقط بر شخص اهل ولايت اهل بيت عصمت و طهارت جايز است

با توجه به این حدیث چگونه جایز است پشت سر دشمنان اهل بیت(سلفی ها و وهابیون و مفتی ها عربستان) نماز خواند.

پرسشگر گرامی باسلام و سپاس از ارتباطتان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
يكي از دستورات مهم اسلام اقامه نماز است كه انجام آن آثار فراواني براي فرد و جامعه در بر دارد و جامعه را از گناه و فساد پاك مي كند. از سويي اسلام براي انسجام و اجتماع امت اسلامي در كنار يكديگر ارزش خاصي قائل مي باشد و همواره نسبت به عباداتي كه جنبه اجتماعي و عبادی دارد تاكيد و اصرار ورزيده است، اجتماع مسلمانان در مراسم حج، نماز جمعه و جماعات از راه كارهاي بسيار باارزشي است كه در اسلام همواره به آن توصيه شده است. وقتي تمام مسلمانان با هر گرايش و مذهبي در اين مراسم و آداب اسلامي در كنار يكديگر قرار گيرند، عظمت اسلام و مسلمانان براي دشمن ثابت مي شود و قدرت تجاوز و حمله را به خود نمي دهد. اما اگر دشمن احساس كند كه مسلمانان با مذاهب و گرايش هاي گوناگون، در برابر يكديگرند و به جاي شركت در آداب و مراسم اسلامي هر كدام يك اجتماع و به صورت پراكنده برگزار مي نمايند. از اين پراكندگي استفاده مي كند و افزون بر ايجاد اختلاف بيشتر و درگيري بين آنان، قدرت حمله و هجمه را پيدا مي كند. متاسفانه علماي مذاهب در طول تاريخ نسبت به اجتماع پيروان مذاهب در نماز جماعت يكديگر با مشكلاتي روبرو بوده اند. و براي پيروان خود دلايل شركت يا عدم شركت را به خوبي بيان نكرده اند. گرچه مذاهب فقهي نظير: شافعي، حنفي، مالكي و حنبلي و شيعه داراي اختلافات فقهي و اعتقادي مي باشند ولي آيا اين اختلافات موجب عدم شركت در نمازهاي جمعه و جماعت يكديگر مي شود؟ تاريخ گواه اين واقعيت است كه گاهي پيروان مذاهب در مقطعي از تاريخ به يكديگر اقتدا مي كردند و در نماز جماعت شركت مي كردند و گاه مخالفت نموده و خود نماز جماعت تشكيل مي دادند به طور نمونه در مسجد الحرام در گذشته هر مذهبي در يكي از اركان خانه كعبه نماز جماعت تشكيل مي دادند. ولي امروز يك نماز جماعت برگزار مي شود. و مذاهب ديگر به يك امام جماعت اقتدا مي كنند گرچه از نظر فقهي با او مخالفت دارند . اين اجتماع آثار بسيار مطلوبي در جهان دارد، زيرا تمام مذاهب با گرايش هاي گوناگون، يكي دست بسته نماز مي خواند و ديگري دست باز يكي بر فرش سجده مي كند و ديگري بر سنگ، همه اين­ها عظت مسلمانان را به نمايش مي گذارد. بزرگان مذاهب در سفرهاي خود به مناطقي كه پيروان مذهب ديگر در اكثريت بوده اند در نماز جماعت آنان شركت نموده و خود نماز جماعت تشكيل نمي دادند.
چنان كه امروز پيروان مذاهب امام صادق(ع) به هر كشوري كه مي روند و در آنجا اكثریت از مذاهب ديگر مي باشند در نماز جماعت شركت مي كنند نظير جماعت هاي مكه و مدينه. قهرا اسلام و عقل و عقلا چنين روشي را تاييد مي كند زيرا جدا شدن از اجتماع و انسجام بويژه در مراسم و آداب اسلامي پسنديده نيست. بلكه موجب پراكندگي و دشمني مي گردد از اين رو انتظار اين است كه تمام مذاهب اين گونه عمل نمايند گرچه برادران اهل سنت شافعي مذهب در جماعت هاي مذاهب ديگر مانند شيعه و حنفي شركت مي كنند و پيروان مذهب حنفي نيز در نمازهاي جمعه شيعه كه در تهران يا قم يا استان هاي ديگري كه حنفي ها نماز جمعه و جماعت ندارند شركت مي كنند. بارها ديده شده كه اهل سنت از سيستان و بلوچستان در اردوهايي كه به استان هاي ديگر مي روند در نماز جمعه شركت مي كنند و به امام جمعه شيعه اقتدا مي كنند، از اين رو شايسته است كه اين روش در سطح عمومي تر انجام شود. چنان كه علماي اهل سنت چابهار در سفر مقام معظم رهبري به آن استان در نماز جماعت شركت كردند روشن است كه اين نوع شركت در نماز جماعت نه تنها موجب تضعيف مذهب نمي شود بلكه مايه عظت، احترام و شكوه مراسم عبادي مسلمانان و سبب انسجام و اتحاد بيشتر مي گردد و دشمن نمي تواند سوءاستفاده نمايد. بنابراين شايسته است كه پيروان مذاهب اسلامي مسايل اختلافي جزئي را كنار بگذارند چون اختلافات در مسايل جزئي و فرعي است از اين رو نبايد مسايل جزئي را در ايجاد اختلاف و پراكندگي دخالت دهند. (1)
به همین خاطر است که اتفاقا در روایات بسیاری نیز این مسئله ، مورد تأکید قرار گرفته است و ائمه علیهم السلام حضور شیعیان در جماعات اهل سنت را تجویز کرده بلکه تشویق نموده اند.
دسته اول
رواياتي وجود دارد كه بر همزيستي مسالمت آميز با اهل سنت تاكيد مي كند. در اين روايات بر مواردي چون: حضور در نماز جماعت اهل سنت، عيادت از مرضاي ايشان، شركت در تشييع جنازة مردگان ايشان، و ... تاكيد شده است. يكي از اين روايات را مـرور مي كنيم:
عَنْ هِشَامٍ الْكِنْدِيِّ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام يَقُولُ: إِيَّاكُمْ أَنْ تَعْمَلُوا عَمَلًا نُعَيَّرُ بِهِ فَإِنَّ وَلَدَ السَّوْءِ يُعَيَّرُ وَالِدُهُ بِعَمَلِهِ كُونُوا لِمَنِ انْقَطَعْتُمْ إِلَيْهِ زَيْناً وَلَا تَكُونُوا عَلَيْهِ شَيْناً صَلُّوا فِي عَشَائِرِهِمْ وَعُودُوا مَرْضَاهُمْ وَاشْهَدُوا جَنَائِزَهُمْ وَلَا يَسْبِقُونَكُمْ إِلَي شَيْ‏ءٍ مِنَ الْخَيْرِ فَأَنْتُمْ أَوْلَي بِهِ مِنْهُمْ وَاللَّهِ مَا عُبِدَ اللَّهُ بِشَيْ‏ءٍ أَحَبَّ إِلَيْهِ مِنَ الْخَبْ‏ءِ قُلْتُ وَمَا الْخَبْ‏ءُ قَالَ التَّقِيَّة.(2)
هشام كندي گويد: شنيدم امام صادق عليه السلام مي‌فرمود: بپرهيزيد از كاري كه با آن كار ما سرزنش مي شويم. همانا فرزند بد با كار بدش، پدر خويش را در معرض سرزنش قرار مي‌دهد. براي كسي كه از شما بريده زينت و مايه افتخار باشيد، نه ننگ و مايه سرزنش. با آن ها در ميان قبيله‌ هايشان نماز بگزاريد، مريضان آن ها را عيادت كنيد و در تشييع جنازه مردگانشان حضور يابيد. آنان نبايد در كارهاي نيك بر شما پيشي بگيرند؛ زيرا شما به كارهاي نيك سزاوارتريد. سوگند به خدا، پروردگار به چيزي بهتر از «خبأ» پرستيده نشد. پرسيدند: «خبأ» چيست؟ فرمود: «تقيه».
حضرت امام خميني قدس سره در دلالت اين روايت مي فرمايد:
فإن الظاهر منها الترغيب علي العمل بطبق آرائهم و أهوائهم و إتيان الصلاة في عشائرهم و كذا سائر الخيرات، مع ان الإتيان في عشائرهم و بمحضر منهم مستلزم لترك بعض الاجزاء و الشرائط و فعل بعض الموانع و تذييلها بقوله: و اللَّه ما عبد اللَّه بشي‏ء (إلخ) لدفع استبعاد الشيعة من صحة العمل المخالف للواقع فقال: ان ذلك أحب العبادات و أحسنها.(3)
اين روايت، در مقامِ تشويق و ترغيب انجام عمل بر طبق نظريات اهل سنت و خواندن نماز در مساجد ايشان ظهور دارد. و بي‏شک خواندن نماز در مساجد آن ها مستلزم ترک برخي از اجزا و يا شرايط و يا انجام برخي از موانع است. با اين وصف حضرت به خاطر دفع استبعاد صحت عملي كه مخالف با واقع است، فرموده: اين عمل بهترين عبادت است.
دسته دوم
دسته دوم رواياتي است كه بر حضور در نمازهاي جماعت اهل سنت به ويژه در صف اول نماز تاكيد كرده است. البته اين روايات منحصر به يك و يا چند روايت نيست، بلكه به قول محدث بحراني: «روايات دربارة استحباب حضور در جماعت اهل سنت در حد مستفيض است».(4) ما از بين آن ها به پنج مورد اشاره مي كنيم:
1. روايت حماد بن عثمان
عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ قَالَ: مَنْ صَلَّي مَعَهُمْ فِي الصَّفِّ الْأَوَّلِ كَانَ كَمَنْ صَلَّي خَلْفَ رَسُولِ اللَّهِ ص فِي الصَّفِّ الْأَوَّل.(5)
هرکس با اهل سنت، در صف اول آن ها نماز بگزارد، مانند کسي است که پشت سر رسول اللّه‏ صلي ‏الله‏ عليه ‏و ‏آله و سلم، در صف اول نماز گزارده است.
حضرت امام خميني دلالت روايت را بر مدعي چنين روشن مي سازد:
و لا ريب ان الصلاة معه صحيحة ذات فضيلة جمة فكذلك الصلاة معهم حال التقية.(6)
و بي شك نماز به همراه پيامبر صحيح است و فضيلت فراواني دارد، پس نماز با اهل سنت در حال تقيه همين گونه است.
2. روايت حفص بن البختري
عَنْ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: يُحْسَبُ لَكَ إِذَا دَخَلْتَ مَعَهُمْ وَإِنْ كُنْتَ لَا تَقْتَدِي بِهِمْ مِثْلَ مَا يُحْسَبُ لَكَ إِذَا كُنْتَ مَعَ مَنْ يُقْتَدَي بِه‏.(7)
امام صادق عليه‏السلام فرمود :اگر با اهل سنت وارد نماز شوي، گرچه به آنان اقتدا نکني، همان اندازه فضيلت براي تو نوشته مي‏شود که پشت سر کسي که اقتدا به او صحيح است نماز گزارده باشي!
ميرزاي قمي نيز با بيان اين كه شركت در نماز جماعت اهل سنت استحباب فراواني دارد، به اين روايات تمسك جسته است.(8)
3. روايت اسحاق بن عمار
عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام: يَا إِسْحَاقُ أَ تُصَلِّي مَعَهُمْ فِي الْمَسْجِدِ قُلْتُ نَعَمْ قَالَ صَلِّ مَعَهُمْ فَإِنَّ الْمُصَلِّيَ مَعَهُمْ فِي الصَّفِّ الْأَوَّلِ كَالشَّاهِرِ سَيْفَهُ فِي سَبِيلِ اللَّه‏.(9)
اسحاق بن عمار گويد: امام صادق عليه‏ السلام به من فرمود: آيا با اهل سنت در مسجد نماز مي‏خواني؟ عرض کردم بله، فرمود: با آنان نماز بخوان؛ زيرا نماز خواندن با آنان در صف اوّل، مانند کسي است که شمشيرش را در راه خدا تيز کرده باشد.
4. روايت علي بن جعفر
عَلِيُّ بْنُ جَعْفَرٍ فِي كِتَابِهِ عَنْ أَخِيهِ مُوسَي بْنِ جَعْفَرٍ ع قَالَ: صَلَّي حَسَنٌ وَحُسَيْنٌ خَلْفَ مَرْوَانَ وَنَحْنُ نُصَلِّي مَعَهُم‏.(10)
علي‏بن جعفر در کتاب خود از برادرش امام موسي کاظم عليه ‏السلام نقل مي‏کند که آن حضرت فرمود: امام حسن و امام حسين عليهما السلام پشت سر مروان نماز خوانده‏اند و ما نيز با آنها نماز مي‏خوانيم.
جالب اين كه علامه مجلسي از نوادر راوندي همين روايت را نقل كرده و آخر آن چنين آمده است:
«از يكي از آن دو (امام حسن و امام حسين) پرسيدند آيا پدر شما (حضرت علي ع) هنگامي كه به خانه مي آمد نمازش را اعاده مي كرد؟ و ايشان در جواب فرمودهاند: نه، قسم به خدا، بيش از يك نماز نمي خواند».(11)
علامه حلي نيز از اهل سنت اين روايت را نقل نموده و آخر سر چنين آورده است: «و لم ينقل عنهما الإعادة»، يعني آن ها با مروان نماز خوانده اند و اعاده كردنشان نقل نشده است.(12)
5. روايت سماعه
عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ سَأَلْتُهُ عَنْ مُنَاكَحَتِهِمْ وَالصَّلَاةِ خَلْفَهُمْ فَقَالَ: هَذَا أَمْرٌ شَدِيدٌ لَنْ تَسْتَطِيعُوا ذَاكَ قَدْ أَنْكَحَ رَسُولُ اللَّهِ صلي الله عليه و آله و سلم وَصَلَّي عَلِيٌّ عليه السلام وَرَاءَهُم‏.(13)
سماعه گويد: از امام عليه ‏السلام درباره ازدواج و نماز خواندن پشت سر اهل سنت پرسيدم، فرمود: اين كار سختي است و شما نمي توانيد آن را انجام دهيد، ‌‍[در هر حال كار جايزي است؛ چون] پيامبر خدا صلي ‏الله‏ عليه ‏و‏ آله و سلم با زنان اهل سنت ازدواج کرده و علي عليه‏ السلام پشت سر آن ها نماز خوانده است.
دسته سوم
رواياتي كه براي كسي كه نماز را به صورت فرادي خوانده و مي خواهد در جماعت اهل سنت نيز شركت كند و با آنان نيز بخواند ثواب زيادي معرفي كرده است.
عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ قَالَ مَا مِنْ عَبْدٍ يُصَلِّي فِي الْوَقْتِ وَيَفْرُغُ ثُمَّ يَأْتِيهِمْ وَيُصَلِّي مَعَهُمْ وَهُوَ عَلَي وُضُوءٍ إِلَّا كَتَبَ اللَّهُ لَهُ خَمْساً وَعِشْرِينَ دَرَجَة.(14)
از عبدالله بن سنان نقل شده كه حضرت امام صادق عليه‏السلام ‏فرمودند: هيچ بنده‏اي نيست. مگر اينکه نمازش را در وقت مي‏خواند، سپس در حالي که وضو دارد، با اهل سنت در نماز جماعت شرکت مي‏کند، خداوند براي وي بيست و پنج درجه مي‏نويسد.
دسته چهارم
رواياتي كه دلالت دارد بر اين كه هر كس تقيه را شعار خود قرار ندهد از ما امامان نيست.
قَالَ سَيِّدُنَا الصَّادِقُ عليه السلام: عَلَيْكُمْ بِالتَّقِيَّةِ فَإِنَّهُ لَيْسَ مِنَّا مَنْ لَمْ يَجْعَلْهَا شِعَارَهُ وَدِثَارَهُ مَعَ مَنْ يَأْمَنُهُ لِتَكُونَ سَجِيَّتَهُ مَعَ مَنْ يَحْذَرُه‏.(15)
آقايمان حضرت صادق عليه ‏السلام ‏فرمودند: تقيه بر شما لازم است؛ زيرا از ما نيست کسي که در هر حال (چه در امنيت و چه هنگام خوف) تقيه را شعار و دثار خود قرار ندهد.
نكتة آخر عبارت حضـرت بسيار جــالب توجه است. حضـرت در اين روايت تاكيد مي كند كه بايستي شيعيان در هر حال تقيه را رعايت كنند، حتي در حال امنيت و عدم خوف نيز بايد تقيه كنند؛ چرا كه با اين تكرار، تقيه به عنوان سجيه و خلق و خوي آن ها بشود، تا در موقع مناسب يعني هنگام خوف و ترس نيز آن را بكار بندند. (16)
پی نوشت:
1. http://www.mazaheb.com/index.php?option=com_content&view=article&id=1140...
2. وسائل الشيعة، ج‏16، ص219.
3. الرسائل، ج‏2، ص 195.
4. "قد استفاضت الأخبار بأنه يستحب حضور جماعة المخالفين استحبابا مؤكدا": الحدائق الناضرة، ج‏11، ص71.
5. وسائل الشيعة، ج‏8، ص299.
6. الرسائل، ج‏2، ص198.
7. وسائل الشيعة، ج‏8، ص299.
8. "يستحبّ حضور جماعة أهل الخلاف استحباباً مؤكّدا": غنائم الأيام، ج‏3، ص158.
9. وسائل الشيعة، ج‏8، ص301.
10. وسائل الشيعة، ج‏8، ص301.
11. "كَانَ الْحَسَنُ وَالْحُسَيْنُ ع يُصَلِّيَانِ خَلْفَ مَرْوَانَ بْنِ الْحَكَمِ فَقَالُوا لِأَحَدِهِمَا مَا كَانَ أَبُوكَ يُصَلِّي إِذَا رَجَعَ إِلَي الْبَيْتِ فَقَالَ لَا وَاللَّهِ مَا كَانَ يَزِيدُ عَلَي صَلَاة". بحار الأنوار، ج‏85، ص92.
12. منتهي المطلب في تحقيق المذهب ، ج‏6، ص293.
13. وسائل الشيعة، ج‏8، ص301.
14. وسائل الشيعة، ج‏8، ص302 .
15. وسائل الشيعة، ج‏16، ص212.
16. مطالب پاورقی 2 به بعد از اکبر ساجدی ، تقیه مداراتی (http://hajj.ir/hadjwebui/library/wfviewbookpage.aspx?bookid=1459)