آیا میتوانیم در مورد چرایی احکام سوال داشته باشیم؟و این کار درست است یا اشتباه؟لطفا توضیح دهید
به نام خدا
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با مركز ملي پاسخگويي به سوالات ديني
در پاسخ به این پرسش باید گفت نفس طرح سوال در مورد فلسفه احکام دینی بخصوص در امور تعبدی امری مذموم نیست اما با رعایت برخی از نکات و دقت های مهم ؛ در واقع در چنین پرسش هایی همواره باید به برخی تاملات دقیق توجه داشت و آن این که :
اولا دراین قبیل پرسش ها نگاه کارکرد گرایانه و مصلحت محور به دستور دینی و فروع و احکام نگاهی اشتباه و نادرست است؛ تعالیم دینی ما به این حقیقت اشاره کرده اند که اگر چه در پس تمام احکام الهی، مصالح واقعی، نهفته که در راستای سعادت دنیوی و اخروی انسان ها فراهمآمده ، اما برای ما انسان ها تنها دلیل و انگیزه برای رعایت دقیق اعمال عبادی و ضوابط شرعی و فلسفه اصلی و محوری، تجلی یافتن تسلیم بودن در برابر خداوند است ؛ حقیقتی که در برخی روایات حقیقت اسلام خوانده شده :« الاسلام هو التسلیم ؛(1) حقیقت اسلام تسلیم بودن است».
در نتیجه همه آثار و نتایج و ثمراتی که ممکن است بر انجام عبادات و رعایت ضوابط دینی مترتب باشد در یک طرف قرار می گیرد ولی هدف و فلسفه اصلی ومحوری متجلی شدن روح تعبد و تسلیم انسان در برابر خداوند متعال است.
امام علی علیه السلام همین حقیقت را در قالب جمله ای زیبا در نهج البلاغه مورد اشاره قرار داده اند؛ ایشان در توضیح فلسفه حج می فرمایند:
« مگر نمی بینید خداوند انسان ها را از زمان آدم تا انسان های آخرین این جهان با سنگ هایی که نه زیان می رسانند و نه نفع می بخشند، نه می بینند و نه می شنوند، آزمایش کرده، این سنگ ها را خانه محترم خود قرار داده و آن را موجب پایداری و پا برجایی مردم گردانیده است؟! ؛ سپس آن را در پر سنگلاخ ترین مکان ها و بی گیاه ترین نقاط زمین؛ و کم فاصله ترین دره ها قرار داد... این آزمونی بزرگ؛ امتحانی شدید و آزمایشی آشکار و پاکسازی و خالص گردانیدنی مؤثر است که خداوند آن را سبب رحمت و رسیدن به بهشتش قرار داد».(2)
پس باید دانست که هرچند در دستور و فرامین خداوند حقیقت های بسیاری وجود دارد که برخی از انها برای ما آشکار است اما اگر هیچ یک از حقایق بر ما روشن نبود، باز حقیقت عبادات و احکام به عنوان یک آزمون بزرگ برای مومنان ،عین دستور حکیمانه و مصلحت آمیز خداوند محسوب می شد .
ثانیا به حکم عقل و اثبات حکمت خداوند و به مقتضای نقل و معارف وحیانی بر ما روشن است که در پس همه دستورات الهی حکمت ها و ثمرات خاصی نهفته است که ممکن است بسیاری از آن ها برای ما مخفی باشد ؛ اما با وجود این خفا و عدم تبیین که عامل مهمی در سنجش میزان تسلیم بندگان نیز محسوب می شود ، این حقیقت نباید هیچگاه مورد غفلت قرار بگیرد که احکام شرع تابع مصالح و مفاسد است، یعنی چیزی بدون جهت حلال یا حرام نشده است.
حضرت رضا (ع) میفرماید : «میبینیم که خدای متعال چیزهایی را حلال کرده است که مردم در زندگی و ادامه اش به آن نیازمند هستند و برای آنان مصلحت و فائده ای دارد، و چیزهایی را حرام کرده که علاوه بر این که مورد نیاز بشر نیست، موجب فساد و فنا و نیستی او میباشد». (3)
البته وقتی گفته میشود: فلان کار به مصلحت بشر است، نباید فقط فواید جسمی و بهداشتی و مادی به نظر آید، بلکه فواید جسمی، روحی، فردی، اجتماعی، دنیوی، اخروی و هر نوع فایدة دیگر که فرض شود، همه جزء مصالح بندگان است. چه بسا یک حکم فایدة جسمی و مادی نداشته باشد، ولی از نظر روحی باعث تهذیب و پاکی نفس شود؛ پس کشف یا عدم کشف پاسخ در پرسش فلسفه و حکمت های احکام لطمه ای به اعتقاد پیشین ما در خصوص حکیمانه بودن این دستورات نمی زند .
در این زمینه چند کتاب برای مطالعه معرفی می شود :
1- فلسفه احکام برای جوانان ، نوشته اسدالله محمدی نیا ، انتشارات سبط اکبر ، قم
2- فلسفه و اسرار احکام ، نوشته محمد وحیدی ، نشر هاجر
3- علل الشرایع ، تالیف شیخ صدوق ، انتشارات داوری ، قم
پینوشتها:
1. نهج البلاغه ، کلمات قصار .125 نشر موسسه امیر المومنین، قم، 1380ش.
2 همان ، ص115 ، خطبه191 .
3. علامه مجلسي ، بحارالانوار، نشر اسلاميه ، تهران ، بي تا، ج 6، ص 93 .






