با سلام
سوال بنده در مورد ابهامی است که برای بنده در مورد آیه ی 52 سوره احزاب به وجود آمده است:
اینکه خداوند پس از آن همه ی زنان را بر پیامبر حرام می دانند به جز کنیزانیکه ایشان مالک شده اند.
دلیل اینکه کسی که مالک کنیزی می شود بر او حلال می شود چیست؟
ببخشید اگر سوال بنده بی مورد است اما این ابهامی بود که برای بنده پیش آمده بود که دوست دارم جواب آن را بدانم.
با تشکر.

به نام خدا
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با مركز ملي پاسخگويي به سوالات ديني

بازگشت این سوال شما به اصل مسئله برده و کنیز داری و مشروعیت این کار است که در این باره باید بگوییم که مسئله کنیز و برده داری مسأله ای نیست که اسلام آنرا تأسیس نموده باشد بلکه قرن ها قبل از اسلام این مسئله وجود داشته و اسلام در حالى ظهور کرد که مسئله برده داری سراسر جهان را فرا گرفته و با تار و پود جوامع بشرى آمیخته بود.
روشن است که اگر نظام غلطى در بافت جامعه اى وارد شود ریشه کن کردن آن احتیاج به زمان دارد، و هر حرکت حساب نشده ای نتیجه معکوسى خواهد داشت، درست همانند انسانى که به یک بیمارى خطرناک مبتلا شده و بیماریش کاملا پیشرفت نموده است، و یا شخص معتادى که ده ها سال به اعتیاد زشت خود خو گرفته، در این گونه موارد حتماً باید از برنامه هاى زمان بندى شده استفاده کرد.
اگر اسلام طبق یک فرمان عمومى دستور می داد همه بردگان موجود در آن زمان را آزاد کنند، چه بسا بیشتر آنها تلف مى شدند؛ زیرا گاه نیمى از جامعه را بردگان تشکیل مى دادند، آنها نه کسب و کار مستقلى داشتند، و نه خانه و کاشانه و وسیله اى براى ادامه زندگى.
اگر در یک روز و یک ساعت معین همه آزاد مى شدند یک جمعیت عظیم بی کار ظاهر مى شد که هم زندگى خودش با خطر مواجه بود و هم ممکن بود نظم جامعه را مختل کند، و به هنگامى که محرومیت به او فشار مى آورد به همه جا حمله ور شود و درگیرى و خونریزى به راه افتد.
از این رو باید تدریجا آزاد شوند، و جذب جامعه گردند، نه جان خودشان به خطر بیفتد، و نه امنیت جامعه را به خطر اندازند، و اسلام درست این برنامه حساب شده را تعقیب کرد.
در یک جمله کوتاه باید گفت که اسلام برنامه دقیق و زمان بندى شده براى آزادى بردگان دارد که سرانجام همه آنها تدریجا آزاد مى‏شوند، بى آن که این آزادى عکس العمل نامطلوبى در جامعه به وجود آورد.
با توجه به مقدمه مذکور درباره مسئله حلال بودن کنیز بر مالک خود، باید بگوییم که بر اساس آموزه های قرآن روابط جنسی انسان تنها در دو قالب مورد تایید شرع اسلام بوده و در غیر این موارد خروج از حیطه شریعت به حساب می آید . این دو قالب هم در سوره مومنون به روشنی بیان شده است ؛ خداوند متعال در آیات ابتدایی این سوره در توصیف مومنان می فرماید :« وَ الَّذينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حافِظُونَ (*)إِلاَّ عَلى‏ أَزْواجِهِمْ أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومينَ (*) فَمَنِ ابْتَغى‏ وَراءَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ العادُونَ (1)
« و آنها كه دامان خود را (از آلوده‏شدن به بى‏عفتى) حفظ مى‏كنند (*) تنها آميزش جنسى با همسران و كنيزانشان دارند، كه در بهره‏گيرى از آنان ملامت نمى‏شوند (*) و كسانى كه غير از اين طريق را طلب كنند، تجاوزگرند! »
چنانکه ملاحظه می نمائید در این آیه مشروعیت ارتباط با همسر و کنیز بیان شده است.
درباره فلسفه حلال بودن کنیز بر مالک خود هم می توان گفت که وضعیت اینگونه زنان از سه حالت خارج نیست: یا باید بعد از إسارات در جنگ به محیط کفر بازگشت داده شوند، یا بدون شوهر همچنان میان مسلمانان بمانند و یا رابطه آن هـا بـا شـوهـران سـابـق قـطـع شـود و در صورت امکان ازدواج نموده یا تحت تکلفل مالک خود بمانند.
صـورت اول بـر خـلاف اصـول سیاسی و تربیتی اسلام است. زیرا از یک سو باعث تشویق و آسوده شدن خیال کفار برای جنگ های بعدی می گردد و از سوی دیگر فرصت هدایت از این زنان گرفته می شود. صورت دوم ظالمانه بوده و برخلاف نیازهای طبیعی هر انسانی است و می تواند منشأ بروز بسیاری از مشکلات اجتماعی و اخلاقی گردد، بنابر این تنها راه همان راه سوم است که فرد به عنوان همسر یک مرد مسلمان یا کنیز او در جامعه اسلامی بماند تا زمینه آشنایی با حقایق معرفتی اسلام و گرویدن به این دین برای او فراهم گردد.
بنابراین شخصی که بعد از جنگ، سرپرستی یک زن اسیر را بر عهده می گیرد، از یک سو، شرعاً موظف به تأمین زندگی عرفی او بوده و از طرف دیگر، ارتباطاتش را زیر نظر داشته و مسئول عملکردهای او است.
روشن است که زنان نیز همانند مردان دارای غریزه جنسی هستند و اگر از راه صحیح این خواسته آنها بر آورده نشود با انجام أعمال نامشروع خواسته خود را دنبال می کنند و این مسئله باعث به فساد کشیده شدن جامعه اسلامی می گردد.
بنابراین معقول ترین راه همین است که کنیز بر مالک خود حلال باشد. البته ناگفته نماند که امکان ازدواج با این زنان هم ممکن است، و مرد مسلمانی که مالک این زن شده است ،می تواند او را آزاد کرده و با او ازدواج نماید، چنان که در بسیاری از موارد همین رفتار با زنان متشخص می شد تا حرمت و جایگاه اجتماعی مناسب خود را دارا باشند.
پی نوشت ها:
1. مؤمنون(23) آیه 5تا7.
2. برای مطالعه تفصیلی مسئله برده داری در اسلام مراجعه شود به کتاب « اسلام و آزادى بردگان‏» تألیف «آیت الله مکارم شیرازی».