بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم
بنده جوانی 20 ساله مجرد هستم. و از محضر حضرتعالی درخواست مشاوره برای مسائلم دارم که شرح آنها در زیر می آید:
پیشاپیش از شیوه نگارش متن از شما عذر خواهی میکنم.
عرض به حضورتان که بنده با این که جوانی هستم به ظاهر مذهبی و اطرافیانم حزب اللهی خطابم می کنند، ولی خودم از احوالات خودم خبر دارم و می دانم چه مشکلاتی دارم.
از اخلاقم بگویم که با دوستان که هستم خوش و بش و خنده مان برجاست ولی هنگام حضور در خانواده کج خلقی می کنم.
از نمازم بگویم که با اینکه همیشه سعی می کنم نماز های ظهر و عصر و مغرب و عشا را به جماعت ادا کنم ولی نمی دانم چرا نماز صبح هایم قضا می شوند.
روح عبادات هم که حضور قلب خیلی به ندرت دارم.تقریبا در انجام فرایض حضور قلب ندارم جز اندکی.
این را هم بگویم که در زندگی مدیریت زمان ندارم و همینطور برنامه ریزی مدوّن و از این قضیه بشدت ناراحتم ولی نمی دانم چطور برنامه ریزی داشته باشم.
سست همت هم هستم.
و در یک کلام همیشه خودم را سرزنش می کنم و می گویم که امام (ع) فرمود : «کونوا لنا زینا و لا تکونوا لنا شینا» و من دقیقا مصداق عبارت دوم روایت هستم. و همیشه شرمنده حضرت صاحب الزمان عج هستم.
لطفا مرا راهنمایی فرمایید.
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با مركز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
احساس گناه، خودسرزنشي، ناراحتي بيش از حد و ... بيش از آن كه نشات گرفته از روح ايمان شما باشد ،ريشه در برخي روحيات وسواس گونه دارد.
در برخي موارد افراد مبتلا به وسواس فكري به صورت وسواس گونه به مسائل مذهبي و غير مذهبي خود مي نگرند و آن را به اشتباه به انتظارات دين از بشر ربط مي دهند. افراد مبتلا به وسواس فكري دائما به نشخوار ناخواسته و تكرار شونده افكار مزاحم مي پردازند و ذهن خود را از این طریق فرسوده مي سازند . فرسودگي ذهني به روحيات افسرده وار در آنان مي انجامد. كج خلقي و پرخاشگري كلامي و غير كلامي، آن روي سكه افسردگي خفيف يا متوسط شما مي باشد .اختلال در خواب و سنگيني خواب در زمان اداي نماز صبح نيز احتمالا در رگه هاي افسردگي احتمالي شما ريشه دارد .خودسرزنشي افراطي نيز يكي از نشانه هاي روحيات افسرده وار مي باشد.
هر چند دين از شما انتظار دارد كه هنگام نماز حضور قلب داشته باشید، ولي اين امر صد در صد مستحب و غير واجب است. حضور قلب با وسواس فكري و ذهن مشغولي ناشي از آن در تضاد كامل مي باشد. اگر كسي به هر دليلي از وسواس فكري در رنج بود، نبايد خود را به اين نحو (به خاطر نداشتن حضور قلب) اذيت كند . با كاهش اضطراب و وسواس فكري خود راحت تر مي توانيد به تمركز و حضور قلب در نماز (به عنوان يك فضيلت نه يك فريضه ) دست يابید.
البته به اين معنا نيست كه احتمال وجود وسواس فكري در شما صددرصد است يا اين كه در شما شدت دارد ،بلكه به اين معنا است که افكار مزاحم و آزار دهنده در بستر وسواس فكري احتمالي رشد يافته است.
كمال گرايي منفي يا كمال زدگي يكي از ويژگي هاي افراد مبتلا به وسواس فكري مي باشد. افراد كمال گراي منفي معمولا به كم تر از كمال هر چيزي رضايت نمي دهند .همواره با تراشيدن ملاك ها و استانداردهاي سختگيرانه سعي در ناديده گرفتن ارزش رفتارهاي مثبت خود می نمایند.
كمال گرايي منفي باعث شده از كنار بسياري از موفقيت هاي نسبي خود گذر كنيد .آن ها را با بي مهري به گوشه اي بيفكنيد. بديهي است عدم دريافت باز خورد مثبت از رفتارهاي مذهبي و غير مذهبي سهم بسزايي در نقصان خودپنداره مثبت دارد. اعتماد به نفس پايين باعث مي گردد به راحتي در برابر مسائلي همچون قضاي نماز صبح تسليم گرديد . صرفا به خودخوري روي آوريد. رويكرد شما به مقوله مديريت زمان به احتمال زياد رويكردي وسواس گونه و كمال گرايانه است. برنامه ريزي هاي شما بسيار ايده آل نگرانه و دور از واقعيت هاي زندگي فردي و اجتماعي مي باشد. چه بسا برنامه ريزي نصفه و نيمه و غير كمال گرايانه براي شما نمره صد از صد داشته باشد ،ولي به آن از صد، نمره صفر مي دهيد!
از نظر بنده به عنوان دانش آموخته حوزه علميه براي يك فرد مومن معمولي همین كه در حد خود براي رشد معنوي بكوشيم ،رضايت صد در صدی خداوند را به همراه دارد . به عنوان يك فرد كاملا معمولي همچون بنده نبايد آن قدر بر خود سخت بگيريد تا اين كه بعد از مدتي از اصل دينداري و دين ورزي توبه نماييد!
وسواس فكري ريشه در وسوسه شيطان دارد. ابلیس مي كوشد تا از طريق القای افكار منفي و نااميد كننده شما را از تداوم دينداري تان دلزده و مايوس نمايد.
اگر شاهد رگه هايي از اضطراب و وسواس فكري در خود هستيد، به يك روان شناس باليني مراجعه نماييد يا اين كه با مطالعه كتاب و مقالات مرتبط با موضوعات اضطراب، وسواس فكري، افسردگي، كمال گرايي و ... سعي در تعديل روحيات خود نماييد.






