chera amam alli bad az shahadat hazrat zahra nam farzandan khod ra be nam se e khalife nam gozari kardanad

va sanad tarikhi shahadat hazrat zahra chist?

بسیاری از عرب‌ها در دوره قبل از اسلام، نام فرزندانشان را ابوبکر، عمر و عثمان می‌گذاشتند. این اسم‌ها در زمره اسم‌های رایج آن زمان بود. هنوز هم بین عرب‌ها این اسم‌ها رواج دارد.
تعدادی از صحابه پیامبر نام‌هایشان ابوبکر، عمر و یا عثمان است. همه این ها قبل از نامگذاری فرزندان امام علی بدین اسم‌ها است. مانند عثمان بن حنیف.
وجود ذکر نام ها ی خلفا در میان فرزندان یا شیعیان علی و فرزندان شان (ع)، به تنهایی نمی تواند دلیل منطقی و عقلانی بر تأیید باشد. یکی از فرزندان امام سجاد (ع) نیز نامش عمر بود که انسانی دانشمند، پرهیزکار، سخی و متولی موقوفات پیامبر (ص) و علی (ع) بود. امام باقر (ع) در باره وی گوید: او به منزله چشم من است. (1) همچنین نام یکی از نوه های امام سجاد، ابوبکر عبدالله باهر عقیقی بود و یکی از نوه های آن حضرت با ام خالد، نوه مصعب بن زبیر که مختار را کشت، ازدواج می کند. (2) این گونه نامگذاری ها و وصلت ها در آن عصر، امری متعارف و معمول بوده و با فرهنگ آن زمان همسویی داشته است.
نامگذاری در هر اجتماعی، به فرهنگ و سنت آن اجتماع وابسته است. عرب‏ها برای خود یک سری نام‏های متداول داشته‏اند که مربوط به فرهنگ آن جامعه است، که از جمله آن: ابوبکر، عثمان، عمر، معاویه، عمر، یزید و... می‏باشد.
این اسامی در فرهنگ زمان امامان پیشین، مطلوب و مرسوم بود. امروز هم در بسیاری از کشورها و مناطق عرب نشین، این اسم‏ها مورد پسند مردم است. مردم فرزندانشان را بدین نام­ها نامگذاری می‏کنند. امامان‏(ع) نیز طبق فرهنگ و سنت متداول زمان خویش، فرزندان‏شان را به این اسامی می‏نامیدند.
حتي بين شيعه تا قرونهاي دو و سه كم وبيش اين نامها موجود بوده است گاهي اشخاصي از شيعه كه داراي اين نامها بوده اند نيز ازعلماي بزرگ مانند عثمان بن سعيد عمري كه اولين نايب خاص امام زمان بود نيز روات بزرگ ديگري كه به نامهاي عمر يا عثمان بوده اند بسيارند
نيز بين اصحاب امامان و خاندان آنها نام معاويه ويزيد بسيار است
تسمیه به نام معاویه:
ـ معاویة بن عبدالله بن جعفربن ابیطالب از بنی هاشم؛
ـ معاویة بن عمار و معاویة بن وهب از شیعیان و اصحاب امام باقر(ع)؛
ـ معاویة بن سعید، معاویة بن سلمه، معاویة بن سواده، معاویة بن صالح،، همگی از شیعیان و اصحاب امام صادق(ع)؛
ـ معاویة الجعفری از شیعیان و اصحاب امام موسی کاظم(ع)؛
ـ معاویة بن حکیم و معاویة بن یحیی از اصحاب امام رضا (ع) و ....
نام گذاری به یزید:
ـ یزید بن معاویة بن عبدالله بن جعفر (مادرش فاطمه بنت حسین بن حسن بن علی(ع))؛
ـ یزید بن احنف، یزیدبن جبله، یزید بن طعمه، یزید بن قیس، یزید بن نویره، یزید بن هانی از شیعیان و اصحاب حضرت علی (ع)؛
ـ یزید بن لهیط، یزید بن حصین، یزید بن زیاد از شیعیان و اصحاب امام حسین (ع) و هر سه از شهدای کربلا؛
ـ یزیدبن حاتم از شیعیان و اصحاب امام زین العابدین (ع)؛

نتيجه آن كه نه‏ نامگذاری اسامی ابوبکر، عمر، عثمان و معاویه دلیل بر خوبی و تأیید خلیفه اول، دوم و سوم و معاویة بن ابی سفیان است و نه این اسم‏ها را بر فرزندان خود نگذاشتن، دلیل بر بدی و نشانه عدم تأیید؛ چرا که نامگذاری در هر اجتماعی، به فرهنگ و سنت آن اجتماع بستگی دارد.
در عرف اجتماعی آن زمان، این نامگذاری ها به هیچ وجه بیانگر کیفیت روابط صاحبان این اسامی با یکدیگر نبوده است.
بعد از حادثه کربلا و ستم‏های‏ خلفا و بنی امیه، به مرور زمان فاصله فرهنگی بین شیعه و سنی بیش تر گردید. رفته رفته در فرهنگ شیعه یک سری اسم‏ها رواج یافت. یک سری اسم‏ها از رونق افتاد. شیعیان در قرون بعد کوشیدند با نامگذاری فرزندان خویش به نام‏های پیامبر و اهل بیت و صحابه با وفایشان، به نوعی در پی زنده کردن ارزش‏ها برآیند.
اگر در بین اسامی فرزندان امامان(ع) دقت شود، همین فرهنگ در بین امامان متأخر به چشم می‏خورد؛ یعنی اگر چند امام پیشین اسم­هایی که بعداً در فرهنگ متروک شد، برای فرزندان خویش گذاشتند، چنین نامگذاری در فرزندان امامان متأخر کمتر دیده می شود.

پی نوشت ها:
1. الشيخ محمد تقي التستري، قاموس الرجال، ج 8، ص 217، مؤسسة النشر الإسلامي التابعة لجماعة المدرسين بقم المشرفة، 1417، چاپ دوم.
2. سید مهدی رجائی موسوی، المعقبون من آل ابی طالب، ج 3، ص 3، مؤسسه عاشورا، 1427 ق، چاپ اول.

‌ پيرامون شهادت حضرت زهرا
برای بیان گوشه ای از واقعیت , به مسانید و کتب اهل سنّت مراجعه می کنیم :
عبدالفتاح عبدالمقصود (یکی از نویسندگان اهل سنت ) داستان غم انگیز هجوم به خانه وحی و هتک حرمت بضعه الرسول (ص)را چنین بیان می کند: عمر بن خطاب در حالی که گروهی او را همراهی می کردند, جهت اخذ بیعت از علی بن ابیطالب (ع)برای ابوبکر به در خانه فاطمه (س)آمد و فریاد زد: سوگند به آن کسی که جان عمر در دست اوست! باید از خانه بیرون بیایید. در غیر این صورت خانه را به سر ساکنانش آتش می زنم . عده ای از صحابه که از خدا می ترسیدند و حرمت پیامبر(ص)را در مورد فرزندانش رعایت می کردند گفتند: اباحفص (کنیه عمر) چگونه می خواهی خانه را به آتش بکشی، درحالی که فاطمه (س)در این خانه است ؟ عمر با بی پروایی و بی حیایی تمام با صدای بلند گفت : اگر چه فاطمه باشد به آتش می کشم . سپس عمر به خانه فاطمه (س)هجوم برد و با مشت و لگد به در می کوبید تا به زور وارد خانه شود. علی (ع)از خانه بیرون آمد. در همان هنگام طنین صدای گریه و ناله جان سوز فاطمه (س)دخت گرامی پیامبر که در نزدیکی در خانه بود, بلندشد. استغاثه کنان از صمیم قلب و عمق جان فریاد می زد و می فرمود: یا ابتاه یا رسول اللّه , ببین بعد از رحلت تو عمر و ابوبکرچه به روزگار دخترت آورده اند(1)!
صدای جان سوز زهرا(س) چنان جدّی و دردناک بود که گویا می خواهد پدرش رسول خدا را که به ظاهر در نزدیکی خانه اش خفته و در رضوان پروردگارش جای گرفته , به دنیا برگرداند تا یکی از اصحاب سرکش گردن فراز بی پروا را که به خانه اش هجوم آورده , به جای خود بنشاند و جبروتش را زایل سازد و شدت عمل و سخت گیریش را نابود سازد.(2)
عبدالله الصفدری شافعی از قول نظام بصری نقل کرده : در روزی که عمر بن خطاب جهت بیعت گرفتن از علی (ع)برای ابوبکر,به خانه فاطمه (س)هجوم برد ، چنان ضربه ای به پهلوی فاطمه وارد کرد که فرزند داخل رحمش یعنی محسن را ساقط کرد.(3)
ذهبی در میزان الاعتدال می نویسد: محسن با ضربه لگدی که عمر به پهلوی فاطمه زد، کشته شد.
مسعودی می نویسد: درِ خانه فاطمه (س)را آتش زدند. زهرا سیده زنان را چنان با در فشار دادند تا این که محسن او کشته شد.(4) عبداله بن عباس نقل می کند: روزی پیامبر اکرم (ص)را دیدیم که به شدت گریه می کرد. از علت آن پرسیدیم ،فرمود: می بینم روزی راکه فاطمه من مورد بی احترامی قرار می گیرد. ارث و حق او را غصب می کنند. پهلوی او رامی شکنند, محمول رحم او را می کشند. دخترم پیوسته گریه و ندبه می کند و می گوید: یا محمداه ! ولی کسی به او جواب نمی دهد.(5)
ضربه هایی که از عمر بن خطاب به پهلو و صورت و از قنفذ و مغیره به بازوی حضرت صدیقه طاهره وارد شد و غم و اندوه وخون دلی که از هتّاکی و بی حرمتی عده ای و سکوت و بی تفاوتی دیگران نسبت به ظلم و ستم هایی که به فاطمه (س)و اهل بیتش وارد شد، موجب گشت که فاطمه (س)در بستر بیماری بخوابد. بعد از رحلت پدر بزرگوارش نتواند بیش تر از دو ماه و نیم یا حداکثر سه ماه و پنج روز ـ به اختلاف روایات ـ زندگی نماید.

پی نوشت ها:
1.ابن قتیبه دینوری ، الامامه و السیاسه , ج 1 ص 16 مطلب را این گونه بیان می کند: فلمّا سمعت اصواتهم نادت بأعلی صوتها, یا ابتاه یا رسول اللّه ماذالقینا بعدک من ابن الخطاب و ابن ابی قحافه .
2.عبدالفتاح عبدالمقصود, الامام علی (ع) ،تهران ، شرکت سهامی انتشار ، 1351 ش ، ترجمه سید محمد مهدی جعفریج 4 ص 274ـ 277 .
3 الوافی بالوفیات ، صلاح الدین بن ابیک صفدری ،, ج 6 ،ص 17 ،حدیث شماره 2444
4.اثبات الوصیه، علی بن حسین مسعودی ، قم ، بصیرتی, ص 110.
5.،فراید السمطین ، ابراهیم بن محمد جوینی ، بیروت ، موسسه المحمودی . , ج 2 ص 34.

پاسخ به سوال مورد نظرتان طی یک مقاله تحقیقی و بر اساس منابع اهل سنت در سایت های متعدد بیان شده که می توانید مراجعه نمایید.
http://www.hawzah.net/Hawzah/Questions/QuestionView.aspx?LanguageID=1&Qu...
www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=monazerat...