سلام...
من دختري هستم منزوي وتنها نيمدونم بااينكه كاراي ميكنم كه به خدا نزديك شم ولي نميشه نمازامو سروقت مي خونم نمازشب مي خونم ولي حس قريبي دارم فكرميكنم خدابه من توجهي نداره سوالات زيادي ازخودم ميكنم ولي جوابي واسشون ندارم درسته هنوز سني ندارم(22سالم)ولي هرجي ازش خواستم به من نداده هرجندجيزاي مهمي مثل خانواده خوب وسلامتي كه مهمه رودارم ولي...
ازشماخواهشي دارم نميدونم جوابمو ميديد يانه اخه باراوليه كه جيزي ميفرستم شماره اقاي نقويان رومي خوام سوالاتي كه نميدونم جه جوري بنويسم روازش بخوام خواهشا"شايدازنظرشماسوالام مسخره باشه ولي منومنزوي كرده ياتوسايت باراهنماي شما سريع جوابامو بدست بيارم ممنون

به نام خدا
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با مركز ملي پاسخگويي به سوالات ديني
در پاسخ به سوال به نکاتی باید توجه کنید :
الف) نزدیکی به خدا امری است که یک شبه نمی توان به آن رسید بلکه نیازمند زمان و انجام اقداماتی است که مهم ترین آن معرفت خدا،عبادت و ... است. اما نزدیک ترین راه به سوی خدا ، ترک معصیت و انجام دستور خداست . مخصوصاً جوانان به جهت توانایی های جسمی و رشد و بلوغ شهوی اگر بتوانند خود را از زمینه های گناه دور نگه دارند و دل و دست وزبان و چشم خود را از آلوده شدن پاک نگه دارند، می توانند از قرب الهی بهره مند گردند. در روایتی از امام صادق (ع)آمده : «خداوند به حضرت موسی فرمود: بهترین وسیله تقرب به سوی من پارسایی و ترک معصیت است . اگر کسی پارسایی داشته باشد او را در بهشت های عدن جای می دهم »!.
در روایت دیگر از پیامبر (ص)آمده :« از جمله کسانی که در سایهء رحمت الهی قرار دارند جوانی است که به عبودیت و بندگی تن دهد». (1)
بنابراین نزدیکی به خدا، نیازمند زمان و انجام اقداماتی است که باید در طول گذشت زمان به آنها دست یافت. لذا نگران نباشید و مطمئن باشید اگر به وظایف شرعیه خود عمل کنید، خداوند به شما توجه ویژه دارد.
برای مطالعه بیشتر به کتاب های زیر مراجعه نمایید:
2. تهذیب نفس یا خودسازی: استاد ابراهیم امینی
3. خودشناسی برای خودسازی : استاد مصباح یزدی
نوشته اید :
"سوالات زيادي ازخودم مي كنم ولي جوابي واسشون ندارم"
خواهر گرامی اگر شبهه و سؤالى در ذهن خود دارید، بدون واهمه آن‏ها را مطرح نمایید . از راه اندیشیدن یا مطالعه کردن و یا مکاتبه نمودن با ما در پی یافتن پاسخی رضایت بخش جهت پرسش های خود باشید.
ب) نوشته اید :"هرجي ازش خواستم به من نداده هر چند چيزاي مهمي مثل خانواده خوب وسلامتي كه مهمه رودارم، ولي... "
خواهر گرامی؛ در این زمینه لازم است به چند نکته توجه کنید :
نکته اول :
خداوند حکیم، نظام هستی را بر پایه اسباب و مسببات قرار داده است؛ یعنی برای پیدایش هر پدیده ای، علتی خاص و برای حل هر مشکلی، راهکارهای ویژه ای تعیین نموده است .
حضرتش از یک سو به انسان "عقل و اندیشه " عنایت کرد تا با کمک آن و مشورت با دیگران راه حل مشکلات را بیابد و افق آینده زندگی خویش را ببیند. بر آن اساس، تدبیر و برنامه ریزی کند و به هدف برسد. از سویی دیگر، دو گونه اسباب و علل مقرر داشته است: مادی و معنوی.
هر کار خدا پسندانه مثل دعا و مناجات با خدا و مانند آن، اسباب معنوی هستند. اما این ها جایگزین علل مادی نمی شوند؛ بلکه انسان باید به کمک عقل و فکر خدا دادی خود و مشورت با افراد آگاه و متخصص، در هر کاری اقدام نماید. همزمان از آغاز هر کار تا پایان آن، به لطف و عنایت های خداوند امیدوار باشد و دعا کند. از او بخواهد اقداماتش را به هدف و نتیجه برساند؛ چون علل مادی را نیز خدا مقرر داشته است و آن ها به اراده و خواست خدا تأثیر می گذارند.
بنابراین، دعا و نماز به تنهایی راه­ حل صد در صدی برای حل هر گونه مشکلی نیست. از این رو، دعا و نماز بدون کار و تلاش و تدبیر و برنامه­ریزی و نگاه کارشناسانه و متخصصانه به مسائل و امور، نتیجه­ای ندارد؛ چنان که پیامبر اکرم (ص) فرمود: «الداعى بلا عمل کالرامى بلا وتر؛ (2) کسى که دعا مى‏کند و به دنبال آن تلاش و عمل نمى‏کند، مانند آن است که بى چله کمان، تیر مى‏اندازد».
بنابراین، دعا نمى‏تواند جاى کار، تلاش ، برنامه ریزى و به کار گیری تخصص در هر کاری را بگیرد؛ بلکه مکمل آن مى‏تواند باشد.
نکته دوم:
خدا بنده مؤمنش را دوست دارد. دعاها و حاجاتی را که دارد، اگر برای بنده اش خیر و منفعت داشته باشد، اجابت می کند.حاجت هایی را که به ضرر بنده اش می باشد، اجابت نمی کند.
ما انسان ها از آن جایی که از غیب و سرانجام کارها بی اطلاع هستیم، خیلی اوقات کارها یا برآورده شدن حاجاتی را صد در صد به نفع خود می دانیم؛ در حالی که واقع امر این گونه نیست. گاهی نیز سختی ها، مصیبت ها و مشکلاتی را صد در صد به ضرر خود می پنداریم و حال آن که آنچه خداوند می داند و برای ما مقرر کرده، به ضرر ما نیست. قرآن کریم می فرماید:
«و عسی أن تکرهوا شیئا و هو خیر لکم و عسی أن تحبوا شیئا و هو شرّ لکم؛ (3) چه بسا چیزی را شما بد و ناگوار بدانید، در حالی که خیر شما در آن است و یا چیزی را دوست داشته باشید، اما واقع امر این است که آن چیز به ضرر شما است».
نکته سوم:
گاهی دعا به اجابت مي سد، ‌اما ما به آن توجه نداریم. امیر مؤمنان (ع) می فرماید: «دیر اجابت نمودن خدا، ‌تو را ناامید نکند که همانا بخشش، ‌بسته به مقدار درخواست است. چه بسا در اجابت دعای تو تأخیر رخ دهد تا درخواست تو طولانی تر گردد و بخشش خدا کامل تر شود. چه بسا چیزی را خواسته ای آن را به تو نداده، اما بهتر از آن را در این دنیا یا آن دنیا به تو داده است و یا خیر و صلاح واقعی شما آن بوده که آن را از شما باز دارد. چه بسا چیزی را طلب نمودی که اگر به تو می داد، ‌تباهی دین یا تباهی و ناراحتی های دنیای خود را در آن می دیدی». (4)
نکته چهارم:
گاهی دعا اجابت می شود‌، اما خواسته انسان بر آورده نمی شود؛ چون خیر و صلاح بنده خدا در عدم اجابت دعایش هست. چنان که بر اساس گزارش قرآن کریم برخی از دعا هایی که بعضی از پیامبران الهی مانند حضرت ابراهیم یا حضرت نوح نموده اند، به آنان داده نشده است؛ ولی آنچه خداوند در عوض عدم استجابت دعا برای بنده یا بندگانش در نظر گرفته و می خواهد آن را در آخرت به بنده خود عطا کند، بسیار برتر از آن چیز هایی است که انسان از خدا خواسته است.
نکته پنجم:
از روایات استفاده می شود که هیچ دعایی بی اثر نیست و هر دعایی در دنیا و آخرت تأثیر مناسب خود را دارد. پس در واقع هر دعایی به اجابت می رسد؛ اما گونه های اجابت آن، مختلف است.
نکته ششم:
استجابت دعا از یک سو «آداب» و «شرایطی» دارد که باید آن را محقق ساخت. از سویی دیگر، موانعی برای استجابت دعا وجود دارد که باید آن­ را بر طرف کرد. عدم توجه به هر یک، سبب عدم استجابت دعا می گردد.
البته برخی از شرایط استجابت، مربوط به دعا کننده است؛ چه آن که انگیزه، میزان معرفت ، ایمان، تقوا، اخلاص، صداقت، حالات روحی و معنوی و تقیّد و پایبندی دعا کننده به عبادات و نماز اول وقت، در استجابت دعا مؤثر است.
خواهر گرامی در صورت تمایل می توانید در مورد خواسته های خود بنویسید تاراهنمایی های لازم تقدیم شود.
موفق باشید.
پی ‌نوشت ‌ها:
1. محمدی ری شهری , میزان الحکمة, ج 8 ص 114ماده قرب .
2. احمد بن فهد الحلی ، عدةالداعی ، دار الکتب الاسلامی - قم ، 1407 ق ، ص 97.
3. بقره (2)، آیه 216.
4. نهج البلاغه، ترجمه فیض الاسلام،النتشارات فقیه ، تهران، نامه 31.